آبنـوس ( تلفظ Abenous)
نام علمي : Diosyros crassiflora Hiern
( EBENACEAE)
نامهاي تجارتي : شوارتسس اين هولتس ، بنين ابن هولتس ، گابون ابن هولتس ، كامرون ابن هولتس ، نيجريا ابن هولتس (در آلمان) ـ ابن دافريك ( در فرانسه و بلژيك ) ، آفريكن ابوني (در انگلستان ) ـ آفريكا آنس ابن (در هلند ) ـ ابانو ( در پرتقال و اسپانيا ) ـ آويلا (در گابون ) ـ ماويني ، ندو ( در كامرون ) ـ كانرو ، اوزي بين ( در نيجريه ) ـ آبنوس ( درايران ) .
رويشگاه طبيعي : سواحل گينه در آفريقا از گانا تا گابون در رويشگاه هاي محدود و پراكنده
اندازه و ويژگي : تنه بدون شاخه تا 10 متر ارتفاع و تا قطر 80 سانتي متر ـ چوب برون پهن ، به رنگ صورتي مايل به خاكستري تا خاكستري قهوه اي ، چوب درون با حدود مشخص و به رنگ سياه تيره ، گاهي هم داراي قسمتهاي سياه روش .
وزن مخصوص 06/1 ، چوبيست سنگين ، متراكم ، خيلي سخت ، همگن ، همكشيدگي زياد در مقاطع بزرگ بشدت ترك مي خورد ، با الياف خيلي درهم ، بخوبي قابل صيقل شدن و پرداخت ، خيلي با دوام.
كاربرد : براي روكش هاي تراش زني نمائي ، براي روكشهاي اره اي ، براي منبت كاري ، توليد افزار موسيقي بادي ، خراطي ، مبلهاي گرانبها ، مجسمه سازي ، دستگيره سازي ـ دسته چاقو ، دسته ظروف ، خاتم سازي ، موزائيك سازي و غيره .
افرا ( پلت ) ( تلفظ Afra-Palat))
نام علمي : Acer velutinum Var.glabrescens = Acer insigne Boiss.
Murr.& Rech.f. (ACERACEAE)
نامهاي بومي : گندلاش ( در آستارا ) ـ پلاش ( كوه درفك ) ـ بستام ، بسكام ، بسكم ( در طوالش ) ـ بلس ، سياه پلت ( در لاهيجان ) ـ پلت ( در رودسر و تنكابن ) ـ افرا ( در مازندران ).
اندازه و ويژگيها : در بين درختان افراي گونه هاي مختلف ايران ، اين گونه بزرگترين و مهمترين آنها به شمار مي رود به ارتفاع بيش از 25 متر مي رسد . تنه بدون شاخه آن به ارتفاع 15-18 متر و قطر 5/1 متر مي رسد . در جنگلهاي تنگ ، جست و شاخه زياد مي دهد.
وزن مخصوص آن حدود 53/0 ، چوبيست سبك ، نرم ، همگن ، سفيد رنگ ، خوش كار ، راست تار ، قابل تورق و بسيار مناسب براي روكش سازي ، معمولاً بايد روكش را از چوب تر و تازه آن تهيه كنند چون اگر گردبينه هاي آن مثل ساير چوبها پخته شود ، رنگ آن تيره تر ، كدر و نازيبا مي شود. پرمگسهاي آن كوچك ، فراوان و به رنگ زرد تا قهوه اي روشن و درخشان است و روكش هر دو برش مماسي و شعاعي آن زيبا و همگن است .)
پرورش تنه سالم پلت مشكل است و چون گونه اي است روشنائي پسند ، به محض اينكه جنگل آن تخريب و تنك شود ، روي تنه آن جستهاي فراواني مي رويد و اگر دقت نكنند ، مدتها روي تنه باقي مانده و بزرگ مي شود و تنه را معيوب و گره دار مي سازد و ارزش روكش سازي آن را كاهش مي دهد. تنه هاي سالم و بدون شاخه آن از جنگلهاي نيمه انبوه و نيمه روشن بدست مي آيد.
ـ در چوب افرا در صنايع روكش سازي به يك نكته مهم بايد توجه داشت. جستهاي كوچكي كه روي تنه آن مي رويد ، با تغيير شرايط نور جنگل خشك شده و گره هاي مرده سخت و سفت و سياه رنگي در درون چوب بوجود مي آورد كه در اصطلاح صنايع روكش سازي آن را آهنك مي نامند . وجود چنين پديده اي بسيار نامطلوب است و گاهي كاملاً مزاحم مي شود و هنگام لوله بري ، لبه تيغه دستگاه ماشين لوله بري را بطور نامنظم مي پراند.
