مکانیک چوب

سرفصلها:

1)     خصوصیات مواد مرکب چوبی

2)     تنش ، تغییر طول نسبی و تبدیلها

3)     الاستیسیته اورتوتروپیک

4)     کاربرد تئوری الاستیسیته در سیستمهای ساده

5)     خصوصیات رئولوژیکی

6)     رفتار دینامیک

7)     شکست

8)     سیستمهای لایه ای

9)     اندازه گیری خواص مکانیکی

10)سازمان مواد

11)فاکتورهای محیطی تغییر دهنده خواص چوب

12)تعیین تنش مجاز

جنگل درایران (استان خوزستان )

پوشش گياهي خوزستان كه تحت تاثير دو عامل مهم اقليمي يعني طول مدت گرما و رطوبت موجود در هوا قرار دارد، به سه دسته كلي زير تقسيم مي شود كه نوع مشخص گياهي اين منطقه را تشكيل مي دهند. در اثر تنوع آب و هوا و نوع خاک، برخي از نواحي خوزستان را جنگل هاي تنک و بوته زار، درختچه و درخت پوشانيده و به صورت چراگاه هايي پديدار شده است. در دامنه كوه هاي سولک و زرگه در مسير بهبهان – كهگيلويه، جنگل بزرگي از درختان بلوط، بادام، بنه و غيره وجود دارد. سواحل رودخانه كرخه پوشيده از جنگل است. مسير رودخانه دويرج نيز پوشيده از درختان جنگلي به خصوص گز است. ناحيه خرم شهر از جيزيه تا بند قير، با بوته هاي كوتاه و بيشه هاي گز و بيد مجنون پوشيده است. درفصل بهار در بيش تر نقاط خوزستان؛ گل هاي وحشي چون شب بو، لاله، شقايق، ياس، و نرگس مي رويند. در نرگس زار وسيع و پرگل بهبهان بيش از پنج نوع نرگس از قبيل: مسلينک، ‌ساده، پنجه گربه اي، شصت پر و … مي رويند. گياهان ديگري كه در خوزستان مي رويند عبارتند از: سالسولا، ني، سازو، جگن،‌ خارشتر، خارزرد، يولاف، شبدر وحشي، ساليگورنيا، گون، هندوانه، ابوجهل، آشورک، نيشكر ، جوگيا، زنگل گيا و بهمن.

تصوير6- وجود دشتهاي وسيع و قابل کشاورزي در استان خوزستان
    خوزستان تحت تاثير محيط جغرافيايي گرم و مرطوب، از پوشش گياهي استپي و خاردار نيز پوشيده است. در زمستان ها به استپ هاي سرسبز و مراتع گران بهايي براي چراي احشام تبديل مي شود. درخت سدر يا كنار از گياهان خاص اين منطقه است كه از ميوه، ‌بگ و چوب آن استفاده فراوان مي شود. درختان كهور، بده، ‌خرزهره، استبرق و انواع اكاليپتوس نيز در خوزستان يافت مي شود. جنس درختان جنگلي بيش تر بلوط است. مراتع خوزستان از نوع مراتع قشلاقي نامرغوب است كه در مناطق كوهستاني پوشش گياهي غني تري دارد. در فصل بارندگي كه از نيمه ي آبان شروع مي شود و تا اواخر فروردين ماه ادامه مي يابد كم كم بر روي تپه ها و زمين هايي كه از خاک مناسب برخورداراند،‌ گياهان خودرو مي رويند. در نواحي مرطوب؛ جنس گياهان از نوع گلسنگ، قارچ و خزه است. در نواحي غير مرطوب انواع گياهان بومي مي رويد. پوشش گياهي در ارتفاعات شمال خاوري موجب شده كه عشاير اين منطقه به پرورش دام بپردازند. اين منطقه به عنوان مراتع گرمسيري ايل بختياري مورد استفاده قرار مي گيرد. پوشش گياهي شمال و شمال خاوري به صورت استپ كوهي و كوه پايه اي است و درختاني از قبيل: بلوط، بن، انجير، بادام كوهي، كنار، سدر و بوته هايي از گون دارد.

جنگل درایران (استان فارس )

مراتع و جنگلها

مساحت منابع طبيعي (جنگل و مراتع) شهرستان حدود 290000 هكتار برآورد مي شود كه از اين حدود مقدار 90000 هكتار آن جنگل و 200000 هكتار آن مرتع مي باشد.

در مراتع و جنگلهاي اين شهرستان انواع درختان جنگلي از گونه هاي :گلابي كوهي ، بلوط ، زبان گنجشك ، بادام كوهي ، ارژن ، بنه ، انجك و انواع گياهان مرتعي: جاشير ، كنگر ، يونجه كوهي و .. يافت مي شود.

از ميوه هاي جنگلي اين شهرستان كه جنبه صادراتي دارد انجك مي باشد.

جنگل درایران (استان فارس )

مراتع و جنگلها

مساحت منابع طبيعي (جنگل و مراتع) شهرستان حدود 290000 هكتار برآورد مي شود كه از اين حدود مقدار 90000 هكتار آن جنگل و 200000 هكتار آن مرتع مي باشد.

در مراتع و جنگلهاي اين شهرستان انواع درختان جنگلي از گونه هاي :گلابي كوهي ، بلوط ، زبان گنجشك ، بادام كوهي ، ارژن ، بنه ، انجك و انواع گياهان مرتعي: جاشير ، كنگر ، يونجه كوهي و .. يافت مي شود.

از ميوه هاي جنگلي اين شهرستان كه جنبه صادراتي دارد انجك مي باشد.

جنگل درایران (استان گلستان )

پوشش گياهي استان گلستان را انواع مراتع با رستني هاي متعدد و جنگل هاي خزري با گونه هاي متنوع تشکيل مي دهد. از انواع رستني هاي استان گلستان مي توان به انواع درختان جنگلي از قبيل مازو، راش، آزاد، اقاقيا و گز و انواع گياهان از قبيل: گل گاوزبان، گل ختمي، گل بنفشه، گل كاسني، گل پونه، آويشن، خاكشير، كتيرا، اسپند و بارهنگ كه كاربردهاي دارويي دارند و پوشش گياهي براي چراي دام اشاره نمود. گونه هاي گياهي مختلفي در مناطق حفاظت شده و پارک هاي ملي گلستان وجود دارد كه در جاي خود آورده شده است.
  
   در ادامه رشته کوه هاي البرز در جنوب و خاور؛ تيپ گياهي قابل توجه است. تغييرات سيماي رستنيهاي دامنه هاي شمالي رشته کوه ها با مناطق جنوبي بسيار محسوس است. عامل اصلي تغييرات کلي جوامع و تيپ هاي گياهي در منطقه، وجود جبهه هاي محلي (درياي خزر) و جبهه مديترانه اي قطبي و تاثير آن ها بر آب و هواي منطقه است. حرکت جبهه هاي محلي پس از برخورد با رشته کوه هاي البرز موجب بارندگي موضعي در دامنه اين ارتفاعات شده و محيط را براي رشد و گسترش جنگل هاي پهن برگ مناسب ساخته است. نفوذ نکردن جبهه هاي مرطوب شمال به مناطق جنوبي، توسعه جنگل هاي پهن برگ را در اين ناحيه محدود کرده به طوري که جوامع استپي و نيمه استپي که تحت تاثير جريان هاي آب و هوايي مديترانه اي هستند در اين مناطق گسترش يافته اند. تغيير تيپ هاي گياهي در مناطق مرتفع به طور عمده علت توپوگرافي دارند. سيماي کلي پارک ملي گلستان کوهستاني است. اين پارک در محدوده استان هاي خراسان- گلستان و سمنان واقع شده و مديريت آن به عهده اداره کل حفاظت محيط زيست استان است. علاوه بر گونه هاي متنوع گياهي، گونه هاي جانوري و آبزي نيز در پارک وجود دارند. اين پارک داراي دره هاي متعددي است. 
  

وضعيت كنونى جنگل ها در ايران

 

