گبه بافی درایران (ایلات وعشایر2)

 

گبه، رنگين کماني از هنر زنان ايلاتي 

صداي چنگک به آرامي ولي ماهرانه بر خامه گبه فرود مي آيد. زن گبه باف روستايي، رج به رج تار و پود رنگ آميزي شده زيرانداز چشمنواز را با شور و شوق به هم مي تند که با هر گره استادانه، گبه قد مي کشد. گبه نوعي فرش از جنس قالي است، اما رنگ يک دست و ميزان ضخامت و نقوش گاه برجسته آن دلربايي اين دست آفريده هنري بيشتر عشايري - ايلاتي را از قالي مجزا مي سازد.   «گبه» نقش و طرح شيدايي ولي استثنايي دارد. گاه زنان ايلاتي جنوب با بافت «گبه» رنگين کماني از هنر بديع را عرضه مي کنند که در ديدگان شيفته هنردوستان موج تحسين به سان زلال اشک تموجي فريبالي دارد. «گبه»، شاهکار دست آفريده روستايي است که پيچاپيچ انگشتان ظريف و تحسين برانگيز زنان با نبوغ ايلاتي، گاه پرواز مرغان را چنان با مهارت بر قلب «گبه» نقش مي زنند که از هر تابلوي ظريف نقاشي تماشايي تر است. 
دست آفريده هاي افسون کننده 
 «گبه»، زيراندازي هنري است، حيف که زيرپا قرار مي گيرد، بايد اين دست آفريده شوق آميز روستايي را به ديده هاي مشتاق نشان داد... گبه دست آفريده اي از جنس زيراندازهاي مقاوم و استواري است که در قطع معمول قاليچه، توسط زنان هنرآفرين عشايري و ايلات لر و قشقايي با تبحر و نوآوري چشم افسا بافته مي شود. گبه هاي بافته شده توسط زنان ايلات قشقايي و لر نرم و ضخيم تر از فرش است، اما دست آفريده هاي زنان گبه باف عشايري داراي پرزهاي بلند و نقشه هاي بديع و حيران کننده است، که رنگ آميزي آنها دلنشين و گاه بهت آور است.  زنان عشايري و ايلات لر و قشقايي که سراسر عمر و حيات آنان در پهنه هاي چشم نواز کوهستاني، در بطن مرغزاران باشکوه، جويباران و سبزه زاران طبيعت دلگشا و جان پرور مي گذرد، بهره گيري از مناظر افسون کننده طبيعت و رنگ هاي باشکوه و دلفريب کوهپايه هاي حيات بخش در متن زيرانداز گبه شوقي وافر در دوستداران صنايع دستي روستايي و سنتي به جا مي گذارد.  زنان خبره و کارکشته ايلي - عشايري که ساليان متمادي است گبه مي بافند و دست آفريده هاي جذاب آنان اکنون در مغازه هاي فرش فروشي سراسر شهرهاي اروپايي عرضه مي شود، در پديد آوردن ابتکاري و خوش نقش گبه از تعداد پود فزون تري بهره مي گيرند.  چنين گبه هايي داراي شور و حال طبيعت افسون کننده مناظر کوهپايه اي زاگرس هستند اين شيوه را با اين هدف در دستور کار بافت گبه رعايت مي کنند که در نرمي و لطافت گبه تاثير آهن ربايي دارد، ولي تعداد پود برخي گبه ها از سه تا هشت واحد در هر رج متفاوت است و ميزان بلندي پودها نيز گاه تا يک سانتيمتر فراتر مي رود.  گبه هاي مستحکم و استوار ايلي - عشايري در اندازه هاي مختلفي بافته مي شود، ولي سه نوع آن بيشتر رواج دارد که عبارتند از: گبه در مقياس قاليچه و بيشتر در اندازه 1  /  5 در 2 متر و 20 سانتيمتر، گبه پتويي و سرانجام گبه در اندازه قالي.  گبه در مقياس قاليچه که تا پنجاه درصد ميزان بافت سالانه اين نوع زيرانداز ايلي - عشايري ايران زمين را در برمي گيرد داراي پرز و خواب بلند است که تعداد پودهاي آن در هر رج به هشت واحد مي رسد.  