روكش افرا به علت داشتن رنگ روشن بويژه براي روكش كردن مبل هاي اطاق خواب ، مبلهاي اطاق بچه ها ، آشپزخانه ها ، قفسه هاي كتاب ، قفسه هاي لباس و غيره بسيار مطلوب ، و مد روز است و اهميت آن بقدري است كه حتي ارزش دارد در برخي موارد ، رژيم بهره برداري جنگل را براي خاطر آن عوض كنند و روشنائي جنگل را طوري تأمين نمايند كه طبيعت به جاي گونه هاي كم ارزش ديگر ، گونه افرا (پلت) بروياند. در موارد خاص ، البته جنگلكاري بوسيله اين گونه هم بسيار سودمند خواهد بود. بويژه اينكه اين گونه مي تواند از ارتفاعات پائين تا ارتفاعات بالا در حدود2000 متر از سطح دريا برويد. حساسيت افرا به ابتلاي به آفات و بيماريهاي قارچي زياد است و نبايد آن را پس از بريدن مدت زيادي در محيط مرطوب جنگل باقي بگذارند چون بزودي مبتلا به بيماريهاي قارچي شده و ارزش خود را از دست مي دهد .
كاربرد ـ چوب افرا در روكش سازي هم براي تهيه روكشهاي نمائي و هم براي لايه هاي وسطي تخته لائيها پوشش و سطوح بزرگ ديوارها ، رويه ميزها ، در و پنجره ، پوشش تخته هاي خرده چوب ، تخته هاي نووپان ، تخته هاي لامله و ديگر فرآورده هاي چوبي و همچنين در بسياري از صنايع ديگر چوب مانند تخته خرده چوب سازي ، تخته فيبرسازي ، كاغذ سازي و غيره مورد استفاده قرار مي گيرد.
|
اقاقيـا ( تلفظ Agaaghia)
نام علمي : Robinia pseudoacacia Linn.
(LEGUMINOSAE/PAPILIONATAE)
نامهاي تجارتي : فالشه آكاتسيه ، آكاتسيه ، روبينيه (در آلمان) ـ بلاك لكوست ، يلولكوست (در آمريكا ) ـ اقاقيا ، اقاقيه (در ايران) ـ فالس آكاسيا (در انگلستان) ـ روبينيه (در فرانسه) ـ روبينيا (در هلند) ـ ما آنرا جزء چوبهاي تجارتي ايران ذكر نكرده ايم.
رويشگاه طبيعي : جنوب شرقي آمريكاي شمالي ، در كشورهاي ديگر جهان از جمله ايران به صورت كاشته شده وجود دارد.
اندازه و ويژگي ها : تنه بدون شاخه آن تا 10 متر بلندي و 80 سانتي متر قطر مي رسد . (در ايران درختاني به اين ابعاد هنوز وجود ندارد . تاريخ ورود و كاشت آن در ايران مشخص نيست ولي درايران بصورت پراكنده در اكثر نقاط كشور كاشته مي شود.
ابعاد آن هميشه از اندازه هاي داده شده كوچكتر است . تنه آن نامظم و اكثراً پر شاخه است. غالباً كج و كوله مي رويد و سطح تنه داراي بي نظمي است و گرد نمي باشد . چوب برون آن باريك و تقريباً سفيد يا سفيد مايل به سبز ، چوب درون با حدود كاملاً مشخص ، زرد مايل به سبز يا زيتوني بعداً قهوه اي طلائي و درخشان .
وزن مخصوص 7/0 چوبيست نيمه سنگين ، بسيار سخت ، كج تار ، نسبتاً همگن با همكشيدگي متوسط ، قابل ارتجاع و بويژه قابل خمش ، اگر راست تار روئيده باشد ، بدون اشكال مي توان با آن كار كرد ، براي خراطي ، فرزكاري ، منبت كاري ، كنده كاري مناسب است و سطح رنده شده آن متراكم و صاف و صيقلي و شاخي بنظر مي رسد . از نظر خواص تكنولوژيكي ، تقريباً شبيه چوب مازوهاست ، با دوام است . دير خشك مي شود و موقع خشك شدن ، تمايل به ترك خوردن دارد.