وضعيت كنونى جنگل ها در ايران

طبق اعلام سازمان جهانى FAO چنانچه سطح جنگلهاى هركشور كمتر از ۱۰ درصد مساحت كل آن باشد، به عنوان «كشور با پوشش كم جنگل » شناخته مى شود.
با توجه به اين معيار،گفتنى است كه از ۱۶۴ ميليون هكتار عرصه كشور حدود ۱۲‎/۵ ميليون هكتار را پوششهاى جنگلى فرا گرفته كه تنها ۷‎/۵ درصد كل عرصه ايران را شامل مى شود. براين اساس كشور ما در بين ۵۶ كشور داراى جنگل در مقام چهل وپنجم قرار گرفته است. اين در حالى است كه سهم هرايرانى از پوششهاى جنگلى فقط ۲ دهم هكتار است كه اين ميزان يك چهارم استاندارد جهانى است.
انسان ، حريق ونابودى جنگلهاى كشور در تخريب منابع طبيعى و به خصوص جنگلهاى كشور، عوامل متعددى دخيل هستندكه صدالبته بيشتر اين عوامل سرمنشأ انسانى دارند. مديركل امور زيستگاهها ومراتع سازمان محيط زيست كشور مى گويد: درميان عوامل مختلف تخريب جنگلها ومنابع طبيعى كشور، كاربريهاى تجارى بيشترين ميزان اين عوامل را به خوداختصاص داده اند. «دكتر فرهنگ قصريانى » مى افزايد: گذشته از ساير عوامل از ميان رفتن عرصه هاى منابع طبيعى كشور، «آتش سوزى » نيز يكى ديگر از عوامل تخريب منابع طبيعى كشور به شمار مى آيد.
از سوى ديگر، مدير كل دفتر فنى حفاظت و حمايت سازمان جنگلها ومراتع و آبخيزدارى كشور نيز مى گويد:«تا اوايل دهه ۷۰ ديد حفاظت از منابع طبيعى در كشور بسيار كمرنگ بود» . «محمدرضا ابراهيمى» مى افزايد:«بدين دليل نيز تا سال ۱۳۷۲ «حريق» به عنوان يكى از عوامل اصلى تخريب منابع طبيعى به شمار نمى رفت». وى در توضيح بيشتر اين ديدگاه مى گويد:«تا آن سالها عمده ديدگاه غالب دركشور پيرامون جنگلها و منابع طبيعى، بحث بهره بردارى از آنها بود و لذا حريق به عنوان محدود كننده بهره بردارى تلقى نمى شد!» ابراهيمى مى افزايد:«اين در حالى است كه آتش سوزى يكى از اساسى ترين عوامل تخريب جنگلها ومنابع طبيعى است و همه ساله منجر به از بين رفتن بسيارى از عرصه هاى منابع طبيعى كشور مى شود». او در ادامه مى گويد:«بطور متوسط سالانه رقمى بالغ بر ۵۰ ميليارد ريال خسارت از طريق آتش سوزى به منابع طبيعى كشور تحميل مى شود». برابر آمار ارائه شده توسط همان سازمان، ميزان متوسط حريق منابع طبيعى كشور در يك دوره ۱۱ ساله از سال ۴۷ تا آخر ۵۷ حدود ۱۵‎/۷۲ هكتار بوده كه اين رقم در سال۷۲ درهر حريق به ۲۲۷‎/۸۴ هكتار رسيده است. شايان ذكر است توجه به منابع طبيعى كشور از سال ۶۸ و آغاز برنامه اول توسعه شروع شد و لذا در طول برنامه ۴ ساله اول كشور، ميزان حريق منابع طبيعى كشور به ۶۹‎/۵۷ كاهش يافت. در خلال اين برنامه از سال ۷۲ نيز دفتر حفاظت و حمايت سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزدارى تأسيس و گروه اطفاى حريق در آن تشكيل شد. دكتر فرهنگ قصريانى، مدير كل امور زيستگاهها ومراتع سازمان محيط زيست كشور مى گويد:«انسان اصلى ترين عامل آتش سوزى منابع طبيعى و جنگلهاى كشور محسوب مى شود». وى مى افزايد:«متأسفانه طى سالهاى اخير اغلب مناطق كشور با تهديدى بزرگ به نام تغيير كاربرى اراضى روبرو شده اند و لذا برخى از مردم اقدام به آتش زدن جنگلها مى نمايند تا بدينوسيله كاربرى آنها را به نفع خود تغيير دهند». دكتر قصريانى، «عوامل طبيعى» را يكى ديگر ازعوامل ايجاد حريق در جنگلها و مراتع دانسته و مى افزايد:«در بين ماههاى تير تا شهريور هر سال بيشترين ميزان آتش سوزيهاى طبيعى رخ مى دهد چرا كه در اين ماهها زيرآشكوب (پوشش گياهى سطحى) مناطق مذكور به خوبى رشد كرده و پس از خشك شدن بستر مناسبى براى آتش سوزى فراهم مى كنند». او ادامه مى دهد:«در اين ميان تابش مستقيم نور خورشيد يا يك رعد و برق و... مى تواند به راحتى سرمنشأ آتش سوزى بزرگى در يك منطقه از كشور باشد ».دراين ميان اما برخى از افراد نيز به طور عمدى يا سهوى اقدام به آتش سوزى در جنگل ها و منابع طبيعى كشور مى كنند. شكارچيان يكى از عمده افرادى هستند كه برخى بصورت عمدى و برخى نيز سهوى باعث حريق مناطق مذكور مى شوند. آتش سوزى در يك منطقه به منظور فرارى دادن شكار و حتى حرارت ناشى از اصابت گلوله ها به زيرآشكوب خشك اراضى كشور مى تواند حريقى بزرگ و غيرقابل كنترل را بوجود آورد. برپا كردن آتش از سوى مسافران در جنگلها به منظور گرم كردن غذا در جنگلها، روشن كردن آتش هرچند كوچك توسط رانندگان گذرى و... از ديگرعوامل ايجاد حريق در منابع طبيعى كشور ذكر شده اند.البته برابر آمار سازمانهاى مسؤول، گرچه بخش عظيمى از حريقهاى كشور داراى عامل انسانى است اما كمتر از نيم درصد حريقهاى جنگلها و مراتع ما عمدى هستند. مدير كل دفتر فنى حفاظت و حمايت سازمان جنگلها و مراتع وآبخيزدارى نيز به كشاورزانى اشاره مى كند كه پس از برداشت محصول اقدام به آتش زدن اراضى خود مى نمايند كه در برخى مواقع باد مسير آتش را عوض كرده و حريق به جنگلهاى اطراف سرايت مى كند. به گفته وى، از آنجايى كه اين كشاورزان اغلب مواقع از ترس برخوردهاى قانونى ازمحل متوارى مى شوند خبر حريق خيلى دير به مسئولين مى رسد و دراين مدت آتش سوزى گسترش مى يابد.
مديركل دفتر فنى حفاظت و حمايت سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزدارى درمورد وضعيت كنونى آتش سوزى جنگلها و مراتع كشورمى گويد: «در برنامه هاى دوم و سوم توسعه كشور، مقوله منابع طبيعى و حريق به طور جدى موردتوجه قرارگرفت.»

ابراهيمى مى افزايد: «درحالى كه طى سال ۷۲ در هر آتش سوزى ۲۲۷هكتار از منابع طبيعى كشور ازبين مى رفت، اين ميزان در سال ۸۰ با كاهش چشمگير به حدود ۱۳هكتار درهر حريق تقليل يافت.» در بحث مديريت حريق، كشف آتش سوزى در كوتاهترين زمان ممكن بسيارحائزاهميت است چرا كه احتمال كنترل آتش درمراحل اوليه امكانپذيرتر است هم از اين رو طى ۲سال اخير سيستم پيشرفته ماهواره اى براى كشف حريق به كمك ايران آمده كه طى همين سالها ۲۵درصد حريقهاى كشور درهمان ساعات اوليه توسط اين سيستم كشف شده است. ازسوى ديگر درحالى كه درهنگام آتش سوزى دركشورهاى غربى مردم مناطق مذكور به سرعت تخليه مى شوند اما در ايران مردم بومى براى اطفاى حريق واردعمل مى شوند و بنا به اذعان مسؤولان بدون مشاركت عمومى، نيروهاى اطفاى حريق كشور چندان موفق نخواهندبود و اين همان نكته اى است كه هم سازمان حفاظت محيط زيست و هم سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزدارى نسبت به آن اهميت ويژه اى قايل هستند.اما نبايد از اين نكته غافل بود كه ايران از نبود امكانات مدرن اطفاى حريق جنگلها محروم است و همچنان از اين ناحيه رنج مى برد. «محمدرضاابراهيمى» مى گويد: به دليل شرايط اقليمى ايران وجود تجهيزات پرنده براى ما بسيارحياتى است اما ما فاقد هرگونه امكانات پروازى هستيم. وى مى افزايد: «البته در مواقعى براى هلى برد نيروهاى خود از بالگردهاى هوانيروز استفاده مى كنيم اما آنها نيز محدوديتهاى خود را دارند و هزينه هاى اجاره آنها نيز سرسام آور است.» او تأكيدمى كند: «پرنده هاى اطفاى حريق داراى تجهيزات ويژه اى هستند و بالگردهاى نظامى مانند هوانيروز نمى توانند كارايى لازم و تخصصى را داشته باشند.» ابراهيمى با اشاره به بودجه اين سازمان مى گويد: «درسال جارى براى بخش حفاظت و امور تأمين و تجهيز گروه اطفاى حريق ۱۵ميلياردريال درنظرگرفته شده است درحالى كه قيمت خريد يك فروند بالگرد حدود ۱۰۰ميلياردريال و هزينه اجاره يك ساعت پرواز بالگرد هوانيروز براى ما ۱۵ميليون ريال تمام مى شود!»دكتر قصريانى مديركل امور زيستگاهها و مراتع سازمان حفاظت محيط زيست نيز مى گويد: «امكانات و تجهيزات موجود به هيچوجه با شرايط فعلى كشور همخوانى ندارد.» او تأكيدمى كند: «آتش سوزى پديده اى است كه به هردليل دركشور ما روزبه روز درحال افزايش است و درصورت عدم تأمين تجهيزات مناسب در آينده با مشكلات جبران ناپذيرى روبرو خواهيم شد».