زنان و دختران گبه باف ايلي - عشايري، گبه در اندازه قالي هاي بزرگ، بالاي چهار مترمربعي را با درخواست و سفارش قبلي در دست هنرآفرين مي گيرند، چون اين نوع گبه خريدار زيادي ندارد. هرگاه تعداد و شمار رشته هاي پود گبه در هر رج از سه واحد تجاوز نکند اين دستبافت با پرزهاي بلند را «قالي گبه» مي نامند.  گبه پتويي، نرم و لطيف است و افراد خانوارهاي ايلي - عشايري وقتي نيمي از سال را در نواحي ييلاقي به سر مي آورند، از اين وسيله در خواب به عنوان پتو استفاده مي کنند. گبه هاي لطيف پتويي به دليل بهره بردن از پود فراوان، نرمي مخصوص دارند و خواب پرز و پودهاي اضافه آن از ظرافت بيشتري برخوردار است.  زنان و دختران بافنده گبه هاي پتويي بايد شکيبايي خاص را با ظريف بافي درآميزند و گاه حوصله در کار را چنان فزون سازند که 14 پود شگفتي ساز را ماهرانه در کنار هم نقش زنند که يک رج گبه پتويي را در برگيرد. اين گونه بافت نياز به مهارت فراوان دارد.
شوق فراگيري 
صنايع دستي روستايي، ايلي - عشايري در مجموع به عنوان دست آفريده هاي ملي به جهت بهره بردن از ارزش هاي اصيل و سنتي و هنري و فرهنگي آن از گذشته هاي دور تا به امروز در بين زنان ماهر بافنده و مردم ميهن ما داراي جايگاه والايي است.  سهولت در تهيه مواد اوليه طبيعي دست آفريده هاي روستايي، ايلي - عشايري به خصوص گبه هاي چشم نواز در آبادي ها و متن ييلاق و قشلاق و ابزارهاي سنتي و محلي بافت زيراندازها، شرايط مناسبي را براي شوق فراگيري پديد آوردن دستبافته هاي هنري به وجود آورده است.  از سوي ديگر نداشتن پيچيدگي در توليد اين گونه دست آفريده ها موجب گرديده است که درحال حاضر خانوارهاي کثيري در روستاها و مناطق دورافتاده و کوهستاني ايلي - عشايري براي توليد چنين دستبافته ها تلاش درخوري را به کار بندند.  وسايل و ابزار مورد نياز براي بافت گبه عبارتند از: دار مخصوص گبه بافي، چنگک، قيچي، شانه کوب فلزي و چاقو. در اين ميان مهمترين و اصلي ترين وسيله همان دار گبه بافي است. زنان و دختران ماهر گبه باف، دار گبه را در اندازه هاي مختلف سفارش داده شده، به صورت افقي و برروي سطح کف محل بافت قرار مي دهند. دار گبه در مناطق روستايي بيشتر از جنس فلز بوده ولي در نقاط ايلي - عشايري به علت وفور درختان ستبر، دار گبه را از چوب مي تراشند.  اکثر بافندگان گبه در بخش هاي گوناگون عشايري کار ظريف دست آفريده گبه را بدون طرح و يا نقشه هاي از پيش تهيه شده به انجام مي رسانند. بعضي دختران عشايري که مهارت چنداني در پديدآوردن گبه ندارند، معمولا براي شروع کار گبه بافته شده اي را در مقابل ديدگان خود قرار مي دهند که در محل به اين شيوه «دستور» مي گويند. ولي مادران و مادربزرگ هاي باتجربه در مناطق ايلي - عشايري نيازي به طرح دستوري ندارند. آنان بافنده هاي قابلي هستند که ضمن بهره گيري از مناظر شيفته کننده طبيعت افسون گر، از سليقه هاي جذاب، تنوع جذاب رنگ هاي سحرآميز و نوآوري براي شکل دادن به تار و پود گبه استفاده مي کنند.  همين نگاه ها در هنگام بافت و انتخاب رنگ ها، ترکيب بندي افسون کننده پرزها با تار و پود گبه سبب مي شود دست آفريده هايي پديد آيد که داراي ويژگي هاي بسيار بوده و متفاوت با نمونه هاي قبلي ظاهر شود. چنين گبه هايي که هميشه با تنوع رنگ ها و نوآوري مستمر همراه بوده در بازارهاي ملي و بين المللي به خصوص در نمايشگاه هاي دست آفريده هاي خاوردور و کشورهاي اروپايي درخششي پرفروغ و ماندگار داشته باشد.