كاربرد : در صنايع بزرگ كم مصرف مي شود زيرا هم تنه آن نامنظم است و هم الياف آن كج است و هم نسبتاً سخت و بدكار است . معمولاً براي قسمتهاي داخلي ساختمانها ، براي واگن سازي ، گاري سازي ، چرخ دنده سازي ، تيرك ، پايه چپر ، پاركت ، پله ، دستگيره سازي ، خراطي و فرزكاري كف واگن ها و كاميونها و امثال آن بكار مي رود.
چنـار ( تلفظ Tchenaar)
نام علمي : Platanus acerifolia Willd.
(PLATANACEAE)
نامهاي تجارتي : لوندون پلين ، انگليش پلين ، چوب ، بريده آن ليس وود ( در انگلستان ) اروپه ايس پلاتانن ( در هلند ) ، سيكومور ( در آمريكا ) ـ پلاتانه ( در آلمان ) ، چنار ( در ايران ).
رويشگاه طبيعي : اروپا بجز شمال و شمال شرق اروپا به صورت كاشته شده ، در ايران نيز يك گونه از چنار با نام علمي Platanus orientalis L. در اكثر نقاط مانند اصفهان ، تهران ، اروميه ، خراسان ، جنوب البرز و غيره كاشته مي شود كه چون به صورت پراكنده است ،
اندازه و ويژگي ها : تنه بدون شاخه آن تا 8 متر بلندي و 1 متر قطر مي رسد . در چنارهايي كه در ايران مي رويد ، تنه بدون شاخه آن تا 18 متر و قطر آن گاهي در تك درختان تنه كوتاه تا بيش از 4 متر مي رسد . چوب برون پهن و مايل به زرد ، چوب درون صورتي رنگ مايل به خاكستري و حدود آن كاملاً مشخص نيست. تنه گاهي كاملاً مستقيم نيست . وزن مخصوص57/0 ، چوبيست نيمه سنگين ، نيمه سخت ، همگن ، راست تار ، خوش كار ، پره هاي چوبي آن در برش شعاعي نقش بسيار زيبا و جالبي بوجود مي آورد كه بويژه پس از لاك زدن ، بسيار قشنگ جلوه مي كند. زود خشك مي شود ولي تاب بر مي دارد ، كار با آن توسط همه ابزار آسان است.. براي خراطي عالي است و بخوبي لاك و الكل مي شود و پرداخت مي گردد ، چوبيست كم دوام ، استحكام آن در برابر مقاومت به ضربه كم است . قابليت تورق و تراش زني آن خوبست.
كاربرد : رويهمرفته مي توان از آن روكشهاي نمايي بسيار زيبا ( بويژه در رويه شعاعي ) بدست آورد كه جهت پوشش سطوح بزرگ ، براي قسمتهاي داخلي و خارجي ، در خراطي ، نجاري ، در ايران براي ساخت پايه هاي صندلي لهستاني و غيره به كار برده مي شود . در ايران سابقاً براي ساخت بدنها درهاي بزرگ كاروانسراها ، مساجد ، تكيه ها ، امامزاده ها و غيره بصورت ماسيو به كار مي رفت كه روي آن با چوب گرد و منبت كاري مي كردند.
|
گردو ( تلفظ Gherdou )
نام علمي : Juglans regia L.(1753)
(JUGLANDACEAE)
نامهاي بومي : گردو ( در اكثر نقاط ايران ) ـ گردكان ( در رودسر ، طوالش و آذربايجان ) ـ ووز (در شفا رود ) ـ آقوزبوله (درگيلك هاي اطراف رشت) ـ آقوز ، آقوزدار (در رامسر ، رودسر ، لاهيجان ، گليكهاي طوالش ) ـ اقوز ( درآمل ) ـ قز( در راميان و مناطق ترك زبان ) ـ گوز (قاسملوي اروميه ) ـ جويز ( در سردشت و ارونق آذربايجان ) ـ جويزه و چوئيس.
رويشگاه طبيعي : اين گونه هم به صورت پراكنده در گروه هاي كوچك در جنگلهاي شمال ايران (حوزه خزر ) مي رويد و هم در بسياري از نقاط ايران كه داراي آب و هواي نيمه خشك يا مديترانه اي هستند مانند آذربايجان ـ كردستان ـ لرستان ـ شمال فارس تفرش و خمين ، اطراف اصفهان ـ اطراف تهران ـ خراسان ـ دامنه هاي جنوبي البرز همدان ، بافت كرمان و كوه هاي دلفارد و ساردوئيه جيرفت ـ جبال بارز و غيره كاشته مي شود. و گسترشگاه آن در ايران بسيار وسيع است.