جنگل ها و پوشش گياهي در استان لرستان
به طور كلي در كوه هاي زاگرس جنگلهاي تنك ، نيمه خشك ، و مقطع به حالت وحشي و طبيعي ديده ميشود . سطح جنگلهاي لرستان حدود 750 هزار هكتار است كه به اين وسعت حدود 1250000 هكتار مرتع نيز بايد اضافه نمود .
پوشش نباتي منطقه لرستان از گونه هاي مختلف و متنوع گياهي است. تركيب و سيماي اين جنگلها نسبت به ارتفاع از سطح دريا، عرض جغرافيايي، مقدار باران، فشردگي كوهها، جهت ناهمواريها، و طول فصل سرد و يا گرم مختلف ومتفاوت است. در بعضي دامنه ها جنگلهاي تنك و پراكنده ، و در برخي ديگر جنگلهاي انبوه و نيمه انبوه ديده ميشود.
تراكم گياهي بيشتر در فصل بهار است زيرا بعضي مواقع سرماي شديد زمستان و يا برخي مواقع قطع شدن باران و افزايش گرماي تابستان سبب خشك شدن و از بين رفتن بخشي از پوشش گياهي مي شود .
بيشتر جنگلهاي لرستان از نوع بلوط است . انتشار درختان بنه و بادام و همچنين بلوط و ارس بر اساس ارتفاع از سطح دريا تغيير مي كند و در شرايط عادي ، محيط زاگرس ابتدا جنگلهاي بادام و بنه و سپس بلوط و در ارتفاعات فوقاني ارس رشد مي كنند . علاوه بر جوامع گياهي فوق كه كم و بيش داراي نباتات خشكي پسند هستند. در غرب دره ها و كنار جويبارها و رودها ، گياهان و نباتات رطوبت پسندي چون بيد ، صنوبر و خر زهره ديده مي شود ديگر انواع درختان جنگلي لرستان عبارتند ار: زالزالك، پسته وحشي، مازو، زيتون، گلابي وحشي، شن، تاك، ارجن، نارون، انجير، گردو، انار، آلبالو وحشي، گيلاس وحشي، مو، زبان گنجشك، توت، كرنجيل ، ون ، و ارغوان .
اكثر جنگلهاي لرستان در كوه هاي هشتاد پهلو، سفيد كوه (اطراف خرم آباد )، نور آباد، الشتر، و كوههاي بلوران، چنگري، فاوه، گور (كوهدشت ) شاه نشين، ازگن، كوه تخت (اطراف زاغه ) ززوماهرو (اطراف اليگودرز) پراكنده است .
غير از درختان جنگلي ، انواع نباتات دارويي و معطر مثل گل گاوزبان ، خاكشير،گل ختمي،آويشن ،عناب ، ترنجبين ،هليله ريحان ،گل بنفشه ،پر سياوش ،كاسني ،گل محمدي ،گل سرخ ،شقايق ، بيدمشك ،لاله ، زنبق ، شيرين بيان ،و نرگس نيز در استان مي رويد . همچنين نباتات خوراكي چون پاقزان ،پي نام ،پيشوك ،شنگ ،زرشك ،كنگر وحشي، ريواس، حاجي بيان، فرفيان، پونه و نعناع نيز به دست مي آيد .
نوع نگاه مديران به جنگل هاي زاگرس
در كشور ما متاسفانه همواره جنگل هاي شمال كشور مورد توجه دولتمردان و برنامه ريزان قرار گرفته در حالي كه به نظر مي رسد اراضي جنگلي ساير مناطق كشور نيز در حال تخريب بوده و مشكلات جدي در اين زمينه وجود دارد. اكنون اين سوال را مطرح ميكنيم كه: «شرايط اراضي جنگلي خارج از حوزه شمال كشور چگونه است؟»
در مورد جنگل هاي شمال تقريباً نگراني هايمان با داشتن يك استراتژي رو به كاهش است اما اين نگراني درباره ساير اراضي جنگلي و مرتعي كشور وجود دارد. بعد از حوزه جنگل هاي شمال، بزرگ ترين حوزه ما جنگل هاي زاگرس است كه از لحاظ تنوع جنگل هاي ارسباران و ايران توراني را در مناطق شمالي و مركزي داريم. جنگل هاي حوزه زاگرس حدود ۵/۵ ميليون هكتار وسعت دارد كه از سردشت استان آذربايجان غربي شروع و به انتهاي استان فارس كشيده شده است. نكته ديگر اينكه جنگل هاي زاگرس از لحاظ اقتصادي براي ساكنين منطقه بسيار حائز اهميت است. اما مشكلي كه در اين اراضي داريم نوع حاكميت در اين منطقه است كه شرايط آن با شمال كشور بسيار متفاوت است. در بسياري از اراضي زاگرس مردم حضور دارند و علاوه بر حضور، مالك هم هستند و در بخشي از اين جنگل ها مشغول به زندگي وكشت و كار هستند.
به گزارش قلم سبز ايران، براساس آمار موجود بيش از ۶۳ درصد عشاير و ۸ درصد روستائيان ايران براي پخت و پز و توليد گرما از شاخ و برگ درختان جنگلي و فضولات دامي استفاده مي کنند که برآوردهاي انجام شده نشان مي دهد تنها استفاده از چوب هاي جنگلي منطقه زاگرس توسط روستائيان و عشاير بالغ بر ۷۵/۸ ميليون مترمکعب در سال است. براساس تحقيقات سمن بينا، کارشناس مهندسي صنايع که طرح اجاق هاي خورشيدي در زاگرس را ارايه داده است استفاده از اين اجاق ها در منطقه زاگرس به عنوان يک منبع پايان ناپذير انرژي حرارتي و سوختي مي تواند خسارات ناشي از تخريب جنگل هاي زاگرس را که سالانه بالغ بر ۲۱۰ ميليارد تومان (معادل بودجه ۳ سال سازمان حفاظت محيط زيست) است، کاهش دهد.
برنامه صيانت از جنگل هاي زاگرس
براي اولين بار در كشور اخيرا طرح صيانت از جنگل هاي زاگرس در 80 هزار هكتار از جنگل هاي كهمره سرخي شيراز به اجرا در آمده است. براي مطالعه اين طرح 7 ميليارد ويكصدميليون ريال از اعتبارات ملي براي مطالعه و احيا جنگل هاي زاگرس مصوب شده است كه عمده اين اعتبارات در منطقه كهمره سرخي بعنوان شاخص اصلي زاگرس در 80 هزار هكتار از جنگل هاي منطقه شامل مي شود. طرح مذكور بسيار فني، جامع و كامل با استفاده از نظرات دانشگاهيان ، انديشمندان و كارشناسان بخش منابع طبيعي صورت مي گيرد. از 4/12 ميليون هكتار وسعت استان فارس 8/10 ميليون هكتار منابع طبيعي است. زاگرس 40 درصد منبع اصلي آبهاي كشور را داراست و اين منطقه 30 درصد از وسعت كشور را در برمي گيرد. استان فارس يكي از استانهاي پيشرو داروي گياهي در جهان است كه هر ساله رقم صادرات بسيار بالايي را در اين بخش دارد و از لحاظ ارزآوري حائز اهميت مي باشد. قائم مقام و معاونت فني اداره كل منابع طبيعي فارس در اين زمينه مي گويد: «متاسفانه تا چند سال گذشته در كشور، نگاهها فقط به جنگل هاي شمال بوده اما با برنامه ريزيهاي بعمل آمده ، اين نگاه سراسري شده است» برنامه صيانت از جنگل هاي زاگرس در سالهاي اخير با اعتبار ۶ ميليارد و ۲۰۰ ميليون تومان در حال اجرايي شدن است. با توجه به اين اعتبار به غني سازي اين جنگل ها و راه اندازي تعاوني هاي روستايي در حوزه زاگرس اقدام خواهد شد. نكته حائز اهميت در جنگل ها حوزه زاگرس، تفاوت نوع دامداري با حوزه شمال كشور است. در جنگل هاي شمال امكان اين كه دام از جنگل خارج شود وجود دارد اما در حوزه زاگرس اين كار به سختي انجام مي شود.
عمده ترين علل تخريب جنگل ها
از ميان عوامل متعدد تخريب جنگل ها، «آتش سوزى » يكى از عمده ترين عواملي است كه همه ساله با فرارسيدن موسم گرما دامنگير منابع طبيعى كشور شده وموجب نابودى آنها مى گردد. طي سالهاى اخير هر از چند گاهي خبر از آتش سوزى جنگلها يا مراتع كشور را روى تلكسهاى خبرى شاهد هستيم. از اينرو، طبق اعلام سازمانهاى زيست محيطى بين المللى، كشور ايران به لحاظ شرايط خاص اقليمى و قرارگرفتن در منطقه خشك با پوشش كم جنگل ، در صورت عدم چاره انديشى و برنامه ريزى صحيح ، اين مقدار پوشش سبز موجود خود را نيز از دست رفته خواهد ديد.كاهش تصاعدى جنگلهاى ايران آمار ارائه شده از سوى مركز مطالعات استراتژى ملى محيط زيست وتوسعه پايدار كشور حاكى از آن است كه مساحت جنگلهاى كشور طى ۴ دهه گذشته باكاهش تصاعدى بسيار بالايى روبرو بوده است بطورى كه طبق همين آمار، مساحت كل جنگلهاى ايران از ۱۹ميليون و۵۰۰هزارهكتار در دهه ۱۳۴۰ به ۱۲ميليون و۲۶۰هزار هكتار در دهه ۱۳۷۰ رسيده است . براساس آمار مذكور، جنگلهاى حاشيه درياى خزر طى ۴۰سال گذشته از ۳ميليون و ۶۰۰هزار هكتار به يك ميليون و ۲۰۰هزار هكتار كاهش پيدا كرده است .
جنگلهاى زاگرسى نيز از ۱۲ميليون هكتار به ۱۰ميليون و۵۰۰هزار هكتار رسيده است. جنگلهاى تورانى ايران نيز كه زمانى مساحتى بالغ بر ۳ميليون و۴۰۰هزار هكتار شامل مى شد هم اينك به ۵۰۰هزار هكتار تقليل يافته است. در شمالغرب كشور نيز در همين مدت جنگلهاى ارسباران از ۵۰۰هزار هكتار به ۶۰هزار هكتار رسيده است. همه اين شرايط در حالى است كه طى اين مدت هيچ عملكرد مناسبى براى جلوگيرى از روند تخريب ويا احياى جنگلهاى كشور صورت نگرفته و وضعيت اكوسيستمهاى جنگلى ايران هرسال بدتر از سال گذشته شده است.
سيرصعودى آتش سوزى در جنگل ها و مراتع ميزان آتش سوزى درجنگلها و مراتع ايران در يك دوره ۵ساله از ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۲ سيرصعودى داشته است.
براساس آمارمنتشره ازسوى سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزدارى كشور، درحالى كه تعدادكل آتش سوزى ها درسال ۷۸ نزديك به ۷۷۷فقره بوده، اين ميزان در سال ۱۳۸۲ به ۱۳۱۹ فقره رسيده است.
زنظر ميزان تخريب وسعت جنگلها و مراتع ايران، براثر آتش سوزى هاى مذكور نيز وضعيت مشابه آمارفوق مى باشد. درحالى كه تنها درسال ۷۹ نزديك به ۵۶۹۴ هكتار از اراضى ذكرشده نابودشده اند، در سالهاى بعد بخصوص سال ۱۳۸۲ اين ميزان به ۱۷هزار هكتار رسيده است.
براساس آمارمنتشرشده دراين ۵سال جمعاً ۴۳۵۲ مورد حريق دركشور رخ داده كه منجر به نابودى ۶۲هزار و ۴۳۹ هكتار از عرصه هاى جنگلى و مرتعى كشور شده است.
ازسوى ديگر سازمان جنگلها و مراتع درگزارش جداگانه اى درمورد وضعيت حريق درجنگلها و مراتع كشور آورده است: درسال۸۲ تنها درسطح جنگلهاى كشور تعداد ۵۳۰فقره حريق حادث گرديده كه مساحتى بالغ بر ۵۲۱۰ هكتار را دربرگرفته است.
از اين تعداد حريق حدود ۷۰فقره (۱۳‎/۲درصد) حريقهاى تاجى، ۱۵۵فقره (۲۹‎/۲درصد) حريقهاى تنه اى و ۳۵فقره (۵۷‎/۵) درصد آتش سوزى هاى سطحى گزارش شده است.
باتوجه به آنچه گفته شد، وضعيت ايران، با توجه به عوامل تخريبى پوششهاى سبز آن، ازنظر اكوسيستمهاى جنگلى دروضعيت مناسبى قرارندارد و درحال پيشروى به سوى نقطه بحران است. ازسوى ديگر طبق بررسيهاى موجود نيز براى افزايش سطح پوشش جنگلى ايران از ۷‎/۵درصد فعلى به ۱۰درصد مساحت كشور (حداقل ميزان جهانى) بايد حدود ۴ميليون هكتار به مساحت پوششهاى جنگلى كشور اضافه شود و اين درصورتى است كه دراين مدت اكوسيستمهاى جنگلى كشور دچار تغييرنشده و ازميزان آن كاسته نشود!... به راستى، آيا زمان چاره انديشى فرا نرسيده است؟...
راهكارهايي به منظور جلوگيري از تخريب جنگل هاي لرستان (زاگرس):
1-جايگزين كردن سوخت فسيلي به جاي استفاده از چوب درختان جهت ايجاد گرمايش در خانه ها و ساير مصارف روستائيان و عشاير.
2-اعمال جريمه هاي سنگين براي افرادي كه خلاف ضوابط و مقررات قانوني اقدام به تخريب جنگل ها مي كنند.
3-جلوگيري از عبور عشاير كوچرو از ميان جنگل ها و هدايت آنان براي عبور از معابر از پيش تعيين شده.
4-جلو گيري از ايجاد كارخانجات، تاسيسات و هرگونه ساخت و ساز در محدوه جنگل ها.
5-خارج كردن تدريجي دام ها از جنگل ها (نظير آنچه در جنگل هاي شمال كشور صورت مي گيرد)
6-توسعه امكانات مدرن اطفاي حريق.

قانون حفاظت از جنگل

قانون‌ حفاظت‌ و بهره‌برداري‌ از جنگل‌ها و مراتع‌ با اصلاحات‌ بعدي‌
(مصوب‌30 /5/1346)

فصل‌ اول‌ - تعاريف‌

ماده‌ 1 - تعريف‌ اصطلاحاتي‌ كه‌ در قوانين‌ جنگل‌ و مرتع‌ بكار رفته‌ به‌ شرح‌ زير است‌:

جنگل‌ يا مرتع‌ يا بيشه‌ طبيعي‌ عبارت‌ از جنگل‌ يا مرتع‌ يا بيشه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ اشخاص‌ايجاد نشده‌ باشد.

2ـ بوته‌ جنگلي‌ - رستني‌هاي‌ خودروي‌ و خشبي‌ كه‌ ساقه‌ آنها به‌ طور طبيعي‌ كمي‌ بالاتر از سطح‌خاك‌ منشعب‌ شده‌ باشد و نوعا در جنگل‌ها يا اراضي‌ جنگلي‌ يا بيشه‌ها مي‌رويد.

3ـ بوته‌ كويري‌ - كليه‌ نباتات‌ خودروي‌ چندساله‌ به‌ جز درخت‌ كه‌ در كوير و بيابان‌ مي‌رويد بوته‌كويري‌ ناميده‌ مي‌شود.

4ـ كنده‌ - آن‌ قسمت‌ از تنه‌ درخت‌ كه‌ پس‌ از قطع‌ يا شكسته‌ شدن‌ يا سوختن‌ در زمين‌ باقي‌ بماندكنده‌ ناميده‌ مي‌شود.

