قالی بافی درایران (استان همدان2 )
در اینجا از ذکر جنبه های فنی نظیر چله کشی، ریشه زنی، مقراض کاری و پرداخت قالی، به رعایت ایجاز سخن، صرفنظر می کنیم چون با نقاط مختلف ایران در طرز کار و نام ابزار، تقریباً یکسان است، جز اینکه در بعضی از جاها تغییراتی جزئی دارد. تنها به ذکر این نکته می پردازیم که در بافندگی، کار بافت به وسیله افراد مختلف، با مهارتها و تخصصهای گوناگون انجام می پذیرد.
پشم: بهترین قالیچه های استان همدان از پشم دستریس تهیه می شود، خامه مورد نیاز به صورت دستریس و ماشینی مورد استفاده است، که نوع دستریس بیشتر توسط زنان در دهات و روستاهای اطراف همدان تولید می شود. پشم مورد نیاز از باختران، خرم آباد، سبزوار فراهم می آید و به نام برچین یعنی تار بدون الوان معروف است.
گره: قالیها و قالیچه های استان همدان تقریباً بدون استثنا، با گره ترکی بافته می شوند زیرا بیشتر ساکنان این استان که بالغ بر یکصد روستاست، ترک زبانند اما گره فارسی نیز معمول است.
غیر از چند موردی که استثنایی است، هزاران تخته قالیچه ای که در روستاهای همدان تهیه می شود، همگی مانند قالیبافان عشایر بلوچ و شمال خراسان و قبایل افشاری در کرمان و عشایر فارس یک پوده بافته می شوند. غیر از اینها که گفتیم سایر جاها قالیهای خود را یک پوده نمی بافند، قالیهای شهرهای تبریز، مشهد، کرمان، اصفهان، کاشان و قم دو پوده بوده و بعضی اوقات هم سه پوده است، که با معاینه پشت قالی یک پوده با دو پوده آنها قابل تشخیص است. اینک، با ذکر ادله کافی به ارزشیابی این دو عامل تشخیص می پردازیم:
1-با توجه به این نکته که گره ترکی در مناطق بسیاری از آذربایجان و بیشتر نقاط ایران نظیر: بیجار، تکاب، کردستان، لرستان، نواحی مرکزی و روستایی باف اراک، شاهرود و سمنان و برخی از نقاط خراسان، فارس، بختیاری، نیز رایج و معمول است، این وجه تمایز را نمی توان به عنوان عاملی تعیین کننده مدنظر قرار داد. بخصوص که گره فارسی در همدان نیز به کار می رود.

2- یک پودی بودن نیز تنها به قالیهای روستائی همدان اختصاص ندارند، چه در بسیاری از مناطق، مثل: سنندج، کنگاور، سقز، مهاباد و نواحی مرکزی و روستایی اراک و قالیهای روستایی شهر بابک، سیرجان، بافت، شیوه یک پودی گاه به تنهایی و گاه به همراه شیوه دو پودی متداول است.

3- بلندی ریشه (ایلمک):قالیچه های روستایی همدان، به استثنای بافته های بیجار، عموماً ضخیمتر و سنگین تر ازفرآورده های سایر روستاهای ایران است. کلاف دستریس ضخامت کافی دارد و هنگام چیدن پرز آنها را زیاد كوتاه نمی كنند. با اين خصوصيات، قالی یا قالیچه متراکم و خشن و زمخت و با دوام می شود و علیرغم فقدان ظرافت، از سختی و استحکام خاصی بهره مند خواهد بود.
رج شمار: قالیهای نوع شهری همدان در هر 6.5 سانتیمتر بین 27 تا 35 گره دارند. حال آنکه ظرافت قالیهای نوع روستایی همدان حداکثر 25 گره در 6.5 سانتیمتر است.
پود گذاری: قالیهای مناطق شهری باف، اصولاً دو پودی و قالیهای نوع روستایی یک پودی اند. در اصطلاح محلی پود زیر را ارقج وتار را اریش می نامند. .این اصطلاحات در تمامی مناطق آذربایجان نیز معمول است.