اندازه ويژگي ها : درختان جنگلي اين گونه داراي قامت بلند و تنه هاي بلند تقريباً به ارتفاع 12ـ15 متر و قطر در حدود 40 ـ70 سانتي متر هستند در صورتي كه تك درختان كاشته شده از اين گونه در نقاط مختلف كشور ، داراي تنه كوتاه به ارتفاع 1ـ2 متر و گرزن بزرگ و گرد است و قطر تنه آن به 100 ـ 160 سانتي متر مي رسد.
درختان كهن سال و بزرگ گردو در ايران سابقاً زياد بود ولي كمي بعد از جنگ دوم جهاني كه پاي بيگانگان به ايران باز شد ، صاحبان صنايع چوب اروپا كارشناسان خود را بكرات به ايران فرستادند و هرچه توانستند ، درختان گردوي بزرگ را خريداري و به منظور استفاده از چوب آنها ، درختان را قطع و تنه هاي پرچوب و پرنقش و نگار گردوهاي ايران را به اروپا و مراكز صنايع روكش سازي ارسال نمودند بطوري كه امروزه در بسياري از نقاط ايران ديگر خبري از گردوهاي بزرگ نيست و تعداد درختان گردو در ايران بسيار كاهش يافته است.
به هر حال گردو يكي از درختان بسيار مرغوب و قابل توجه صنايع روكش سازي ايران است.
وزن مخصوص آن حدود 60/0 است. گرچه تنه آن غالباً كوتاه است ، ولي چوب درون آن داراي رنگ قهوه اي روشن تا تيره با رگه ها و نقش و نگار بي نظير و زيبا و بسيار دل انگيز است (البته بيشتر در محيط هاي غير جنگلي ) ، چوب نيمه سبك و نيمه نرم ، همگن ، بخوبي قابل تورق ، بطوري كه مي توان از آن بوسيله ابزار مدرن و ماشين هاي قوي ، روكش هايي به ضخامت تا 3/0 ميلي متر تهيه نمود. چوب گردو راست تار و خوش كار بوده و دوام آن بسيار خوبست و در داخل آب ريش ريش نمي شود يعني الياف آن زود جدا نمي شود . خواص تكنولوژيكي آن عالي است.
طبق تجربه نگارنده نقش و نگار چوبهاي گردوئي كه در نقاط خارج از جنگل ميرويد يا كاشته مي شود به مراتب بهتر و زيباتر از نقش و نگار چوب گردوهائيست كه در جنگل هاي مرطوب شمال مي رويد.
گاهي از گردو روكش هاي اره اي بسيار زيبا تهيه مي كنند. گردوي ايران سابقاً جنبه صادراتي بسيار جدي داشت.
كاربرد : روكش هاي زيباي گردو براي تهيه روكش هاي نمائي ، در مبل سازي ، لايه روئي تخته لائي ها ، دكوراسيون چوبي و پوشش سطوح بزرگ ، پوشش روي تخته خرده چوبها ، نئوپان ها ، تخته هاي لامله ـ در و پنجره ، رويه ميز ، قفسه ها و در بسياري از موارد ديگر به كار مي رود و طرفداران جدي دارد. در معرق چوب بعلت تنوع رنگ و بافت متراكم آن بيشتر براي موي سر و ريش وسبيل بكار ميرود.
|
زبان گنجشك ها ( تلفظ Zaban-gondjeshg )
= ون ( تلفظ Van )
نام علمي : Fraxinus excelsior L. (1753)
(OLEACEAE)
نام بومي : وان ، ون ، وند ( در آستارا ، گيلان ، نور و كجور مازندارن و گرگان ) ـ ونو ( در راميان و لرستان ) ـ سرو سر ( در كتول ) ـ تلك ، تلكوچي ( در گيلان و لاهيجان ) بنا و ( در كردستان و قاسملو اروميه ) ـ بنو ( در بختياري ) بناوج ( در مريوان ) ـ قوش ديلي ( در آذربايجان ) ـ بينو ( در خمين ) ـ اهر ( در فارس ) ـ خوش تپاخ ( در اطراف اروميه )
رويشگاه طبيعي : در جنگلهاي شمال ايران از آستارا تا گرگان و در ديگر نقاط ايران مي رويد .