5ـ نهال‌ - درخت‌ جواني‌ است‌ كه‌ داراي‌ ساقه‌ مشخصي‌ بوده‌ و قطرين‌ آن‌ كمتر از پنج‌ سانتيمترو در مورد شمشاد قطرين‌ كمتر از سه‌ سانتيمتر باشد.

6ـ اراضي‌ جنگلي‌:

الف‌ - زمين‌هايي‌ كه‌ در آنها آثار و شواهد وجود جنگل‌ از قبيل‌ نهال‌ يا پاجوش‌ يا بوته‌ يا كنده‌درختان‌ جنگلي‌ وجود داشته‌ باشد مشروط بر آنكه‌ در تاريخ‌ ملي‌ شدن‌ جنگل‌ها (27/10/1341)تحت‌ كشت‌ يا آيش‌ نبوده‌ و تعداد كنده‌ در هر هكتار از بيست‌ و يا تعداد نهال‌ يا بوته‌ جنگلي‌ در هرهكتار جداگانه‌ يا مجموعا از يك‌ صد عدد و يا مجموع‌ تعداد نهال‌ و بوته‌ و كنده‌ در هر هكتار از يك‌صد عدد متجاوز باشد.

ب‌ - زمين‌هايي‌ كه‌ در آنها درختان‌ خودروي‌ جنگلي‌ به‌طور پراكنده‌ وجود داشته‌ باشد و حجم‌درختان‌ موجود در شمال‌ از حوزه‌ آستارا تا حوزه‌ گليداغي‌ در هر هكتار كمتر از پنجاه‌ متر مكعب‌ و در ساير مناطق‌ ايران‌ كمتر از بيست‌ متر مكعب‌ باشد مشروط بر آنكه‌ در تاريخ‌ ملي‌ شدن‌ جنگل‌هاتحت‌ كشت‌ يا آيش‌ نبوده‌ باشد.

تبصره‌ - اگر در اراضي‌ بند ب‌ درختان‌ شمشاد وجود داشته‌ باشد و حجم‌ آنها بيش‌ از سي‌ مترمكعب‌ در هكتار باشد اين‌ قبيل‌ اراضي‌ مشمول‌ اراضي‌ جنگلي‌ نبوده‌ و جنگل‌ شمشاد محسوب‌مي‌گردد.

مراتع‌ - اعم‌ است‌ از مشجر و غيرمشجر.

مرتع‌ مشجر - اگر مرتع‌ داراي‌ درختان‌ جنگلي‌ خودرو باشد مرتع‌ مشجر ناميده‌ مي‌شودمشروط بر آنكه‌ حجم‌ درختان‌ موجود در هر هكتار در شمال‌ از حوزه‌ آستارا تا حوزه‌ گليداغي‌ بيش‌از پنجاه‌ متر مكعب‌ و در ساير مناطق‌ ايران‌ بيش‌ از بيست‌ متر مكعب‌ باشد.

مرتع‌ غيرمشجر - زميني‌ است‌ اعم‌ از كوه‌ و دامنه‌ يا زمين‌ مسطح‌ كه‌ در فصل‌ چرا داراي‌پوششي‌ از نباتات‌ علوفه‌اي‌ خودرو بوده‌ و با توجه‌ به‌ سابقه‌ چرا عرفا مرتع‌ شناخته‌ شود. اراضي‌ كه‌آيش‌ زراعتند ولو آنكه‌ داراي‌ پوشش‌ نباتات‌ علوفه‌اي‌ خودرو باشند مشمول‌ تعريف‌ مرتع‌ نيستند.

تبصره‌ - آن‌ قسمت‌ از اراضي‌ ماسه‌اي‌ ساحلي‌ دريا تا حدود سيصد متر از حريم‌ دريا مشروط برآنكه‌ از جاده‌ ساحلي‌ تجاوز نكند ولو آنكه‌ واجد شرايط فوق‌ باشد مشمول‌ تعريف‌ اراضي‌ جنگلي‌ ومرتع‌ (مشجر يا غيرمشجر) نخواهد بود.

10ـ توده‌ جنگلي‌ - قطعات‌ مجزايي‌ از جنگل‌ يا مرتع‌ مشجري‌ است‌ كه‌ وسعت‌ سطح‌ آن‌ كمتراز ده‌ هكتار و حجم‌ درختان‌ جنگلي‌ موجود بيش‌ ازسيصد متر مكعب‌ در هكتار باشد.

11ـ باغ‌ - در مناطق‌ جنگلي‌ باغ‌ به‌ محلي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ داراي‌ شرايط زير باشد:
الف‌ - حدود آن‌ به‌ نحوي‌ از انحا مشخص‌ و معين‌ شده‌ باشد.

ب‌ - حجم‌ درختان‌ جنگلي‌ خودروي‌ آن‌ از پنجاه‌ متر مكعب‌ در هكتار تجاوز نكند.
پ‌ - حداقل‌ در هر هكتار آن‌ يك‌ صد عدد درخت‌ بارده‌ و مجموعا دويست‌ عدد درخت‌ بارده‌ ياجوان‌ دست‌ كاشت‌ ميوه‌اي‌ و يا يك‌ هزار بوته‌ چاي‌ وجود داشته‌ باشد.
ت‌ - حداقل‌ نه‌ دهم‌ سطح‌ آن‌ از كنده‌ و ريشه‌ درختان‌ جنگلي‌ پاك‌ شده‌ باشد.

12ـ طرح‌ جنگلداري‌ - طرح‌ جنگلداري‌ طرحي‌ است‌ كه‌ در آن‌ مقدار و محل‌ و موقع‌ برداشت‌ ومدت‌ اجرا و نحوه‌ بهره‌برداري‌ و عمليات‌ احيايي‌ و عمراني‌ كه‌ در داخل‌ جنگل‌ يا جنگل‌هاي‌مربوطه‌ بايد به‌ عمل‌ آيد درج‌ شده‌ و به‌ تصويب‌ سازمان‌ جنگلباني‌ ايران‌ رسيده‌ باشد.

13ـ مصارف‌ روستايي‌ - مصارف‌ روستايي‌ عبارت‌ از مصارف‌ چوبي‌ و سوختني‌ است‌ كه‌ موردنياز فردي‌ يا دسته‌جمعي‌ ساكنين‌ دهكده‌هاي‌ مجاور جنگل‌ و جنگل‌نشينان‌ باشد از قبيل‌ مصارف‌ساختمان‌هاي‌ مسكوني‌، مساجد، درمانگاه‌ها، مدارس‌، انبار، اصطبل‌، سدهاي‌ چوبي‌، پل‌، آبدنگ‌،پادنگ‌، تلمبار، پايه‌ براي‌ محصور كردن‌ مزارع‌ و باغات‌ و محوطه‌ها و امثال‌ آنها.

14ـ دهكده‌ مجاور جنگل‌ - دهكده‌اي‌ است‌ كه‌ اراضي‌ آن‌ حداقل‌ از يك‌ طرف‌ به‌ جنگل‌ متصل‌باشد.

15ـ گرده‌ بينه‌ يا گرد بينه‌ - قسمتي‌ از تنه‌ درخت‌ است‌ كه‌ تقريب استوانه‌اي‌ شكل‌ بوده‌ و از آن‌انواع‌ چوب‌ يا روكش‌ تهيه‌ مي‌شود.

 16ـ استر ( - مقدار هيزمي‌ است‌ كه‌ يك‌ متر مكعب‌ فضا را اشغال‌ نمايد و هر استرمعادل‌ شش‌ دهم‌ متر مكعب‌ چوب‌ مي‌شود.

17ـ درختان‌ جنگلي‌ ايران‌ از نظر اجراي‌ اين‌ قانون‌ به‌ شرح‌ زير دسته‌بندي‌ مي‌شوند:

دسته‌ اول‌ - زربين‌، ارس‌، شمشاد، سرخ‌دار، گردو، آزاد.

دسته‌ دوم‌ - راش‌، بلوط، زبان‌ گنجشك‌، ملچ‌، افرا، شيردار، الو كك‌، توسكا، نمدار.
دسته‌ سوم‌ - اوجا، سفيد پلت‌، كلهو، ممرز، و ساير گونه‌ها.

18ـ مناطق‌ جنگلي‌ - مناطقي‌ است‌ كه‌ در آنها جنگل‌ يا بيشه‌ يا اراضي‌ جنگلي‌ يا بوته‌زارهاي‌جنگلي‌ طبيعي‌ بطور انبوه‌ يا پراكنده‌ وجود داشته‌ باشد.

19ـ شاخه‌ قطور - شاخه‌اي‌ است‌ كه‌ قطر آن‌ در محل‌ انشعاب‌ بيش‌ از پنج‌ سانتيمتر باشد.

20ـ ضريب‌ بهره‌ مالكانه‌ - ميزان‌ درصدي‌ است‌ كه‌ از بهاي‌ متوسط عمده‌ فروشي‌ ساليانه‌ يك‌متر مكعب‌ چوب‌ الواري‌ به‌ ابعاد مختلف‌ در بازار تهران‌ ضريب‌ بهره‌ مالكانه‌ يك‌ متر مكعب‌ درخت‌از همان‌ جنس‌ است‌.

21ـ طرح‌ مرتعداري‌ - عبارت‌ از طرحي‌ است‌ كه‌ به‌ منظور بهره‌برداري‌ از مرتع‌ مورد تصويب‌وزارت‌ منابع‌ طبيعي‌ واقع‌ شود.

22ـ واحد دامي‌ - عبارت‌ از يك‌ رأس‌ گوسفند است‌. بز و ساير دام‌ها هر كدام‌ معادل‌ چهارواحد دامي‌ محسوب‌ مي‌شوند.

23ـ ظرفيت‌ چرا - عبارت‌ از تعداد واحد دامي‌ است‌ كه‌ طبق‌ برآورد وزارت‌ منابع‌ طبيعي‌ دريك‌ فصل‌ چرا در يك‌ هكتار مرتع‌ موضوع‌ پروانه‌ چرا يا طرح‌ مرتعداري‌ مي‌تواند چرا نمايد.

 

جنگل درایران

در طرحهاي تهيه شده نه فقط سطح جنگل را مشخص مي نمايند بلكه تقسيمات جنگل به كلاسه هاي سني ،درجه محصول دهي،تراكم جنگل ، موجودي جنگل همچنين ميزان برداشت مجاز و مستمر را به ما نشان ميدهد.

همينطور موقعيت جنگل در آينده نيز مشخص مي شود كه بر طبق  شرايط رويشگاهي و پيش بيني هاي اقتصادي يك حالت ايده آل در نظر گرفته مي شود .تركيب ،ساخت طبقات سني ونهايتا مضعيت بهره برداري و اقتصادي جنگل به صورتي طرح ريزي مي شود كه بتوان از جنگل مذكور در حد امكان حداكثر بهره وري را نمود . در اين طرح ها فقط به اين مسائل اكتفا نمي كنند بلكه راه حلهاي مناسب را در مورد اين كه چگونه جنگل امروزي خود را به سمت يك جنگل با ارزش و اقتصادي در اينده تبديل نماييم براي ما مشخص مي كند .معمولا فعاليتهاي جنگل داري براي حد اقل 10 سال به طور كاملا مشخص بر حسب احتياجات برداشت از جنگل (تعداد-محل-گونه ها)و همچنين در چه سطوحي بايد جنگل كاري انجام گردد در طرحهاي جنگلداري برنامه ريزي شده اند.تمام اين كارها براي افزايش توليد جنگل است .