هر چند که قالی های همدان از نوع تمام پشم کم نیستند، ولی عموماً تار و پود آنها از نخ پنبه ای می باشند. گاهی مواقع، پود از پشم شتر است و تار از پنبه. نخ های تار همه در یک سطح قرار دارند در حالی که نخ های پود، که ضخیم تر هستند، فقط یک بار از روی هر رج گره عبور می نمایند.
دار: در همدان دو نوع دار متداول است: دار ثابت محلی، و دار تبریزی، در مناطق شهری باف، بیشتر دارهای نوع تبریزی (چرخان) معمول است. صرف نظر از بعضی روستاها در بیشتر مناطق روستایی از دارهای ثابت (ایستاده) استفاده می شود.
منطقه همدان از نظر بافت دارای سه نوع فرش بافی است. اول نوعی فرش بافی شهری که می توان آن را بیشتر در همدان و همچنین تا حدودی در ملایر مشاهده کرد. آنچه به اجمال می توان بیان داشت این است که فرش بافی همدان با حومه ی نزدیک آن در دوره رونق خود زیر نظارت شرکت سهامی فرش ایران قرار داشته و به دلیل تمرکز بازار و تجار بزرگ در شهر، دارای کیفیت پیشرفته و سازمان یافته ای بوده است که اکنون نیز آثاری از آن مشاهده می شود. نوع دوم مربوط به حومه ملایر (جوزان)، مهربان (قهورد) و فامنین است که به ترتیب در ارتباط و وابسته به حوزه فرش ارک و ساروق (در سالهای شکوفایی آن) و حوزه فرش بیجار و تا حدودی ابریشم بافی قم می باشد. این فرشها ضمن اینکه دارای نوعی هویت بومی می باشند دارای بافت و رنگ آمیزی نسبتاً مطلوب و نقشه دقیق و بافت تقریباً نظارت شده هستند. منطقه سوم فرشی است که در حورزه غنی و گسترده و پر تنوع روستایی – عشایری قرار دارد که معمولاً براساس تک نقشه و ذهنی بافته می شود و رنگ بندی محدود و بافت ضخیم و گوشتی دارد و عمدتاً تک پود بوده و نوع فرش بافی قسمت اعظم مناطق شمال، شمال غرب و همچنین قالی بافی نهاوند، تویسرکان، کبوتر آهنگ و رزن و اسدآباد را در برمی گیرد. اگرچه در برخی از این مناطق نوعی از فرش شهری هم دیده می شود که تحت تأثیر گذشته پر رونق خود می باشد. از این جمله می توان به مناطقی نظیر تویسرکان و بهار و انجلاس و شراء و بزچلو اشاره کرد که فرش بافی مطلوبی داشته اند. بااین وصف اساس تقسیم بندی مراکز قالی بافی نه براساس حوزه های فوق بلکه تا حدود زیادی براساس اهمیت مراکز تولید وتوزیع در نظر گرفته شده است. برای مثال تمام مراکز کنترل و نظارت بر تولیدات فرش اعم از سازمانهای دولتی مراکز و نهادهایی که طی سالهای اخیر شروع به فعالیت در امر فرش کرده اند در همدان یا در ملایر و یک یا دو شهر دیگر مستقر می باشند و همچنین امکان دسترسی به مواد اولیه و بازارهای فرش و تسهیلات لازم برای تولید عمدتاً در این شهرهاست و طبیعتاً می توان دریافت که حومه ی این مراکز عملاً تولید کننده چه نوع فرشی می باشند.
- طرحهای رایج
لازم به یادآوری است که هر چند در اثر انتشار روزافزون قالیبافی در ایران، نقشه ها خصلت محلی و سنتی خود را تا حدودی زیادی از دست داده اند، ولی با وجود تداخل و ادغامی که در زمینه نقشه های قالی دیده می شود، با این حال، نقشه یکی از عناصر اصلی تشخیص قالیها و تعیین منشأ محلی آنهاست همانطور که قبلاً ذکر شد، در نقاط شهری باف، بیشتر نقشه های شاه عباسی و کرمانی و در نقاط روستائی نقشه ماهی و انواع لچک و ترنجهای روستایی متداول است.