البته زبان گنجشگ گونه هاي ديگري نيز در ايران دارد كه در نقاط غير جنگلي كاشته مي شود.
اندازه و ويژگيها : درختي متوسط كه در جنگلهاي ايران به ارتفاع 18 متر مي رسد . تنه آن به بلندي 12 ـ15 متر و قطر تنه آن به 60-70 سانتي متر مي رسد . تنه كاملاً استوانه اي و صاف نيست.
درختاني كه در نقاط غير جنگلي ايران مي رويد يا كاشته مي شود ، معمولاً داراي ابعاد بسيار كوچكتر است و غالباً به صورت شاخه زاد بهره برداري مي شود.
وزن مخصوص چوب زبان گنجشك حدود 71/0 است. چوبيست نيمه سنگين ، نيمه سخت ، همگن ، بخش روزنه دار ، پس از رنده شدن صاف و صيقلي و درخشان ، راست تار ، خوش كار ، به خوبي قابل تورق ـ چوب برخي از زبان گنجشگ ها بسته به وضع رويشگاه در برش مماسي خود نقش زيتوني دارد و به نام زبان گنجشگ زيتوني گفته مي شود . كه روكش آنها ارزش بيشتري دارد.
اختلاف رنگ چوب درون و چوب برون كم است.
زبان گنجشگ در جنگلهاي ايران به صورت كمياب و پراكنده است ولي اگر فراوان باشد و در دسترس باشد ، مي توان روكشهاي خوبي از آن به دست آورد.
كاربرد : در كارخانه هاي روكش سازي اروپا و ايران از زبان گنجشك روكشهاي نمائي جالبي تهيه مي كنند . ولي اكثراً روكشهاي آن را براي لايه هاي وسطي تخته لايه ها به كار مي برند. از روكشهاي زبان گنجشك براي روكش كردن قطعات اطاقهاي اتومبيل ها ، واگن ها و ساير پروفيل هاي چوبي ، روكش كردن تخته خرده چوبها ، تخته نئوپانها ، تخته هاي لامله و غيره نيز استفاده مي شود.
علاوه بر صنايع روكش سازي ، چوب زبان گنجشك در صنايع ديگر مانند تهيه لوازم ورزشي و غيره نيز بكار مي رود.
|
ملـج ( تلفظ Maladje )
نام علمي : Ulmus glabra Huds. (non Mill. ) (1762)
= Ulmus Montana Smith. (1796)
نامهاي بومي : ملج ( در كلاررشت و كلارستاق ، نورو كجورمازندران ) ، مليج ( در كتول وراميان) شلدار ( در مينودشت ) ـ لورت و سرخه ( در لاهيجان ، ديلمان و رودسر ) ـ لونگاه (در رامسر و تنكابن ) ـ وزم در آستارا و طوالش ) ـ قره آغاج ( در ارسباران ) و پشه خوار و پشه خام ( در كتب )
رويشگاه طبيعي : در جلگه هاي ساحلي و كم ارتفاع شمال ايران تا ارتفاع حدود 800 متر از سطح دريا ديده مي شود.
اندازه و ويژگي ها :
يكي از مهمترين چوبهاي گروه نارونهاي ايران است كه در جنگلهاي شمال ايران بطور پراكنده مي رويد ، ارتفاع درخت به 30 متر و تنه بدون شاخه آن به 20 متر و قطر تنه آن به 8/1 ـ 2 متر مي رسد ( نگارنده قطر تنه آن را در جنگلهاي نمك آبرود بين چالوس و ساقي كلايه حدود 180 سانتي متر اندازه گرفته ام ) ولي البته تنه هاي قطور آن كمياب است و غالباً قطر تنه آن بين 100 ـ 120 سانتي متر تغيير مي كند . تنه آن مستقيم ، استوانه اي و پرچوب است . وزن مخصوص چوب آن حدود 65/0 ـ 68/0 ، چوي است نيمه سنگين ، نيمه سخت ، همگن ، راست تار و خوش كار ، بسيار قابل تورق و بسيار مناسب براي روكش سازي ، چوب درون آن به رنگ خاكستري مايل به قهوه اي كم رنگ يا شكلاتي و از نظر خواص تكنولوژيكي عالي است. روكش هاي آن مد روز و زيبا هستند و طرفداران زياد دارد.