 

هدايت و بهره برداري نهايي


جنگل بايد داراي يك نظم و ترتيب داخلي باشد ،تا كار مفيد ما را سهل تر نمايد و

 

خود رادرمقابل خسارت وصدمات حاصله حفظ نمايد . به خصوص مناطقي كه كاملا

 

پوشيده باشند و امروزه در جنگل هاي روستايي نيز اكثرا ديده مي شوند ، از نظر

 

طبقات سني جنگل ممكن است باد خسارات شديدي به جنگل بزند . در موقع برداشت

 

بايد سعي شود كه يك توده جنگلي ، جهت باد را در مقابل توده ديگري سد نمايد

 

چگونگي برداشت و مسير برداشت بسيار مهم است .    

 

 

 توده هاي جنگلي نبايد هرگز در جهت با غالب باز شوند . برداشت درختان بايستي در جهت

 

عكس باد صورت گيرد ،توده ها بايد هميشه به طور صحيح پشت سر هم قرار گيرند . با رعايت

 

موارد فوق مي توان از پوشش حفاظتي براي جلوگيري از خطرات باد در جنگل مطمئن بود .

 

 

برداشت درختان حدفاصل باعث جدايي به موقع توده هاي جوان از توده هاي مسن مي

 

گردد به طوري كه خود مي تواند يك پوشش جانبي مناسبي ايجاد نمايد (traufschutz) عرض برداشت از 5 متر بيشتر نباشد . درموقع مناسب تودههاي درختان بزرگتر وهمسن را بايد برداشت در عرض 10-15 متر تا بتوانيمتوده هاي به سن بهره برداري رسيده را در مراحل مختلف بهره برداري نماييم . برداشت درختان بين قسمتهاي مختلف توده هاي جنگلي باعث خواهند شد كه در موقع مناسب توده هاي بزرگ و مشابه از هم مجزا گشته و در نتيجه هر قسمت از قسمت ديگر كاملا مجزا گردد . اين برداشت به موقع باعث مي شود ازخسارات احتمالي بادجلوگيري به  توده هاي همجوار عمل ايد و ما نيز در موقع برداشت داراي انعطاف بيشتر باشيم در ضمن از معلق ماندن درختان بايد پرهيز شود تا درموقع حمل چوب دچار مشكل نشويم اين مسئله بيشتر زماني است كه در توده جوان تعدادي درخت مسن وجود داشته باشد .

فرمهاي مختلف برداشت

براي برداشت درختان جنگلي روشهاي متفاوتي وجود دارد ولي به كاربردن آنها براي هر موقعيت ومحلي متفاوت است . ولازمه آن شناخت كامل هر روش و دقت دربه اجرا در آوردن هر كدام .

قطع يكسره / روش تك گزيني / روش پناهي /گروه گزيني (برش گروهي)

در روش قطع يكسره  درختان تمام منطقه و يا قسمت بزرگي از آن قطع مي گردند اين بدان معني است كه تمام درختان قطع مي شوند ، به طوري كه منطقه قطع شده به صورت عاري وخالي از پوشش درختي در مي آيد . اين محدوده در آينده جنگل كاري خواهد شد ويا به صورت طبيعي بابذر تجديد مي شود . در صورتيكه منطقه قطع وسيع و عريض باشد ( بيش از طول درخـتان موجود ) در نتيجه مي توان گفت كه قطع عريض (briestscllag) انجام گرفته . در مواقعي كه بها و ارزش چوب پايين است ودر شرايطي كه حمل به انبارها نامناسب ودشوار است خيلي با چنين قطعهاي عريضي مواجه مي شويم .تمام جنگلهاي كوهستاني استحصال ومناطق وسيعي به صورت خالي وعارياز درخت در مي آيد . در اين مناطق به تجديد حيات توسط بذر نمي توان خوشبين بود و جنگل كاري با نهال هاي جوان نيز دشوار است .اكثر گونه هاي اميخته باارزش ومرغوب در اثر قطع يكسره بكلي منهدم مي شوند و امكان رشد و نمو آنها از بين مي رود و پس از ساليان طولاني وصرف هزينه هاي فراوان امكان دارد در چنين مناطق وسيعي مناطق يك نواخت ، هم سنوخالص از گونه هاي خاصي به وجود آوريم و خطر خسارت ناشي از برف و بوران در چنين مناطقي هميشه و به طور مستمر وجود دارد . در اثر قطع وسيع تا ساليان متمادي شاهد كمبود در زمينه توليد چوب خواهيم بود آفاتي نظير سرخرطوميان وچراي بيرويه وخسارت ناشي از وحوش فراوان مي شود به طوري كه جنگل تازه احداث شده پس از 10-15 سال هنوز در معرض چنين خطراتي خواهند بود و گاهي بايد 0 230 سال را براي رشد ونمو جنگل در نظر گرفت .


از قطع يكسره  در سطح وسيعي بايستي جدا پرهيز نمود و بر اساس شواهد ومدارك موجود نه تنها ارزان تمام نمي شود بلكه هزينه حفظ و حراست و عمليات پرورشي بعدي در منطقه و همچنين نبود توليد در سطح قطع شده بسيار بيشتر مي باشد . همچنين امكان ذخيره آب توسط جنگل نيز ازبين مي رود و بايستي شاهد سيل كاهش حاصلخيزي خاك از دست دادن هموس و لايه خاك و خسارات آنها باشيم .

در صورتيكه قطع يكسره در عرض كوچك و با وسعت كم كه تحت عنوان قطع حاشيه اي يا نواري (saumsclag) ناميده مي شود انجام گيرد خسارات حاصله كمتر است البته در اين گونه موارد عرض منطقه بيش از يك و نيم برابر ارتفاع درختان نخواهد بود . چنين مناطق كم وسعتي توسط درختان مناطق مجاور حفاظت مي گردد و گاهي در زير سايه آنها محفوظ مي مانند بخصوص كه نوار قطع شده شمالي باشد زمين ارزش خود را زياد از دست نمي دهد و نهالها زودتر رشد مي كنند . در اين حالت به وجود امدن حيات طبيعي در اثر ريزش بذر درختان مجاور وجود دارد كه آن را مي توان بذر افشاني حاشيه اي ناميد . مورد مذكوردرخصوص گونه هاي لاريكس وكاج سيلوستر بسيار رضايت بخش واقع مي شود اينها درختاني هستند كه داراي ريشه هاي عميق و مقاوم در مقابل طوفان مي باشند و جزو درختان پيشاهنگ محسوب مي گردند .نا كفته نماند كه قطع نواري داراي معايب روش قطع يكسره است و در خصوص اينكه مانع رشد ونمو گشته ايم اخلالي به وجود خواهد آمد و تا زمانيكه نهالهاي جوان به مرحله بهره برداري برسند زماني طولاني در پيش خواهيم داشت و يكي ديگر از معايب اين روش آنست كه بسياري از گونه هاي آميخته در جنگل قطع شده كه از هرظر مناسب بودند از بين مي روند و امكان رشدي براي انها باقي نمي ماند .گونه هاي نئول لاريكس و كاج سيلوستر از تنه قطع مي شوند در حاليكه گونه هايي مثل نراد راش و تقريبا تمام درختان آميخته ديگر در اثر قطع يكسره از بين مي روند . يكي ديگر از مضرات قطع يكسره در جنگلها آنست كه اكثرا مواجه با گونه هاي خاص مي شويم و جنگلهاي اميخته از گونه هاي گوناگون خيلي كم مي شوند . ماجنگلهايي داريم كه دائمي هستند يعني هيچ زمان قطع يكسره انجام نمي شود در اين جنگلها نهال جوان زير چتر حمايتي درختان كهنسال رشد مي يابند به طوري كه در منطقه حداقل يك جنگل دو اشكوبه خواهيم داشت . در جنگل مذكور زماني كه درختان كهنسال را بهره برداري نموديم نهالهاي جوان به صورت درختچه در امده و حداقل سني برابر 10-15 سال خواهيم داشت و حتي در بعضي موارد درختان مسنتر خواهند بود و اين عاملي است كه ساليان زيادي از نظر رشد و نمو درختان به نفع ما خواهد بود در حالي كه در روش قطع يكسره اين زمان را كلا از دست مي دهيم و ضرر مي كنيم . در اين جنگلها توليد بالا و خاك  نيز حفاظت مي شود . در اين جنگلها در سايه در ختان كهنسال نهالهاي سايه پسند رشد نموده و و ما به نتيجه مطلوب ( جنگل اميخته خواهيم رسيد ) ولي مسئله مهم بهره برداري و حمل چوب در اين جنگلها است وجود جاده كاملا ضروري است . البته انجام ندادن امور صحيح و مناسب در جنگلهاي دائمي داراي زيان بيشتري نسبت به قطع يكسره است .

برداشت توده اي  يا تك گزينيكلي فعاليت ها را برروي توده متمركز ساخته است .

 

 


توده را مي توان با روش قطع يكسره ويا روش پناهي در يكدفعه و يا در يك محدوده زماني برداشت كرد و توده جوان بجاي توده مسن قرار گيرد . اما درختاني هستند كه ذاتا داراي كارايي و توليد عالي مي باشند و صحيح نيست كه انها را قطع كنيم صرفا به خاطر اين كه توده جنگلي ما به سن 80يا 100 سال ويا به ابعاد برداشت وحد نهايي رسيده است اين توده ها را نبايد يكجا مورد قضاوت قرار داد بلكه تك تك درختـان را در توده مورد بررسي و دقت نظر قرار بايد داد و تا حداكثر درآمد را بااجراي برنامه هاي صحيح جنگلداري از تك تك درختان به دست آورد . رسيدگي وبهره برداري از تك تك درختان در واقع اكثرا در جنگلهاي جوان صورت مي گيرد .كليه توليدات برش اصلاحي از منطقه دور شده و بهترين ، مرغوبترين ومناسبترين درختان از نظر رشد حمايت مي شوند تا امكان رشد و تكامل براي آنها ميسر گردد . واضح است كه اين درختان بايستي رشد كنند و توليدات بعدي را تامين نمايند ، البته مادامي كه مقدار رشد آنها هنوز حداكثر باشد . زماني كه رشددرختان باعث ايجاد مزاحمت براي درختان ديگر شود و از طرفي به حد باروري كامل رسيده باشند بايد به منظور ايجاد فضا ومكان كافي براي نهالهاي جوان ديگر آنها را قطع كرد . البته به سن درخت توجه نميشود بلكه ميزان بهره دهي آن مهم است .

در اين خصوص براي كمك گفتن از وسايل و ابزار آلات جنگل از مته سال سنج كه سن درخت را مشخص مي كند استفاده نمي شود  بلكه  از  چكش مخصوص رشد كه فقط عرض و ضخامت آخرين دايره سالانه را ( كه درنتيجه  آن مقدار و كيفيت رويش واقعي را مشخص مي كند)  استفاده مي كنند  . رسيدگي و بهره برداري از درختان به صورت تك واحدي با فرمهاي مختلف جنگل داري در ارتباط و اتحاد بسيار نزديك نيستند به طوري كه مي توان در اين روش منطقه را در مدت زمان كوتاهي مرتب و تميز نمود و سطح جنگل را  به صورت پوشيده و حفاظت  شده در آورد و از طرفي همزمان  با  اين موارد امكان تجديد حيات را نيز فراهم ساخت . البته منظور از اجراي روش فوق وجود جنگل دائمي ضروري خواهد شد و در نتيجه انواع مختلف اداره امور با  برنامه تجديد حيات دراز مدت نيز لازم خواهد بود كه  البته  روشها  تك گزيني (plenterbetrieb) و گروهي (femelschlagbetrieb) مي باشند براي جنگلهاي محدودو كوچك روش جنگلداري و طرح و برنامه ريزي درختان تك واحدي مناسب است .