طرح بافته های روستایی همدان، به طور کلی، ساده تر از قالیچه های عشایر ایران است. با اینکه این تولیدات فاقد نقشهای بدیع و چشم نواز است، با این حال اعتدال رنگها و تضاد دلپذیرشان ارزش خاصی را به تولیدات این منطقه بخشیده است. گر چه هردو منطقه از طرحهای شکسته استفاده می کنند، ولی طرح قالیچه های فارس دقیقتر و استادانه تر است. از سوی دیگر طرح قالیچه های همدانی رونوشت دقیقی از نقشها و تولیدات قدیم همدان است، با این تفاوت که حواشی خارجی دیگر از پشم شتر بافته نمی شود، بلکه تماماً از پشم رنگ شده استفاده می شود. بیشتر این طرحها شکسته و از ترنجی چند ضلعی در متن فرش تشکیل شده است که اغلب سر ترنجی بشکل لنگر کشتی در طرفین آن قرار دارد و لچکهایی با خط مورب زاویه هایی چهار گوش را به خود اختصاص داده اند.
در بیشتر قالی های مشرق زمین، قبل از حاشیه نقشین که از قاب های پشت سر هم تشکیل شده اند، یک لبه بسیار باریک و بدون نقش نیز وجود دارد. در قالی های همدان، این قاب ثانوی، بخصوص در قالی های قدیمی، گاهی مواقع آنچنان عریض است که روی قاب اصلی و حتی روی تمام حاشیه آن تفوق پیدا می کند.
همین قاب ثانوی دارای رنگ قهوه ای ویژه ای است که در نتیجه استفاده از پشم طبیعی شتر حاصل می شود و حالت ابریشمین، نرم و بسیار محکمی دارد. در بعضی از قالیها، همگونی رنگ را حضور نقش های مجرد و کوچک قطع کرده است. این نقش ها تقریباً همیشه یا بوته هستند یا گل های کوچک و یا اینکه مجموعه ای از گل های سوسن.
قاعدتاً همیشه در حاشیه واقعی، نقوش تزئینی ثابتی وجود دارند ولی استثنائاتی نیز در این قاعده کلی دیده می شود. این حاشیه از سه قاب تشکیل شده است: قاب بیرونی دارای نوعی دندانه یا کنگره دو رنگ است. قاب دوم با پیچ و خمی که از برگهای بلند دندانه دار تشکیل شده، تزئین می گردد که به تناوب در بین این برگ ها یک گل سرخ و یا نوع دیگری از گل وجود دارد. قاب سوم با نقش گل های کوچک و با نقش دندانه ای منقش شده است.
در مورد طرح های زمینه قالی حالات مختلف را شاهد هستیم که در واقع با یک بررسی دقیق به این نتیجه می رسیم که اولین حالت فقط گسترش و یا به عبارت بهتر تکرار حالت دوم است. در موارد نادرتری قالی هایی باابعاد معمولی و یا کله ایهایی با ابعاد متوسط می بینیم که زمینه آنها تک رنگ و به رنگ قهوه ای، یعنی رنگ طبیعی پشم شتر است. چهار عدد لچک نیز در چهار گوشه آن قرار دارند و در درون این لچک ها گل هایی نقش بسته اند. در مرکز این زمینه یک ترنج لوزی شکل وجود دارد که در گوشه های بالا و پائین آن دو عدد نقش به شکل گیاه نوک تیز قرار گرفته است. نوک تیز این گلها هم یادآور پیکانی است که توسط یک لوزیوچک تر بریده شده و هم یادآور ساقه بلند و صافی است که منتهی به یک غنچه تقسیم شده است.