كاربرد : از ملج روكش هاي بسيار تميز و خوب و زيبا براي نماسازي و لايه هاي دروني تخته لائيها ، پوشش سطوح و ديوارهاي وسيع ، رويه تخته خرده چوبها ، رويه تخته هاي لامله ـ رويه نئوپان ها و ديگر فرآورده هايي كه بايد روكش شود ، بدست مي آورند ، ضمناً روكش ملج هاي ايران مرغوب است . اشكال چوب ملج در جنگلهاي ايران كميابي آنست و ديگر اينكه اخيراً يك بيماري قارچي به اين درخت حمله مي كند كه عامل انتقال آن يك حشره ( سوسك ) چوبخوار است و گفته مي شود كه حمله اين آفت به درختان ملج صدمه زياد مي زند و نسل آن را در ايران به خطر انداخته است.
|
ممـرز ( تلفظ Mamraz)
نام علمي : Carpinus betulus L.
(BETULACEAE)
نامهاي بومي : ممرز ( در زبان فارسي مصطلح شده است ) ـ جلم ( در رامسر و رودسر ) ـ كرزل ( در كلاردشت و كجور ) ـ تغار و تغر ( در گرگان ) ـ ممرز ( در مازندران ) ـ مرز ( در ميان دره گرگان )
رويشگاه طبيعي : اين گونه در ايران در ارتفاعات پائين جنگلهاي شمال ( حوزه خزر ) تقريباً تا 1000 متر بالاتر از سطح دريا مي رويد در كشورهاي اروپائي ، قفقاز و تركيه نيز به همراه ديگر درختان جنگلي مي رويد.
اندازه و ويژگي ها : اين درخت در اروپا نسبتاً كوچك و اكثراً به صورت شاخه زاد است ولي در جنگلهاي ايران به صورت دانه زاد ، درخت نسبتاً بزرگ يا متوسطي است كه ارتفاع آن به 25 ـ 28 متر مي رسد ، تنه آن تا 15 ـ 18 متر بدون شاخه است و به قطر تا 70 ـ 80 سانتي متر مي رسد (در جنگلهاي ايران ) ولي تنه آن كاملاً مستقيم و استوانه اي نيست و معمولاً خميدگيهايي دارد. همكشيدگي آن زياد است و موقع خشك شدن ترك مي خورد.
وزن مخصوص چوب آن در حدود 7/0 است. چوبيست با الياف درهم ، كار با آن نسبتاً مشكل ، كج تار ، نسبتاً سخت ، نيمه سنگين ، چوب درون آن اختلاف زيادي با چوب برون ندارد ، رنگ چوب سفيد مات و داراي رگه هايي به رنگ بنفش كم رنگ و كمي ناصاف ، قابليت تورق آن نسبتاً خوبست . )
كاربرد : براي لايه هاي وسطي تخته لائيها مصرف مي شود از نظر روكشهاي نمائي زياد جالب نيست.
ممرز فراوانترين چوب جنگلهاي ايران در ارتفاعات پائين است و در حدود 30 ـ 35% تركيب جنگل را در ارتفاعات پائين تشكيل مي دهد. علاوه بر صنايع روكش سازي ، در صنايع ديگر نيز مانند كاغذ سازي ،تخته فيبرسازي ، ساختمان ، نجاري و غيره مصرف مي شود . روي هم رفته ارزانترين و فراوان ترين چوب ايران است. در ايران ممرز گونه هاي ديگري هم دارد كه در ارتفاعات مي رويد.
|
راش ( تلفظ Raash)
نام علمي : Fagus orientalis Lipsky (1898)
(FAGACEAE)
نام هاي محلي : راش ( در گيلان ، كلارستاق ، تنكابن ، كلاردشت ، نوروكجور ) ، چلّر ، چهلر(درنور) ، مرس ( در مازندران ) ، راج( در منجيل و عمارلو) ، الاش ، الوش و آلاش (در كوه در فك و طوالش) ، قزل آغاج (درگرگان رود ) و قزل گوز ( در آستارا ).
رويشگاه طبيعي ـ در سرتاسر جنگلهاي شمال ايران ( حوزه خزر ) ، معمولاً در بالاتر از ارتفاع 700 متر از سطح دريا.