دست آفريده هاي خلاق و رويايي 
براي تار و پود بافت شکيل و جذاب گبه از نخ پنبه اي طبيعي و نخ پنبه اي مخلوط با موي بز استفاده مي شود.  زنان و دختران ماهر بافنده براي پود گبه هاي خوش نقش از پشم گوسفندان بهره مي گيرند و با دستان هنرمند خود اين پشم رمه هاي کوهستاني را مي ريسند و براي بافت گبه آماده مي کنند. مرغوب ترين پشم براي بافت انواع قالي و گبه هاي خوشرنگ، پشم دامنه هاي انتهايي کوهپايه هاي زاگرس در فراز استان فارس است که لطافت و استحکام آن زبانزد خاص و عام است.  تعداد نخ هاي پود گبه به کار رفته در هر رج اين دست آفريده هنري و چشم افسا که داراي ساختاري درشت است از سه تا هشت واحد و در انواع ريزتر گبه هاي نوع ظريف پتويي با مهارت فوق العاده حتي تا 14 پود در تغيير است. گبه براي عرضه در بازارهاي ملي و بين المللي در اندازه هاي عرض يک متر و بيست تا طول 2 متر و حداکثر 2 متر و 50 سانتيمتر بافته مي شود. براي پديد آوردن يک گبه خوشرنگ در اندازه 2 متر و 20 سانتيمتر طول با عرض 1  /  5 متر بافندگان ماهر قشقايي و دختران و زنان بختياري حدود هشت کيلوگرم پشم حلاجي شده گوسفند و تقريبا سه کيلوگرم موي بز را به هم مي آميزند.  دست آفريده هاي خلاق و رويايي گبه معمولا در اصطلاح بافندگان درشت بافت است و بلنداي پود گبه دست کم تا يک سانتيمتر مي رسد. البته بعضي مصرف کنندگان به تجار اروپايي و يا بازرگانان خاوردور سفارش هاي خاص از نظر طول و عرض، نحوه رنگ آميزي و نقش هاي ويژه ارائه مي دهند که ممکن است اين اندازه ها تغيير کند.  هنرمند خالق و چيره دست گبه با چهره و سيمايي برخاسته از روايت هاي ايلي و مضامين طبيعي و حتي بيان حالات روحي خانوارهاي هميشه پراکنده در پهنه هاي کوهستاني، کنار آبشارهاي مصفا و سبزه زاران دشت و کوهپايه ها مي کوشد در بوم گبه، اين واقعيت هاي روحاني را تجسم بخشد.  طرح ها و نقوش طبيعي گبه به گونه اي با افکار و حالات روحي و رواني پديدآورندگان اين نوع دستبافته هاي هنري هماهنگي دارد. بسياري از نقوش چشم افسا و افسانه اي گبه هاي پديد آمده در خانوارهاي ايلي - عشايري چنين است. نقوش دلربا و انعکاس يافته در پهنه طبيعت سرگشته کوهستاني در متن گبه مشاهده مي شود، اما طراحي در قالي به گونه اي است که بافنده در چارچوب طرح دستوري که در مقابل ديدگان خود دارد کار مي کند، ولي پديدآورنده هنرمند گبه به سان يک موسيقيدان ماهر و دلنواز، با دست هاي باز بافت اين دست آفريده هنري را ادامه مي دهد. بايد گفت که نقش هاي جان گرفته بر متن گبه خودجوش است. اين نقوش چنان با سادگي و حتي بياني زلال و شفاف و آهنگين بر عرصه گبه مي نشيند که هارموني روح نواز چنين نقش هاي طبيعي و ماهر اصالت گبه هاي ايلي - عشايري را فرياد مي کند.