درون ترنج نیز دارای نقوشی مشابه با نقوش لچک ها می باشد. در قالی های خیلی قدیمی، این نقش از گل سرخ کوچکی تشکیل شده است که اطراف آن را برگ ها و گل هایی بلند و باریک محاط کرده اند. در قالی های همدان مربوط به نیمه دوم قرن نوزدهم جای این نقش را غالباً نقوش گیاهی، که آنها را هراتی یا ماهی می نامند، گرفته اند.
- رنگ بندی
قالی های همدان عاری از نقوش تزئینی بسیار پیشرفته بوده و بافت آنها چندان ظریف و لطیف نیست. با وجود اینها، بی پیرایگی و سادگی آنها در امرمربوط به رنگ و ظرافت های مربوط به اختلاف رنگ موجب پاره ای از ارزش ها برای این قالی ها می گردد. این قالی ها با دور شدن از سنت ایرانی، که استفاده از مایه های رنگ های زنده را ترجیح می دهد، از مجموعه ای از مایه های رنگ قهوه ای پشم شتری استفاده می کنند که از طریق رنگ های نقش های تزئینی (قرمز، قرمز صورتی، آبی، سبز، بلوطی تیره) جان تازه ای می گیرد. تا حدود سال 1880 در این قالی ها رنگ های گیاهی به کار رفته است.
جاکوبی در بین این رنگ ها، استفاده از رنگ قرمز تیره ای را کشف می کند که این رنگ در قالی های قدیمی شیراز نیز دیده می شود. این رنگ عبارت از رنگ قرمزی است که توسط حشره قرمزدانه به دست می آید.
- رنگرزی
در حال حاضر غیر از رنگهای طبیعی سهل الوصول و ارزان بقیه رنگهای طبیعی جای خود را به رنگهای صنعتی و جوهری داده اند. رنگهای قرمز را از روناس و رنگ سبز طبیعی را از برگ مو و انواع آبی را از نیل به دست می آورند.
رنگهای قالیبافی معمول ومتداول در استان همدان عبارتند از: ایبراقی (نوعی سبز و روشن)، سبز (روشن و سیر)، زرد، طلائی، نارنجی، سرمه ای، آبی سیر و روشن، پنبه ای (صورتی)، زرشکی، حلوایی (شتری تیره)، کرم و فیروزه ای. صرف نظر از رنگهای مذکور رنگهای چره ای (پشم خالص سفید)، سودگل (بور)، مخلوط (همراه پشمهای دباغی)، سفید سودایی، سفید سیاه، از جمله رنگهای مرسومی هستند که در قالی بافی استان به کار می رود.
رنگرزی در شهر به وسیله رنگرز حرفه ای، که در کار خود ماهر و با استعمال رنگهای صنعتی آشناتر است انجام می گیرد، حال آنکه در مناطق روستایی که اصلاً قالیهای ارزان قیمت بافته می شود بافندگان یا رنگرزهای دوره گرد چندان دقتی در امر رنگ کردن خامه نشان نمی دهند؛ به همین دلیل، رنگها غالباً ثبات ندارند و قالیهای تولیدی پیش از صادر شدن در کارگاهها شستشوی دوا شورمی شوند تا رنگشان ثابت بماند.
هزینه رنگرزی نیز متفاوت با رجشمار قالی است. به عنوان مثال اجرت رنگرزی برای خامه ظریف و رجشمار 140 گره (ایلمیک) در چارک بیشتر از خامه معمولی و رنگهای مصنوعی خواهد بود.
- ابعاد
معمولاً در مناطق شهری باف قالیهای 32 متر و 5/3 5/2 متر و بزرگتر بافته می شود، ولی درمناطق روستایی باف، متداولترین قطعه، قالیچه های دو ذرعی، ذرع و نیم، چارک، پشتی، خرک و کناره است. در برخی نقاط بافت کلگی نیز(5/3 5/2 متر) معمول است.
متداولترین قطع این قالی ها، کله ایها و کنارهها هستند و این امر بویژه در قالی های بافت قدیمی دیده می شود.