آبی رنگی عمیق و زنانه است که در محیطی آرام استراحت می کند این رنگ مورد علاقه اشخاص بالغ است و نمودار نوعی پختگی است ولی در عین حال خاطرات طفولیت را بیدار می کند . آبی به زندگی درونی مربوط میشود ، مثل قرمز مایل به تظاهر نیست ، ولی میل دارد که با عشق تملک گردد و نه با خشونتی خودبخودی ، آبی البته آرام است ، ولی نه مانند سبز که بیشتر حالت استراحتی دنیوی و رضایت از خود را دارد ، در اینجا عمق دارای عظمتی با شکوه و مافوق دنیوی است که در آن ملاحظات معقول ناشناخته اند . هر چه آبی تاریکتر می گردد بیشتر بشر را بسوی بینهایت فرا می خواند؛ آبی روشنتر ، غیر قابل لمس تر و دارای کاراکتری بی تفاوت تر و تهی تر بوده ، رؤیا انگیز است ، مشاهده رنگ آبی احساس خنکی و پاکیزگی بهداشتی را ایجاد می کند بخصوص وقتیکه در مجاورت سفید قرار می گیرد .

آبی فیروزه ای قدرت عظیمی در خود نهفته دارد ، بیانی از آتش ، ولی آتشی سرد و درونی ؛ حالت خنک ظاهری آن یادآور دریاچه های کوهستانی در تابستان است .

زرد ، پرسرو صداترین ، خیره کننده ترین و نورانی ترین رنگهاست ، این رنگ جوان و بطرز مزاحمی پردوام است و به ظاهر نمودن باطن خود تمایل دارد . این کاراکتر در زردهای روشن کاملاَ واضح است . برخلاف آبی به هیچ وجه در زرد عمق احساس نمی شود . زرد طلایی فعال است ، زرد مایل به سبز رنگی مریض به خود میگیرد . با افزایش مقدار بسیار کمی قرمز ، زرد برای چشم خوش آیند است ، قلب را گرم می کند و احساس شادی و رضایتی ایجاد می کند شبیه آنچه که از نگاه کردن به خرمن های طلایی رنگ بما دست می دهد .

بنفش معادل اندیشه های متفکر و عرفانی است که با نگرانی رازی را پنهان می کند ؛ این رنگ غمگین ، محزون و مملو از وقار است ؛ وقتی که روشن می شود و تبدیل به رنگ گل یاس می گردد گسترش یافته و در این هنگام بیشتر سحرآمیز است تا عرفانی و بیشتر بیمارگونه است تا جدی .

رنگ یاس بنفش به اندازه بنفش جرأت تأیید خود را ندارد . این رنگ مزه رؤیاها و دنیای خیالی دورانی کودکی از دست رفته را به ما می چشاند .

           خصوصیت مشخص کننده رنگهای پاستل ملایم نمودن و تضعیف خصوصیات رنگهایی است که از آنها مشتق میگردند . رنگهای پاستل نشانه محیط درونی ، علاقه و چیزهایی است که دوست داریم در تنهایی و سکوت به آنها بنگریم .

            درعمل بکار بردن مجموعه ای از ترکیب دو یا چند رنگ متداول تر است ، در این مورد انسان هر یک از عناصر یک کمپوزیسیون را بطور جداگانه دریافت نمی کند ، بلکه برعکس مجموعه آنان را ضبط می نماید . بنابراین احساس کلی که انسان برداشت می کند معادل ترکیب خصوصیات روانی هر یک از رنگهاست .

مثال : قرمز ( فعال ، سریع ، محرک ) + زرد ( خوشحال ، بشاش ) = نارنجی ( پرهیجان ، منبسط ، البته با سطحی یکسان ) در یک کمپوزسیون ، افزایش سطح یکی از رنگها بطور منطقی تأثیر آن را تشدید می نماید .

           مطالبی که ذکر شد کوششی است جهت ارتباط تعاریف با ارتعاشاتی که رنگها در روح بیدار می کنند  ولی احساسات و تمایلاتی که بوسیله آنان ایجاد می شود ، به حدی دقیق و ظریف است که کلمات کاملا یارای بیان آن را ندارد .

 

|+| نظرات (1)

نوشته شده توسط گل کبود در شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۶ و ساعت 17:34

پديده رنگ | هنری

2 –پدیده رنگ( قسمت دوم)

 

آخرین گروه تجدید خاطرات ادراک متقارن است - که بعداَ درباره آن مفصل بحث خواهیم کرد- و بر حواسی که ظاهراَ با بینایی بیگانه اند تأثیر می گذارد از قبیل حس لامسه ، حس ذائقه ، حس شامه ، حس سنگینی و حس میزان حرارت . هر رنگ یا دقیق تر بگوئیم هر درجه رنگی دارای خصوصیت روانی مشخص است .

 

 سیاه  تیره و غلیظ  سمبل مرگ و اندوه است ، این رنگ کاراکتری ( خصوصیتی ) غیر قابل نفوذ را در خود پنهان نموده ، هیچی است بدون امکان ، سکوتی است ابدی ، بدون آینده ، حتی بدون امید یک آینده ؛ رنگی است که بیش از همه عاری از انعکاس می باشد ، بیان واحدی است خشک و بدون موضع ، سیاه با اشرافیت قابل قیاس است ، بخصوص وقتی که براق باشد ، نمود از تشخص و خوش سلیقگی است .