مهمترين  مسئله برداشت صحيح است . مسير برداشت  بايد  براي ما كاملا مشخص باشد تا خطرات ناشي از باد بر جهت قطع  تاثيري نداشته باشد . هميشه برداشت بايد در جهت عكس مسير باد صورت گيرد . مسير باد غالب و بادي كه خسارات فراواني را موجب ميشود بايد براي ما كاملا مشخص گردد. دراغلب مواقع بادهاي غربي داراي خطرات زيادي هستند ولي گاهي نيز بادهاي كوهستاني كه ازبالابه سمت درهها سرازير واز آنجا به خارج مكيده مي شوند خطرات زيادي دارند . درصورت امكان بهتر است كه جبهه قطع به سمت سراشيبي ادامه پيدا كند . اين موضوع بخصوص در مناطق كوهستاني مهم است يعني در مناطقي كه چوب در جنگل تغيير داده نمي شود و به سمت پايين برده مي شود . در صورتيكه جبهه قطع در سمت بالا قرار داشته باشد ، در نتيجه نهالهاي جوان زيرين ومنطقه مذكور در خطر جدي قرار خواهند داشت . در هر حال بهترين وضعيت قطع آنست كه جبهه قطع در سراشيبي قرار گيرد . در صورت امكان بايد سعي شود نوارهاي برداشت در جهت شمال ويا شرق واقع شوند . در نتيجه ، منطقه برداشت سايه ، خنك ومرطوب باشد و وضعيت تجديد حيات نسبت به نوارهاي قطع كه در جهت جنوب قرار گرفته اند و نور آفتاب باعث ضعيف وفقير شدن خاك مي شود كاملا متفاوت باشد . پيشرفت درلامر برداشت و قطع درختان بهتر است به تدريج انجام گيرد ، زيرا درصورتي كه پس از مدتي كوتاه از نوارهاي برداشت شده يك منطقه خالي وسيع با تمام خطراتش به وجود آيد .

نوارهاي برداشت طبيعي اي وجود دارند كه بدون رعايت اصول احتياطي مي توان در آن قسمتها شروع به برداشت كرد . در گودالها ، لاوكها ، شكاف سنگ ها و جنگل در مقابل خطرات ناشي از باد محفوظند كه در آن مناطق بدون هر گونه خطري مي توان اقدام به قطع درختان در نوارهاي برداشت نمود تپه ها ، پشته ها ومناطقي كه در وضع مشابه ويكنواخت قرار دارند به علت وجود زمينهاي اطراف فاقد پوشش حفاظتي طبيعي اند . در مناطق مذكور بايد يك نوار برداشت به وجود آيد ، درختان كناري نوار برداشت بايد به علت برداشت قبل از موقع از هر نظر مقاوم و استوار باشد . درختان حاشيه نوار بايد بتوانند با رويش مناسب چه از نظر تاج و چه از نظر ريشه در وضع بسيار خوبي قرار گيرند . با رويش مناسب چه از نظر ريشه در وضع بسيار خوبي قرار گيرند . نوار برداشت شده فقط احتياج به چند متر عرض دارد و بايد به اندازهاي باشد كه مانع ورود تاج پوشش درختان حاشيه نوار و نفوذ ريشه هايي كه تحت فشارند نگردد . در جايي كه توده مسن در مقابل توده جوان است برداشت بايد به شكلي باشد كه توده جوان دچار خطر نشود از نظر علوم تخصصي اين نوار برداشت شده را (loshieb) مي نامند . زيرا توده مسن را به علت وجود توده جوان بر ميداريم  و هر كدام مستقلا مورد بهره برداري قرار مي گيرند .

يكي ديگر از موارد استفاده نوارهاي برداشت كم عرض تقسيم جنگل  در مدت زمان به قطعات كوچك  است يعني  اگر عرض توده 300 متر است بايد 10 نوار به عرض 30متردر 100سال برداشت شود .هنگامي كه يك توده جنگل بادشكن وجود دارد از قطعات ديگر برداشت انجام مي گيرد و با تجديد حيات طبيعي توام مي شود كه آن را بذر افشاني حاشيه اي ذكر مي نمايند . بخصوص كه نوارهاي برداشت مناسب وكم عرض انتخاب شوند دراين حالت بايد آخرين رديف درختان را برداشت و ازجنگل
خارج كرد و زمين راخراش جزيي مي دهند تا تجديد حيات به خوبي صورت گيرد .

روش پناهي  روش پناهي بدين صورت است كه در ابتدا باعث مي شود منطقه جهت تجديد حيات آماده گردد . درمرحله ايجاد برش آمادگي باعث مي شود كه تاج بهترين درختان از مزاحمت هاي اطراف آزاد شود وامكان ريزش بذر مرغوب فراهم شود .زماني كه سال بذر دهي فرا برسد نوبت به ريزش بذر افشاني مي رسد . با خارج ساختن چوبهاي قطع شده  خراش لازم درجنگل به وجود مي آيد و اين مسئله موجب ميشود كه بذر هاي ريخته شده بر روي زمين بستر مناسبي جهت جوانه زدن پيدا كنند ، برشهاي نوردهي باعث تابيدن نور كافي به داخل توده مي شود به طوري كه جوانه زدن بذور سنگين (راش) را در ظرف مدتي مهيا مي سازد . برش نهايي كه در مدت زمان كوتاهي انجام مي گيرد ،  باعث آزاد شدن ورهايي نهالهاي جوان خواهد شد برشهاي ذكر شده باعث به وجود آمدن توده انبوهي از نهالهاي جوان مي شود كه اين نهالها از بذور درختاني كه در يكسال بذردهي به زمين ريخته اند حاصل شده است و همگي همسال مي باشند نظر به اينكه گونه راش در سالهاي اوليه زندگي خود سايه را خوب تحمل مي كند و در مقابل آزاد شدن بعدي مقاومت دارد ، لذا در روش پناهي اين گونه مي تواند به خوبي زاد آوري نمايد . درخت نوئل در روش پناهي نتيجه مناسبي از نظر تجديد حيات نخواهد داشت و آن به سبب تاريكيبيش از حد توده در سالهاي اوليه رشد آن است . براي نراد عمل باز كردن توده خيلي سريع است . هر دو گونه اخير اكثرا با وجود گونه راش محكوم به فنا خواهند بود . تجربيات مشابه باعث ناراحتي بسياري از مسئولان جنگل گردند كه اين مساله ممكن است در اثر تنك كردن ايجاد گردد ، كه خود راهي است به سوي يك نوع روش پناهي در نتيجه باعث ظهور مقدار معتنابهي راش خواهد شد . در صورتي كه چنين وضعي پيش آيد آن را راش زدگي (verbuchung )مي نامند و اين موضوع نشان دهنده اشكال در جنگلداري ومديريت آن منطقه است .

روش گروهي   اين روش كه يكي از روشهاي با ارزش و بسيار مناسب است  ، از بهره برداري و پرداختن به توده جنگلي به سمت در نظر گرفتن تك تك درختان جريان دارد . اين روش حد واسطي است ما بين روش پناهي وروش تك گزيني و داراي محاسني است كه دو روش ديگر فاقد انند .تجديد حيات در روش قطع گروهي نيز در داخل منطقه انجام مي پذيرد  ، و درواقع در زير تاج پوشش . البته اين تجديد حيات در يك زمان در منطقه خالي جنگل شروع مي شود و سپس به مناطق باز و بالاخره در محدوده نوارها ادامه مي يابد ، البته تجديد حيات را مي توان با اجراي خراش بر روي زمين به منظور بهتر گروهي را مي توان به صورتهاي زير تقسيم نمود:

1-گروهي حفرهاي(ringfemel و يا lochfemel)


2-گروهي نواري (saumfemel)

جوانه زدن ، نهالكاري و يا بذر كاري مصنوعي تكميل نمود . قطع توده هاي كوچك تجديد حيات شده در روش گروهي حفرهاي به تدريج در اثر برداشت و قطع درختان خارجي آزاد مي گردند ، به طوري كه نهالهاي جوان مقدار بيشتري نور در اختيار خواهند داشت . پس از مرحله فوق نهالهاي جوان بعدي به راحتي مي توانند در منطقه مستقر گردند ، ودر اين موقع كفته مي شود كه توده هاي نهالهاي جوان كوچك جدا از يكديگر در حال جريان هستند . در حالي كه درابتدا درمناطق خالي اكثر درختان سايه پسند ظاهر شده بودند ولي از اين پس نباتات نيمه سايه پسند نيز ظاهر خواهند شد . درصورتي كه توده هاي كوچك نهالها گسترش يابند درنتيجه حتي نباتات روشنايي پسند نيز مي توانند ظاهر شوند . با قطع تدريجي دريك جنگل مي توان در آينده به يك جنگل آميخته دست يافت.  

تجديد حيات يك منطقه ساليان متمادي به درازا مي كشد . درختان مسن و بهره برداري شده به تدريج از اطراف توده جوان خارج مي گردند . البته اين مساله باعث برداشت و خالي شدن يك دفعه منطقه نخواهد شد بلكه به آهستگي و به تدريج نقاطباز خواهند شد . درختان و تنه هاي با ارزش مي توانند مدت زمان بيشتري در منطقه باقي بمانند و از قدرت رويش خود به طور كامل استفاده نمايند . به طوري كه از يك توده قديمي و مسن بعد از 40 تا 50 سال اثري وجود نخواهد داشت بدين جهت در حد فاصل سالهاي مذكور به تدريج توده جواني خواهيم داشت با درختان ناهمسال ، توده اي كوچك و يا گروهي ، مختلط و با ارزش . توده مذكور در زير تاج پوشش درختان همجوار رشد مي يابد و بدين جهت از نظر كيفيت داراي مرغوبيت خاصي است . درختان كج و معوج و گره دار به ندرت در بين توده مذكور يافت خواهند شد .در مناطق مسطح و يا در پستي وبلنديها كه حمل چوب فقط به وسيله حيوانات باركش مقدور است ، برداشت درختان بيروني كه باعث به وجود آمدن تعدادي از نهالهاي جوان مي گردد شكل دايره اي پيدا خواهند نمود در واقع مي توان گفت كه برداشت درختان بيروني باعث گسترش توده هاي كوچك نونهالان بدور يك حلقه خواهد شد و بدين دليل آن را برداشت حلقوي (ringfemel) مي نامند . درمناطق كوهستاني كه بايد چوب رااز بالا به سمت پايين حمل نمود ، كمتر با اجراي قطع تدريجي حلقوي شروع به كار مي كنند . نظر به اينكه هميشه دراين طور مواقع بايد چوب را از مناطقي كه داراي نهالهاي جوان است و يا اينكه درختان زيادي بايد در ان منطقه باقي بمانند حمل كنند ، لذا دراثر برخورد چوب با نونهالان  خسارت زيادي به وجود خواهد آمد ، به همين جهت درمناطقي كه داراي شيب زيادند مساله بهره برداري و تجديد حيات بايد مورد دقت نظر باشد و درمسير سرازيري قرار گيرند . در صورتي كه در منطقه كوهستاني يك توده كوچك جوان ظاهر شود ، براي دادن نور و فضاي كافي به آن ، گسترش آن به شكل حلقوي صورت نمي گيرد . اكثرا سعي مي شود كه آن را از جهت طول افزايش دهند ، يعني در واقع سعي مي شود فقط از قسمت بالا و پايين توده و يا در محدوده نوارتعدادي از درختان خارج گردند . درنتيجه نهالهاي جوان و همچنين نونهالان از بذر افشاني طبيعي اكثرا به سمت بالا و يا پايين توسعه خواهند يافت . فرم دايره اي حفظ نمي شود بلكه توده هاي كوچك جوان را به صورت قطعات بلند در مي آورند و سعي مي شود آنها را به خصوص از بالا به سمت جاده يا دامنه اي گسترش دهند به طوري كه از سمت بالا اصلا چوبي نمي تواند در قسمت نهالهاي جوان وارد گردد .