حکايت غم انگيز ترنج ايران
صنايع دستي ايران به عنوان نماد و تبلور فرهنگ غني اين سرزمين از ديرباز شهرتي جهاني داشته است. خمير مايه اصلي آثاري که به دست هنرمندان خلاق و سختکوش ايراني پديد آمده از عمق تاريخ کهن اين مرز و بوم نشات گرفته است. در اين ميان فرش دستباف ايراني با رنگ ها و نقشه هاي متنوع از جمله ترنج سرخ ارغواني، شکارگاه، فرش گلداني، فرش درختي، فرش گلداني لري، فرش راور، قاليچه خشمه و فرش پيچ مو و ... از جايگاه ويژه اي در صنايع دستي کشور برخوردار است. تا چندي پيش آوازه فرش ايراني، سراسر جهان از اروپا تا آمريکا و حتي شرق دور را در نورديده بود، به طوري که بسياري از فرش هاي تاريخي ايران زمين زينت بخش موزه هاي معتبر جهان است، اما هم اينک سرنوشت فرش دستباف ايران حکايت غم انگيزي دارد، به طوري که در صورت ادامه روند کنوني آينده اي جز اضمحلال در انتظار اين هنر اصيل ايراني نخواهد بود. سرقت طرح هاي ايراني و تلفيق طرح هاي اصيل و زيباي ايراني با نيروي کار ارزان کشورهايي چون هند، پاکستان، چين، نپال و ... موجب شده تا فرش هاي بافت اين کشورها بسيار ارزانتر از بافت هاي داخل ايران باشد و امکان رقابت را از فرش هاي دستباف ايراني در بازارهاي جهاني بگيرد. اوج شکوفايي فرش ايران تا سال 72 بود و رکود آن نيز از سال 74 با ورود پاکستان، افغانستان، نپال، چين، هندوستان و ترکيه به بازار فرش شروع شد و در همين سال ها عده اي از کارشناسان ايراني براي توليد ارزان فرش در اين کشورها سرمايه گذاري کردند و تجربيات ارزشمند چندصد ساله بافندگان ايراني را نيز به آنان انتقال دادند. گرچه صنعت فرش يکي از کهن ترين صنايع دستي کشور است، غير از تجار فرش، ساير عوامل و شاغلان اين بخش هرگز منزلت و جايگاه واقعي خود را در جامعه به دست نياوردند. صنعت قاليبافي در درون خود 20 شغل جانبي از جمله رنگرزي، چله کشي، نقشه کشي، تهيه نخ هاي کرکي و ابريشمي و فروشندگان فرش دارد، به طوري که نزديک به 10 ميليون نفر در سراسر کشور به صنعت و هنر قاليبافي و حرفه هاي جنبي آن اشتغال دارند. بنابراين نقش فرش در اشتغالزايي و کسب درآمد براي بافندگان غير قابل انکار است. از آنجا که پيدايش رقيب، صنايع فرش دستباف ما در بازارهاي جهاني توانايي خود را از دست داده و متاسفانه از رتبه اول به رده 22 جهان نيز سقوط کرده، براي رونق بخشيدن به اين صنعت هنري و به ويژه صادرات فرش دستباف و ايجاد اشتغال براي جوانان، نياز به يک عزم ملي است. در اين عزم، برنامه ريزي، حذف مقررات و ضوابط دست و پاگير، هدايت و نظارت کارشناسانه و منطبق با نياز بازار ضروري است. سليقه سنجي، نيازسنجي، بازاريابي و به کارگيري مواد اوليه مرغوب و بافت نقشه هاي مناسب بازار لازمه رونق بخشي به اين هنر ديرينه و صادرات فرش است. از طرفي وقت آن رسيده است که فرش ايران جايگاه گذشته خود را در بازار جهاني به دست آورد و براي دستيابي به اين هدف در گام اول رقباي فرصت طلب شبيه ساز بايد از گردونه بازار جهاني پس زده شوند و فرش ايران همچنان با کيفيت و اصالت جاي خود را باز کند. همچنين با توجه به اينکه اقتصاد و بازرگاني جهاني تغيير يافته است، ايران بايد وضعيت تجارت و ارتباطات تجاري خود را با سيستم جديد جهاني متناسب کند، زيرا امروزه ديگر صادرات فرش به شکل سنتي امکان پذير نيست. استفاده از شبکه اينترنت و ارتباطات خاص رايانه اي يکي از اين راه هاست. از طرفي اشتغال يکي از نيازهاي انکارناپذير جوانان است. جوانان جهت رشد و ارتقاي پايگاه اقتصادي و اجتماعي خود به شغل نياز دارند و بحث اشتغال در جامعه ايران از مقوله هاي اساسي و خاص است. رشد سريع بيکاران و ناکام ماندن تلاش مسئولان براي مهار بيکاري موجب فراهم کردن جوي شتابزده براي دسترسي آسان و سريع به کار شده است. اين مسئله مديران و برنامه ريزان را براي تصميم گيري در تنگنا قرار داده و سبب شده است براي حل آن در سطح ملي، منطقه اي و محلي به مشاغلي روي آورند که نياز به نيروي انساني بالا و سرمايه گذاري اندک دارند. شغل بافندگي و صنعت فرش دستباف از جمله مشاغلي به حساب مي آيد که با کمترين سرمايه گذاري و امکان کسب مهارت طي حداکثر سه دوره کوتاه مدت در مقايسه با مشاغل ديگر، مي تواند افراد زيادي را جذب کار کند.