سفید معصومیت ، غیر قابل لمس و غیر قابل درک را القاء مینماید . بدلیل عدم وجود کاراکتر ، سفید یک حالت خلاء و بینهایت را ایجاد می کند ، سفید بر روح ما مثل یک سکوت کامل ، سکوتی که مرده نیست بلکه مملو از امکانات زنده است ، اثر می گذارد . سفید عمل خنک کننده و پاک کننده را بخاطر می آورد ، بخصوص وقتیکه در مجاورت آبی قرار گرفته باشد .

خاکستری دارای کاراکترمستقلی نیست ، نه مثل سفید مملو از امکان و نه به مثابه سیاه غیر فعال است در واقع او جرأت تأیید خود را ندارد . خاکستری بیان روحیه ایست مردد و بی طرف که سمبل بی تصمیمی و عدم وجود نیرو است . رنگ پریدگی خاکستری بازتاب وحشت ، پیری و مرگ است که نزدیک می شود ، هرچه خاکستری تاریک تر می شود بیشتر یادآور ترس ، یکنواختی و غم بی دلیل است ، خاکستری تیره کاملا رنگی کثیف می باشد .

سبز آرام ترین رنگهاست ، این رنگ در هیچ جهتی حرکت نمی کند و محتوی هیچ عنصری از شادی ، غم و عشق مفرط نیست ؛ سبز در اجتماع رنگها عیناَ مثل بورژوازی در اجتماع انسانها است ؛ یعنی : آدمی بیحرکت ، خشنود ، که برای کوششهایش نقشه می کشد و پولهایش را می شمارد . وقتیکه چیزی سبز می شود ، امید زندگی جدیدی باقی است و تجمع سبز امید که با آن آشنا هستیم از اینجا می آید . افزایش مقدار کمی زرد به این رنگ قدرتی فعال و حالتی آفتابی می دهد . اگر آبی موجود در سبز بیش از زرد باشد ، این رنگ جدی و مملو از تفکر می گردد چه روشن و چه تیره ، سبز حالت اولیه بی تفاوتی و سکوت خود را حفظ می کند در سبز روشن بی تفاوتی و سکوت خود را حفظ می کند در سبز روشن بی تفاوتی چیره می گردد ، در حالیکه سکوت بیشتر در سبز تیره احساس میشود .

قرمز ، این رنگ به مفهوم نیرو ، شادی زندگی ، قدرت ، مردانگی و تحرک است . این رنگ خشن و تا سرحد عصبانیت مهیج است و بدون قید و شرط خود را تحمیل می کند ، این رنگ هم حالت جدی بودن و وقار و هم حالت مهربانی و جذابیت را القاء می نماید . قرمز اساساَ گرم ، لبریز از زندگی با حرارت و منقلب است . با این وجود این رنگ کاراکترزایل کننده زرد را ندارد که در تمام جهات گسترش می یابد و تلاش می کند . قرمز با وجود تمام نیرو تمام شدتش  حاکی از قدرتی وسیع و غیر قابل مقاومت است که به هدف خود آگاه می باشد . قرمز نگاه ما را جلب می کند ، درست مانند کودکی که به سوی یک شکلات هوس انگیز دست دراز می نماید .

به تعداد درجات رنگی مختلف قرمز ، کاراکترهای روانی بخصوص وجود دارد:

 قرمز ارغوانی ، جدی ، سنتی ، غنی و با قدرت است و وقار بسیاری در آن نهفته است ؛ قرمز متوسط فعالیت ، قدرت ، جنبش و امیال شهوانی را مجسم می کند ، این رنگ ما را گیج و جذب می نماید ، هر بار که بخواهند قدرت اولیه ، حرارت ، مؤثر بودن و خواص تهییج کننده و تقویت کننده یک محصول را یادآور شوند از رنگهای مختلف قرمز استفاده می کنند . قرمز وقتی "آلبالویی " می شود کمی شهوت انگیز می شود . وقتی که روشن تر می شود به مفهوم قدرت ، هیجان ، نیرو ، خوشحالی و پیروزیست . بالاخره قرمز هرچه تیره تر باشد بیشتر جدی ، عمیق و جسمانی میگردد . بتدریج که کم رنگ تر می شود روحیه ای شاد و باذوق را بیان می نماید . صورتی خجالتی است و دارای ملایمتی شیرین و رمانتیک می باشد ، این رنگ بدلیل کمی تحرک تصویر مادی و زنانگی و محبت است ، صورتی ملایمت و الفت را القاء می کند .

از قهوه ای  حالت غلظت و ضرورت بسیار ساتع می گردد . این رنگ واقعی ترین رنگهاست ؛ با وجود آنکه قهوه ای نه مبتذل و نه خشن است ، زندگی ساده و کار روزمره را مجسم می نماید . هرچه این رنگ تیره تر می شود بیشتر خصوصیات سیاه را بعهده میگیرد .

نارنجی  بیش از قرمز مملو از تشعشع و انبساط است . این رنگ عملی است که بخاطر نفس آن عمل و با علاقه انجام می شود . نارنجی دارای کاراکتری استقبال کننده ، گرم و خودمانی است ، مثل آتشی که در بخاری میسوزد .