 پس از مرحله فوق فعاليت هاي لازم به قسمت كناري ميرسد و به تدريج به سوي جنگلي پيش ميرود كه مشابه قطع نواري است ولي درهر حال از قطع يكسره پرهيز شده است . نونهالان در زير چتر رشد مي كنند و به سوي تشكيل يك جنگل دائمي پيش مي روند اين روش جالب تحت عنوان برش گروهي نواري ناميده مي شود .


روش تك گزيني  روش تك گزيني نيز يكي از انواع برداشت درجنگل داري داعمي است و نقطه مقابل قطع يكسره مي باشد ، زيرا ساختمان توده جنگلي هميشه ثابت مي ماند جنگلهاي ناهمسال داراي درختاني با سنين متفاوتند . اين جنگلها شامل درختان مختلف با سنين گوناگون از نونهال يك ساله گرفته تا درختان عظيم 120 ساله اند درختان جوان ومسن بدون قاعده منظمي به طور مختلط دركنار يكديگر قرارگرفته اند .

بديهيست كه نهالهاي جوان در اشكوب زيرين قرار دارند ومنتظر آنند كه بالاخره يكي از درختان مسن برداشت گردد و براي آنها فضا ومكان كافي ايجاد شود آنها بايد چندين ده سال منتظر بمانند ، زيرا درختان مسن قبل از بهره برداري نمي شوند و بايد از نظر رشد به حدي رسيده باشند كه بعد از آن ديگر ماندن شان در منطقه نتيجه مثبتي از نظر ميزان رويش نداشته باشد .در جنگلهاي نا همسال گونه نراد نقش اساسي دارد ، زيرا سايه موجود را به مدت نسبتا طولاني تحمل مي كند .بهره برداري هر چند سال يك بار انجام مي گيرد در اين موقع سعي مي شود تمام درختاني راكه داراي فرم وشكل نا مناسبي هستند از محيط قطع و خارج گردند و همچنين درختاني هم كه به سن بهره برداري رسيده اند جزو اين گروه قرار گيرند . بديهيست كه به هيچ وجه در اين مورد قطع يكسره و يا برداشت نواري مطرح نيست . ساختمان و اساس جنگل در اين روش به هيچ وجه دستخوش تغيير نخواهد شد . درقسمتي از جنگل كه درختان مسن از جنگل خارج مي گردند ، بلافاصله نهالهاي جوان نقاط خالي را پر خواهند نمود . جنگلهاي نا همسال تقريبا در اكثر قسمتها به يك صورت و مشابه همديگر را پوشانده اند ، چنين جنگلهايي فاقد توده هاي نونهالان ، با چوب سرپاي محدودند . در چنين محدوده هايي مي توان با حد اكثر موجودي سرپا مقدار قابل ملاحظه اي رشد ساليانه به همراه خواهد داشت و ميزان برداشت ما را با رويش خود جبران خواهد كرد .

رويش ساليانه در هر هكتار به اندازه 8 ،10 ،12 متر مكعب در يك جنگل نا همسال مساله اي نادر و غير ممكن نيست . به چنين خصوصيتي در صورتهاي ديگر جنگلداري برخورد نخواهيم نمود . يكي از نكات منفي در جنگلداري ناهمسال نادر و پايين بودن امكان انتخاب گونه هاي متفاوت است . مهمترين انواع درختان در جنگل ناهمسال عبارتند از نراد ، راش و نوئل يعني در واقع از آن جهت اين درختان به حساب مي آيند كه مدت زمان طولاني سايه را به خوبي تحمل مي كنند . البته نه هميشه ولي در خيلي از مواقع درختان به صورت تك واحدي مورد بهره برداري قرار مي گيرند . در بعضي مواقع به صورت گروهي از درختان بهره برداري مي كنند . اين موضوع در گونه نوئل بسيار مناسب است در اين صورت نوع بهره برداري را تك گزيني گروهي مي نامند (grupenplenderung) بديهيست كه در چنين مواقعي نقاط خالي موجود وسيعتر خواهد شد ، به طوري كه امكان دارد درختان ديگري ظاهر گردند . لازم به تذكر است كه هر دو روش استثنايي مذكور پلي خواهند بود به سوي شيوه گروهي گزيني (femlscagbetrieb) .

يك از مشكلات اساسي در جنگل ناهمسال مساله حمل چوب به خارج از جنگل است . در اين جنگلها بايد هميشه چوب را از داخل جنگل بسته و پوشيده به خارج حمل نمود . بدين جهت وجود يك شبكه جاده اي متراكم ضروري است . به علاوه قطع وحمل چوب بايد با دقت كافي انجام پذيرد تا توده جنگلي موجود در اثر حمل و نقل آسيب نبيند . يكي از موضوعات ضروري كه بايد كاملا به آن دقت نظر داشته باشيم اين است كه نبايد سعي ما بر اين باشد كه براي جنگل خود روش بهره برداري مناسب با فوايد زياد را پيش بيني نماييم ، بلكه بايد سعي نمود كه هميشه طبيعت را مورد توجه كامل قرار داد . به هيچ وجه نبايد مساله تجديد حيات طبيعي را از نظر دور نگهداريم بلكه در صورت لزوم بايد در آن محدوده روش گروه گزيني (femelsclag) را انجام دهيم ، هر چند كه  منطقه مورد نظر كوچك باشد . از طرفي نبايد تعصبي در مورد آزاد كردن نونهالان داشته باشيم در حالي كه در منطقه مورد نظر درختان ما به سن بهره دهي نرسيده اند . به طور كلي هدف اصلي ما در جنگلداري به وجود آوردن جنگلي كاملا با ارزش با موجودي سرپاي غني است . از طرفي مجددا تذكر داده مي شود كه مهمترين مساله ضروري براي يك جنگلداري صحيح با ميزان محصول غني وجود شبكه جاده اي مناسب است .

ارزش هاي زيست محيطي جنگل

ارزش هاي زيست محيطي جنگل

جنگلها به عنوان يكي از مهمترين سامانه هاي حيات بخش بشر جايگاه انكارناپذيري در تامين رفاه ، آسايش و سعادتمندي جوامع بشري دارند.
وجود ارزش هاي متعدد و متنوع اقتصادي و زيست محيطي در پيكره اين منابع ارزشمند الهي ، تكيه گاه مطمئن و استواري براي تداوم و ارتقاي زيست جانوران به ويژه انسان و متضمن شكوفايي حيات جوامع بشري و توسعه پايدار است.
متاسفانه همه ساله سطوح بسيار زيادي از جنگلهاي دنيا بر اثر عوامل متعدد از جمله بهره برداري غير اصولي و مفرط منهدم مي شود. در ميان علل وعوامل امحاء و نابودي جنگلها ، ناآگاهي از خواص و ارزش هاي زيست محيطي اين منابع نيز به سهم خود تاثيرات زيانباري داشته و دارد.
بنابراين به منظور شفاف سازي و جلب توجه اذهان و افكار عمومي ، به مشاركت فعال در ايفاي رسالت خطير ملي و مذهبي براي حفظ ، احياء و توسعه اين منابع ارزشمند ، برخي اثرات زيست محيطي جنگلها را بر مي شماريم تا روند فزايند تجاوز وتخريب جنگلها كاهش يابد و در نهايت متوقف شود ، چرا كه متعقديم حفاظت و توسعه جنگلها با عزم و اراده ملي و همكاري و همدلي هموطنان عزيز و همچنين تلاش مجدانه مسئولين و متخصصين كه زمام امور را در دست دارند امكان پذير است.
جنگلهاي واقع در اراضي جلگه اي ، ميان بند و ارتفاعات فوقاني حوضه هاي آبخيز با تنظيم جريانهاي آبي ، جلوگيري از فرسايش آب، ، باد ،خاك و طغيان رودخانه ها ، افزايش عمر مفيد مخازن آبي و سدها تعديل آب و هواي محيط وتامين آب مورد نياز اراضي كشاورزي ، پشتوانه اي مطمئن براي زمين هاي كشاورزي واقع در دشت هاي مشرف به حوضه هاي آبخيز به شمار مي آيند و در افزايش توليد و ارتقاي كيفي محصولات كشاورزي در واحد سطح تاثير به سزايي دارند.
اراضي جنگلي به دليل ريشه دواندن گياهان و درختان و فعاليت ميكروارگانسيم هاي موجود در جنگلها ، موجب نفوذ نزولات آسماني درخاك و ذخيره اين نزولات مي شوند به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به ذخيره سازي 500 تا 2 هزار متر مكعب آب است. ضمن اين كه زمان نفوذ يك ليتر آب در جنگل حدود 7 دقيقه و در اراضي كشاورزي 46 دقيقه است در حالي كه در مناطق غير جنگلي اين زمان به حدود 4 ساعت افزايش مي يابد.
به عبارتي توان نفوذ پذيري نزولات در خاك هاي جنگلي 40 برابر بيشتر از اراضي غير جنگلي است. پوشش هاي گياهي به ويژه درختان در كاهش آلودگي هواي ناشي از سوخت واحدهاي صنعتي ، خودروها ومنازل تاثير به سزايي دارند. جنگلها از مصرف كنندگان عمده دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي ياد شده هستند.
جنگلها با انجام عمل فتوسنتزيكي از منابع مهم توليد اكسيژن مورد نياز جانوران و انسان به شمار مي آيند.
به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به توليد اكسيژن مورد نياز دست كم ده نفر در طول سال خواهد بود.به دليل تنوع ساختار افقي و عمودي درختان جنگلي ، به ويژه وجود درختاني با سرشت متفاوت و طبقات ارتفاعي مختلف ، جنگلها در مطلوبيت بهره مندي از اثرات فيزيكي، شيميايي و حرارتي پرتو خورشيد براي انسان ها تاثير به سزايي دارند، ضمن اين كه وضعيت تابش نور خورشيد در فضاي جنگلي نقش موثري در آرامش روحي انسانها دارد. جنگلها موجب تعديل آب و  هواي محيط مي شوند ، در ساعات روز به اين دليل كه شاخ و برگ درختان مانند حفاظي در برابر پرتو نوراني خورشيد قرار مي گيرند ، دماي هواي جنگل كمتر از دماي فضاي غير جنگلي است و در طول شب نيز به اين دليل كه تغيير و انعكاس حرارتي دما در محيط وخاك جنگلي كمتر است ، هواي محيط جنگلي خنك تر از فضاي باز است .در جنگل ، تركيبي از آواي دلنواز پرندگان ، جريان آب دره ها و  رودخانه ها و به هم خوردن برگها و شاخه ها به روح و روان آدمي آرامش مي بخشد.