گبه بافی درایران (ایلات وعشایر)

 

گبه، نوعی فرش از جنس قالی است كه معمولا در قطع قالیچه توسط عشایر و ایلات لر و قشقایی بافته می شود و دارای پرزهای (1) بلند است. در بافت گبه از تعداد پود بیشتری استفاده می شود كه این كار در نرمی گبه تاثیر فراوان دارد. تعداد پود برخی از گبه ها گاهی از سه تا هشت پود در هر رج و بلندی پرزها گاهی تا یك سانتی متر هم می رسد.

گبه در اندازه های مختلفی بافته می شود كه عبارتند از: 1_ گبه در اندازه قالیچه 2_ گبه در اندازه قالی 3_ گبه پتویی

1_ گبه در اندازه قالیچه: با پرز و خواب بلند و تعداد پود در هر رج به هشت هم می رسد.

2_ گبه در اندازه قالی: هر گاه شمار رشته های پود در هر رج از سه تجاوز نكند این دستباف را قالی گبه گویند.

3- گبه پتویی: این نوع گبه به دلیل پود فراوان نرمتر و خواب بلند پرز و پودهای اضافه از ظرفیت بیشتری برخوردار است.

وسایل و ابزار مورد نیاز گبه عبارت است از: مهم ترین و اصلی ترین وسیله كه دار می باشد. دار گبه در اندازه های مختلف كه به صورت افقی و در سطح زمین قرار می گیرد. اغلب از جنس چوب یا فلز می باشد و شامل شانه، چاقو و قیچی می باشد. بیشتر بافندگان عشایری بر روی زمین و بر روی دارهای افقی عمل بافتن را بدون نقشه انجام می دهند و برای شروع كار معمولا قالیچه دیگری را كه به آن (دستور) می گویند به كار می برند و در حین بافت انتخاب رنگ ها و تركیب بندی رنگ ها را انجام می دهند و همین امر سبب می شود گبه ای متفاوت با نمونه قبلی به وجود آید.

برای تار گبه از نخ پنبه ای یا نخ پنبه ای مخلوط با موی بز استفاده می شود و برای پود آن از پشم گوسفند استفاده می شود مرغوب ترین پشم جهت بافت انواع قالی و گبه، پشم فارس می باشد. تعداد نخ های پود به كار رفته در هر رج از گبه كه دارای ساختاری درشت است از سه تا هشت و در انواع ریزتر آن تا چهارده پود در تغییر است.

گبه در اندازه های مختلف بافته می شود معمولا در اندازه های 120 تا 100 عرض و طول 250تا 200سانتی متر بافته می شود برای بافت یك گبه در اندازه 20/2*5/1 حدود هشت كیلوگرم پشم و تقریبا سه كیلوگرم موی بز استفاده می شود گبه معمولا درشت بافت است و بلندی پود گبه دست كم یك سانتی متر می باشد. البته در انواع سفارشی ممكن است این اندازه تغییر كند.

هنرمند خالق گبه با صورت هایی برخاسته از روایت و داستان و مضامین طبیعی و بیان حالات روحی در واقع دنیا را از دریچه دید خود در نقش گبه به عرصه ظهور می رساند. طرح ها و نقوش گبه از افكار ساده و روان منشا می گیرد و نقوش خودجوشی با سادگی و بیانی زلال و شفاف بر عرصه بافت شكل می گیرند بافنده با خط تصویر، طبیعت، عشق و شیدایی، آزادگی و آزاد زیستن را نقش می كند.

نقش گبه حكایت حال بافنده است، قصه رمه و شبان است و برف و بوران و آتش و آب و آفتاب و كوچ، عشق و دلدادگی و اسبی كه به سیاه چادر عشق می رود. چهره گبه نامنظم است و نشان از اوج و حضیض حالات روحی بافنده دارد. نقش گبه گریز از تكرار است و بدیع و بر خلاف نقوش طراحان شهری كه پر تكلف و محافظه كارانه است مستقیما از طبیعت الهام می گیرد. نقش گبه و خصوصیات آن را فقط و فقط زندگی ایلیاتی و عشایری تعیین كرده است و می كند و این همان اصالت گبه است.