اندازه و ويژگي ها ـ درختي است بلند كه به ارتفاع 35 متر و قطر تنه آن به 150 سانتي متر مي رسد. گاهي داراي جنگلهاي نسبتاً خالص و يك دست است و اكثراً تنه هاي صاف ، مستقيم ، استوانه اي و پرچوب تشكيل مي دهد. تنه آن به بلندي 20ـ25 متر بدون شاخه مي رسد ، اين درخت براي صنايع روكش سازي از نظر كيفي و كمي شايد بهترين باشد.
وزن مخصوص آن حدود 67/0 ، رنگ چوب برون و چوب درون تقريباً يكنواخت و به رنگ صورتي كم رنگ تا پررنگ ، چوبيست بسيار حساس به خشك شدن و در حالت ماسيو به سرعت ترك مي خورد ، حساس به يخ زدگي است و در جنگلهاي كوهستاني مرتفع غالباً دچار يخ ترك مي شود.
در رويشگاههاي نامناسب و در شرايط ناسالم رشد ، اكثراً در درون چوب آن چوبدرون قرمز رنگ تشكيل مي شود كه به ويژگيهاي تكنولوژيكي آن آسيب مي زند ، رويهمرفته چوبيست نيمه سخت ، همگن ، راست تار ، خوش كار ( كار با آن بوسيله ابزار صنعتي آسان است ) ، قابل تورق و بسيار مناسب براي صنايع روكش سازي ( بوسيله لوله بري ) جهت تهيه روكش هاي نمائي . در برش شعاعي پرمگسهاي آن بسيار زيباست.
كاربرد آن براي روكش هاي نمائي ، روكش هاي لايه براي تخته لايه ها ، رويه ميز پوشش سطوح بزرگ و وسيع ، پوشش تخته خرده چوبها ، نئوپانها تخته لامله و ديگر فرآروده هاي چوبي.
|
شمشاد ( تلفظ Shemshaad)
نام علمي : Buxus sempervirens L.
= Buxus hyrcanus Pojark
(BUXACEAE)
نامهاي تجارتي : شمشاد ، شومشاد ، كيش ، شوشار ، شار ، شر ، شهد ، كتم ، فتم ، بقش ( در ايران ) توركيشه بوكس باوم ( در آلمان ) ـ پرزيش بوكس باوم ، اتشس بوكس هولتس (در آلمان) ـ سيمير (درتركيه ) ـ بوسو (درايتاليا) ـ بوج يابوي (در اسپانيا) ـ اروپئن بوكس وود ، تروبوكس (درانگلستان ) ـ بوي (در فرانسه) ـ توركس پالم هوت (در هلند ) ـ بوكس وود (در انگلستان و آمريكا)
رويشگاه طبيعي : جنوب اروپا ، شمال آفريقا ، خاورميانه ، تركيه ، شمال ايران (حوزه مخرز) در ارتفاعات پائين .
اندازه و ويژگي : درختي است بسيار كند رشد و در جنگلهاي طبيعي ايران پايه هاي بزرگ عرضه مي دارد. در ايران هم از اين چوب روكشهاي اره اي براي صنايع ظريفه تهيه مي كنند .
آن را با بيش از 10 متر بلندي تنه و بيش از 70 سانتي متر قطر تنه توخالي در لاهيجان ديده ايم (در سال 1327) . ولي امروزه چنين تنه هائي از چوب شمشاد در ايران وجود ندارد.
بلندي تنه معمولاً در حدود 4ـ5 متر و قطر تنه 10ـ30 سانتي متر ، چوب برون و چوب درون همرنگ و به رنگ زرد روشن ، كج تار ، اكثراً در امتداد الياف ترك مي خورد . وزن مخصوص 95/0 ، بسيار سخت ، بسيار سنگين ، بسيار محكم ، همكشيدگي آن زياد خيلي ترك مي خورد ، به زحمت خشك مي شود ، مقاوم بسائيدگي ، خيلي بادوام .
كاربرد : مناسب براي تهيه روكش هاي اره اي جهت صنايع ظريفه ، رويه خيلي صاف و صيقلي.
|
نئوپان :

نئوپان از فشردن زياد همراه با حرارت خورده هاي چوب و اضافه كردن چسب به آنها در ضخامت هاي مختلف توليد مي شود . نئوپان را مي توان در هر دو طرف آن روكش نمود و بدين ترتيب سطوح بسيار زيبائي را كه معمولاً در برابر رطوبت نيز مقاوم اند بدست آورد . در نئوپان بعلت بهم خوردن كامل الياف چوب در شرايط نرمال ، احتمال تغيير حجم بسيار كم است ولي تغيير حالت آن در برابر آب و فشاريو كه در اثر خشك شدن پلي استر ايجاد مي شود بيشتر مي باشد . به همين خاطر به عنوان زيركار مناسب جهت معرق بكار نمي رود. و وقتي با روكش استخواني پوشيده شود براي سطح ميزها و پيشخوانها بسيار مناسب خواهد بود.