از آنجا كه محيط جنگلي فاقد انواع صداهاي گوشخراش و مخرب است ، محيطي امن و آرامش بخش براي استراحت انسانهاي خسته از فعاليت در مراكز صنعتي و شهري درايام فراغت است. شاخ و برگ درختان جنگلي گرد و غبار هوا را كه توسط باد جابه جا مي شوند ، جذب ميكنند و آلودگي هوا را كاهش مي دهند. سرب معلق در هوا حاصل فعاليت واحدهاي صنعتي و وسايل نقليه موتوري و يكي از مواد سمي وخطرناك براي انسان است كه از طريق تنفس جذب مي شود و عوارض و پيامدهاي ناگواري بر سلامت انسان دارد. يكي از اثرات مفيد جنگلها جذب مقدار زيادي از دوده سرب معلق درهوا است كه از عوامل حفظ تندرستي انسان به شمار مي آيد .سيماي ظاهري درختان چشم انداز آرامش بخش ومطلوبي براي انسان به شمار مي آيد. درختان ودرختچه ها به دليل دارا بودن رنگهاي مختلف چشم اندازي طبيعي و ديدني در برابر ديدگان آدمي قرار مي دهند . به ويژه رنگ سبز برگ درختان كه از نظر رواشناسي از جمله رنگهاي آرامش بخش است. جنگل همچنين در زيبا سازي محيط زندگي جوامع بشري جايگاه ويژه اي دارد. مقاومت جنگل در مقابل ويرانگري هاي باد و طوفان ، نشانه و نمادي از دوستي طبيعت و بشر است . درختان جنگلي در كاهش سرعت باد و طوفان نقش بسزايي دارند وموجب كاهش اثرات تخريبي اين عوامل مي شوند . پوشش گياهي درختان به دليل حفاظت از خاك ، قدرت نگهداري وجذب نزولات وكاهش سرعت سقوط برف و باران بر زمين نقش انكار ناپذيري در جلوگيري از جاري شدن سيلاب و كاهش اثرات مخرب آن دارد. با توجه به اين كه كاهش درجه حرارت هوا سهمي در افزايش رطوبت نسبي هوا دارد، درختان جنگلي با جذب نزولات و ذخيره كردن آن در سفره هاي آب هاي زير زميني و تبخير آن در ايام خشك ، موجب افزايش رطوبت نسبي هوا در فضاي جنگل مي شوند. افزون بر اين كه شاخ و برگ درختان با جلوگيري از تابش مستقيم نور خورشيد و كاهش اثرات تخريبي پرتوهاي خورشيدي ، مانع تبخير سطحي رطوبت خاك مي شوند.

درختان با جذب ،نگهداري و افزايش زمان ذوب برفها بر روي شاخ و برگ خود از تجمع آنها جلوگيري كرده و مانع حركت توده هاي عظيم برف به شكل بهمن مي شوند.از آنجا كه توليد دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي فسيلي انعكاس پرتوهاي خورشيدي را از زمين ناممكن مي سازد،  در نتيجه ميانگين گرماي زمين افزايش يافته و پديده موسوم به گلخانه اي ايجاد مي شود كه اختلال در محيط زيست انساني را به دنبال دارد. بنابراين حفاظت وتوسعه جنگلها موجب جذب و رسوب دي اكسيد كربن ومانع افزايش گرماي زمين و بروز پديده گلخانه اي خواهد شد. جنگلها بعنوان  محيط زيست طبيعي ، مامن بسياري از حيوانات وحشي و پرندگان هستند و نقش موثر آنان در بهسازي محيط زيست انكار ناپذير است.

با توجه به رشد فزاينده جمعيت انساني و توسعه بي حد و حصر تكنولوژي و قرارگرفتن در عصر فرا صنعتي كه جوامع بشري از يك طرف با محدوديت منابع جنگلي و از سوي ديگر با آلودگي محيط زيست دست به گريبان هستند، نقش و جايگاه جنگلها به دليل برخورداري از ارزش هاي فراوان و متنوع در جلوگيري از آلودگي ها اجتناب ناپذير است. همان طور كه مي دانيم لايه ازن به مثابه سپري دفاعي در تقابل با اثرات تخريبي پرتو فرابنفش داراي اهميت ويژه است . جنگلها با تثبيت لايه ازن موجب كاهش آثار زيانبار پرتوهاي فرابنفش و بيماريهاي ناشي از آن خواهند شد. كنترل آفات و امراض گياهي و جلوگيري از هجوم گونه هاي مهاجم به محصولات كشاورزي، پديد آمدن ارزشهاي زيبايي شناختي و هنري ، توليد انواع فراوردهاي غير چوبي ، امكان فعاليتهاي جنبي مانند پرورش انواع آبزيان ، زنبورداري ، توليد قارچ ، فراهم ساختن زمينه هاي گردشگري و بسياري از فوايد ارزشمند ديگر دست آوردهاي گرانبهايي هستند كه به يمن حضور و حفاظت جنگلها در اختيار بشر قرار گرفته اند. اهميت روز افزون نقش زيست محيطي جنگلها و تاثير همه جانبه آن در توسعه پايدار ايجاب مي كند براي ترويج فرهنگ حفاظت و حراست از جنگلها و به منظور برخورداري
كامل از كليه ارزشهاي زيست محيطي دست در دست يكديگر ،تلاشي مشترك را عينيت بخشيم تا جنگلها همچنان به عنوان ابزار آرامش و سعاتمندي نسلهاي امروز و فردا پايدار بمانند.

صنايع چوبي:

صنايع چوبي:

صاحبان پيشه و فن همواره با عشق به زيبايي و سايل مادي زندگي را خلق كرده اند . دستان توانمند هنرمند ذهن مستقل و پويا وانديشه جستجو گرش مجموعه اي ديدني و سزاوار تحسين را به يادگار گذاشته است . مهم ترين آنها عبارتند از :

در ضريح ، صندوق مزار، ارسي :

از قرن پنجم تا هفتم ه.ق. هنرمند منب كار با استفاده از شيوه قاب و گره ، طرح هاي نو آفريده از قرن هشتم هجري نمونه هاي فراواني از رسم و عناصر هندسي و اشكال نباتي و گل و بته روي منبرهاي چوبي، صندوق مزارها، در و پنجره و رحل قرآن باقي مانده است.ازاوايل قرن نهم هجري اين هنر رونق ويژه اي يافت و صنعتگران موفق شدند در اثار خود با به كارگيري انواع خطوط نمونه هاي ارزشمندي را بيافرينند كه اكنون زينت افزاي مرقد امامزادگان و بزرگان ديني است.پنجره هاي زيبا و خوش نقش و نگار چوبي كه نشانه نور و روشنايي است با استفاده از هنر گره سازي و نقش هاي هندسي سه گوشه و چهار گوشه، ستاره هاي چهار پر و هشت پر و و درنهايت شيشه هاي رنگين پيشاني و رواق بناها راآذين مي بخشد اين پنجره ها به اورسي معروفند.

 

لاك تراشي :

لاك تراشي در مناطق روستايي و جنگلي مورد توجه پيشه وران هنرمندان بوده و انواع سازه هاي آن براساس نياز زندگي روزمره رشد يافته است. روستاييان ساكن مناطق جنگلي درگذشته بيشترين نيازهاي خود را از چوب تهيه مي كردند و در ساخت لوازم چوبي از مهارت خوبي برخوردار بودند.استادكاران بااستفاده از ريشه و تنه درختان بدون بهره گيري از ابزار كار امروزي ظروف چوبي مانند جوله، كلز، لاك دانه پاش، قند چوله، تنباكو چوله، قاشق ، ملاقه، كترا، توليد مي كرند.هنر لاك تراشي يك كار ابتكاري است و جنگل نشينان با شناختي كه از انواع درختان جنگلي دارند براي ساخت مصنوعات چوبي از ريشه و چوب درختان خاصي با استفاده از ابزار كار بسيار ابتدايي استفاده مي كنند.درختاني كه از چوب آنها براي اين كار بهره مي گيرند افرا، راش، ملج، توسكا، ممرز، شمشاد ، نم دار و انجيلي است. ظروفي كه از ريشه درختان تهيه مي شود سبك تر و در مقابل سرما و گرما مقاوم تر است ترك بر نمي دارد و در اثر ضربه به سادگي نمي شكند لاك تراشان معتقدند ظروفي كه از ريشه درختان تهيه مي شود، اگر خوب نگه داري شود عمر مفيد آنها حداقل بالاي صد سال خواهد بود . در صورتي كه لوازم تهيه شده از ساقه و تنها درختان همين خاطر در گذشته لاك تراشان لوازم مورد نياز در منزل را از ريشه تحتاني ريشه هايي كه از ساقه با شيب ملايمي در خاك نفوذ كرده اند استفاده كنند زيرا به نظر آنان قسمت تحتاني اين نوع ريشه ها كمتر در معرض برف و باران قرار داشت.برخي از ظروف چوبي كه در مازندارن كاربرد دارد عبارتند از :

دانه پاش :

به جاي سيني براي پاك كردن برنج و حبوبات به كار مي رود.

جوله :

اين وسيله شبيه پارچ آب، باگردن باريك و دهانه اي گشاد و در اندازه هاي متفاوت ساخته مي شود. در قديم براي دوشيدن شير و نگه داري انواع مواد لبني از آن بهره مي گرفتند از نقش هاي متدوال روي بدنه جوله مي توان از جوله نقش مارپيچ ، نقش زنجيره اي و نقش حلوايي نام برد.بزرگ ترين نوع جوله مندر ناميده مي شود كه حدود 18كيلوگرم ظرفيت دارد . نوع ديگري از جوله كه جوله كون نام دراد از ريشه درخت افرا تراشيده مي شود.

كلز :

از اين وسيله چوبي به جاي ملاقه براي هم زدن و سرد كردن شير استفاده مي كردند در مناطق مختلف مازندران اين وسيله به نام هاي گوناگون خوانده مي شود. به طور مثال در منطقه رامسر گيال در بخش مركزي كلز يا كيلز و در منطقه گرگان كمچه لز نوع ديگر پيمانه شير به نام منقار درمناطق جنگلي ساخته مي شود و حدود 200 كليوگرم ظرفيت دارد.قاشق و ملاقه وكفگير: اين وسايل كه در زبان محلي « گچه » « پل گير » و « كترا » ناميده مي شود. از ساقه و شاخه درخت شمشاد تهيه شده و در كنار انواع وسايل امروزي همچنان گذشته كابرد دارند.

كيله لاك :

به عنوان پيمانه استفاده مي شود. هر پيمانه حدود 6 كيلوگرم « شالي » و يا « جو » و حدود5/7 كيلوگرم « گندم » ظرفيت دارد.
عصا :

از چوب درخت آزاد كه به زبان محلي « ازدار» نام دارد تهيه مي شود.

قند چوله :

براي خرد كردن قند به كار مي رود.

تنباكو چوله :

به عنوان ظرف تنباكو مورد استفاده دارد.

سير كوب :

در اندازه هاي متفاوت ساخته مي شود. در قديم از اين ظرف به جاي هاون براي كوبيدن و خرد كردن نيز استفاده مي شد.