طراحی و نقش پردازی و حتی رنگ آمیزی گبه از قالی و قالیچه جداست و تابع قواعد و سنت های خاصی است. بافندگان گبه به سبب آزادی از قید و بند در نقش پردازی حتی از بافندگان قالی هم دستشان بازتر است. طرح ها و نقش های گبه تماما ذهنی بوده و بیشتر طرح های هندسی را در بر می گیرد. در یك یا دو حاشیه این قالیچه ها یك شكل ساده و هندسی به صورت مجرد تكرار می شود. ساده كردن خطوط و شكل هندسی دادن به خطوط از جمله خصوصیات مهم گبه بافی در ایران است كه با گذشت زمان در شكل تازه ای انجام می گیرد.

در زمینه ساده آن یك ترنج بزرگ یا چند لوزی كوچك در روی امتدادهای طولی دیده می شود و گاه در متن خالی وسط گبه، نقش درخت یا نقش چهار فصل یا نقش شیر بافته می شود. این نقش ها و صورت ها با رنگ های متفاوت بر گبه های عشایری جلوه خاصی به گبه می دهد. بافندگان گبه در این نقش ها احساسات و تخیلات خود را آزادانه بیان می كنند.

توجه به نقش شیر در گبه های شیری:

به نظر می رسد توجه به نقش شیر بیشتر از آن جهت بوده است كه یكی از صفات حضرت علی(ع) (شیر خدا) بوده و در شجاعت و شهامت او را همواره به شیر مثال زده اند. همچنین این حیوان پر قدرت و شجاع از دیرباز هماورد شاهان بوده و همچنین وجود نقش شیر در بناها و ظروف و منسوجات كه از جمله نمونه های بارز آن را می توان در نقوش تخت جمشید و ظروف ساسانی و در قالی های شكارگاه، همه جا شیر را در جدال با دلاوران می بینیم.

در فرهنگ ایرانیان شیر سمبل شوكت و جلال و قدرت و عظمت بوده است. نقش شیر در نزد لرها و تركان قشقایی متداول بوده است. بافندگان عشایر هر یك به طور نامكرر به این مظهر صولت و شجاعت پرداختند. (البته نقش شیر با فراوانی این حیوان در منطقه كامفیروز و دشت ارژن فارس كه تا اوایل قرن گذشته نسل آن باقی بود هم بی ارتباط نیست.) (2) به طور كلی می توان گفت كه شیر از زمان های قدیم مورد علاقه ایرانیان به خصوص مردم فارس بوده است و از طریق سكه ها، مهرها، شیر سنگی و سایر نقوش بستگی خود را به گذشته حفظ می كردند. این بستگی با گبه های شیری به داخل چادر و زندگی عشایری راه یافته است. همین مسایل سبب شده است كه زنان قالیباف عشایر آن را سمبل مناسبی برای زینت بخشیدن به گبه های خود كنند.

رنگ آمیزی گبه ها زیبا و بی نظیر است. رنگ آمیزی اكثر آنها به استثنای معدودی از آنها تماما طبیعی و گیاهی است. رنگرزی سنتی و بهره گیری از رنگ های گیاهی اعتبار ویژه ای به صنایع دستی عشایر می بخشد همچنین نوعی گبه بافته می شود كه خودرنگ می باشد یعنی بر روی مواد اولیه ای كه در تولید این محصول استفاده می شود هیچ نوع عمل رنگرزی انجام نمی شود. پشم‌ آن اصطلاحا خودرنگ است یعنی مستقیما از دام چیده شده و به عبارت دیگر دستچین است. این نوع گبه در رنگ های طبیعی پشم گوسفند (سفید، سیاه، خاكستری و بژ) بافته می شود. به همین سبب در برابر شستشو و نور آفتاب مقاومت بیشتری دارد حتی می توان گفت مقاومت رنگ آن از قالی هم بیشتر است زیرا مواد تشكیل دهنده رنگ ها كاملا طبیعی است.