مراحل توليد تخته خرده چوب ( نئوپان )
1ـ انبار چوب
2ـ خرد كردن چوبها
3ـ سرند كردن خرده چوبها
4ـ خشك كردن خرده چوبها
5ـ درجه بندي خرده چوبها
6ـ انباره كردن خرده چوبهاي خشك
7ـ چسب زدن خرده چوبها
8ـ لايه ريزي خرده چوبها روي نوار
9ـ پرس كردن كك خرده چوب
10ـ اندازه بري
11ـ سنباده كاري و پرداخت
12ـ انبار و توزيع
|
تخته سه لا :
تخته سه لا از سه يا چند لايه تخته درست شده است . اين لايه هاي مغزي ، تخته هاي دو طرف و بالاخره روكش ها را تشكيل مي دهند . غالباً تخته سه لاها طوري ساخته مي شوند كه بافت هاي لايه هاي مجاور بر يكديگر عمود باشند ، ولي بعضي از تخته سه لاها كه از آنها مثلاً در ساختمان قايق ها و هواپيماها استفاده مي شود ، ممكن است بافت لايه هاي مجاور با يكديگر زاويه 45 درجه را تشكيل دهند تا بدين ترتيب به تخته سه لا انعطاف پذيري بيشتري داده شود. قسمت اصلي تخته سه لا مغزي يا لايه وسطي آنست . در بعضي از موارد چند لايه باريك به يكديگر چسبانده شده و به اين ترتيب ضخامت ، طول و عرض مناسب براي تخته سه لا درست مي شود و در برخي از موارد ، لايه وسط تخته سه لا ممكن است از تعدادي تخته متصل بيكديگر درست شود. ضخامت مغزي ، تابع ضخامت كلي تخته سه لا است .
ضخامت لايه هاي تخته سه لا معمولاً در حدود 3 تا 5/4 ميليمتر و ضخامت روكش هاي سطح در حدود 9/0 ميلي متر است.
مزاياي تخته سه لا :
الف ـ تخته سه لا از نظر مقايسه وزني بمراتب قوي تر از تخته هاي يك تكه است زيرا هريك از لايه هاي آن موجب تقويت لايه بعدي ميگردد.
ب ـ بطور كلي تخته سه لا وزن كمي را دارد.
ج ـ پيچ و ميخ را ميتوان خيلي نزديك به لبه هاي تخته سه لا فرو برد بدون آنكه در تخته سه لا ترك ظاهر شود.
د ـ چون جهت بافتهاي لايه هاي مجاور هم امتداد نيستند ، احتمال تاب خوردگي در آن بسيار كم است .
هـ ـ تخته سه لا بصورت ورقه هاي بزرگ در دسترس مي باشد و در نتيجه با استفاده از آن صرفه جوئي زيادي در وقت بعمل مي آيد . زيرا در غير اينصورت و با استفاده از تخته هاي عادي بايد براي تهيه يك سطح بزرگ ابتدا اين تخته ها را بهم چسباند و سپس با صرف زمان زيادي آنها را رنده كرده و سمباده زد تا سطح صاف مناسب بدست آيد.
و ـ تخته سه لا را مي توان با روكش هاي بسيار متنوعي خريداري كرد.
در روش دوبل تخته سه لايي به عنوان قالب مورد استفاده قرار مي گيرد و زيركار مناسبي براي كارهاي با ارزش كم مي باشد مانند خطهاي برش زده با چوب
مراحل توليد تخته لاي ( سه لايي )
1ـ انبار چوب ( گرده بينه )
2ـ آماده كردن گرده بينه
3ـ نرم كردن (پختن ) گرده بينه
4ـ اندازه بري
5ـ پوست كندن و تميز كردن
6ـ لوله بري و تهيه لايه
7ـ خشك كردن
8ـ قيچي كردن
9ـ چسب زدن لايه ها
10ـ پرس كردن لايه ها
11ـ دور كردن ( اندازه بري)
12ـ بسته بندي
13ـ انبار و توزيع
| | | | | | | | |