مراكز بافت گبه:

گبه بافی در اكثر مناطق روستایی و عشایری مرسوم بوده و مركز اصلی بافت آن در مركز كشور و جنوب می باشد. از جمله مراكز مهم بافت گبه می توان از دو گنبدان، باشت، آرو در شهرستان گچساران، تل گر، چشمه بلقیس، ده شیخ و چرام در شهرستان كهكیلویه از سراب تا ده علیا و ده سفلی و موردراز علیا و سفلی در شهرستان بویر احمد، برازجان و حوزه های روستایی شول و ده كهنه از استان بوشهر نام برد.

استان فارس از گذشته بسیار دور یكی از مهم ترین و بزرگ ترین مراكز ایل نشینی به شمار می رفت. ایلات قشقایی، خمسه، ممسنی و بختیاری به بافت گبه اشتغال داشتند و بهترین گبه ها كار تركان قشقایی فارس می باشد كه در خارج از كشور از اعتبار خاصی برخوردار است.

سرزمین فارس و ایل قشقایی:

سرزمین فارس یكی از بخش هایی است كه محل زندگی عشایر می باشد و بیش از دو سوم از سرزمین فارس محل زندگی عشایر و ایلات مختلفی است كه در طول سالیان دراز در این منطقه گرد هم جمع شده اند. از ایلات مهم مسكون در فارس: ایلات قشقایی، خمسه، ممسنی و بختیاری می باشند كه در نقاط كوهستانی پراكنده شده اند.

ایل قشقایی از دست بافته های بسیار مشهوری برخوردار می باشد كه مورد تحسین جهانی واقع شده است، قالیچه های ایل قشقایی تركی بافت می باشند، نقش آنها تكرار اشكال شكسته و ساده هندسی می باشد. اكثر قالیچه های ایلات فارس از شفافیت رنگی خاصی برخوردار است، تار و پودهای (3) گبه های قشقایی تماما از پشم می باشد و پشم های( 4 )مورد استفاده گبه ها در فارس تهیه می شوند. پشم فارس یكی از مرغوب ترین پشم ها جهت بافت قالی و گبه می باشد.

گبه قشقایی:

دست بافته های كوچ نشینان قشقایی باغ های بافته ای را می ماند كه در نهایت ظرافت و دقت زبان باز می كنند و از طریق نمایش نقش ها تاریخ قومی و قدمت فرهنگی و قلمرو ذوق این كوچندگان را بازگو می نمایند.

هر یك از بافته های عشایری دارای نشانه قومی و تاریخی است به همین دلیل بافته های بلوچ و تركمن افشار و قشقایی به آسانی از هم ساخته می شوند. طرح های گل و گیاه و نقش مایه های حیوانی و نقش های مربوط به ستارگان در دست بافته های عشایری لر و بختیاری مكرر به چشم می خورد. (گبه قشقایی سه ویژگی بارز دارد، شیر رام شده (دست آموز) و قلاده بر گردن كه اغلب به سگ شباهت دارد. ستاره هشت پر كه نشانه و جانشین خورشید است، نقش مایه باستانی مرغ و درخت كه به شیوه ای دلپذیر بافته شده است.) (5)

در گذشته بافت گبه عمدتا به قصد مصرف خانواده و فرش كردن خیمه و خانه بوده است نه به عنوان ارمغان و فروختن به دیگران و به هیچ وجه جنبه تجاری و فروش نداشته به همین سبب خیلی كم بافته می شد و چون بافت به منظور استفاده شخصی بوده است پس از محدودیتی برخوردار نبود و بافندگان در بافتن نقش های مختلف دستشان باز بوده است.

گبه های درشت بافت بر روی قالیچه در وسط چادر برای زیر پا انداختن استفاده می شده گاهی به دلیل پود فراوان در نتیجه نرمی گبه و خواب بلند پشم ها و پودهای اضافه سبب می شد كه از گبه به عنوان پتو و روانداز هم استفاده شود این كار البته در خارج از چادر و در مواقع خاصی نظیر سفر انجام می گرفت. (... و در روزگار قدیم مورد مصرف بیشتری داشته و حتی جزو اثاث سلطنتی می آمده است. در فرمانی كه شاه طهماسب صفوی راجع به ترتیب پذیرایی از همان پادشاه گوركانی صادر كرده تاكید شده قالی های ابریشمی كار خراسان و گبه و نمدهای جامی و سوزنی ها بیندازید.) (6)