خوشنويسی در ايران قبل از اسلام :
خوشنويسی در ايران قبل از اسلام :
- از دير باز ايرانيان به هنر ، توجه خاص داشته اند و مردم اين سرزمين كهن همواره كوشيده اند تا از اين پديده ، در جهت نشاط روحی و زندگی بهتر و زيبا تر استفاده كنند .
كنده كاريهای زيبا بر ظروف مس و بكارگيری نقشهای متنوع همراه با رنگهای دلفريب و چشم نواز بر روی قالی و گليم ، همين طور استفاده از هنر ، در معماری و زيبا سازی بناها، در ظروف سفالی و شيشه ای ، در ساخته های چوبی و.... همه نمايانگر آن است كه ايرانيان ، هنر را جزئی از زندگی روزانه ی خود به شمار می آوردند و در همه ی امور به نحو شايسته ای از آن استفاده می كردند . شك نيست كه اولين آفريننده ی زيبايی ها در جهان و طبيعت ، ايزد بزرگ و توانا است و هم اوست كه بزرگترين و والا ترين هنرمند به شمار می رود.
اگر بخواهيم يك تعريف ساده از خوشنويسی ارائه كنيم ، می توان گفت : «خوشنويسی ، زيبا نگاری حروف و كلمات است بر اساس اصول و قواعد مشخص و معين »
هنر خوشنويسی از قديمی ترين هنرهای سنتی و اصيل در كشور ما محسوب می شود كه بخصوص بعد از آمدن اسلام به ايران رو به تكامل نهاد . همچنين ، چون برای نوشتن قرآن و ديگر كتابهای مذهبی ، بهداشتی و فرهنگی در بيشتر موارد از هنر خوشنويسی استفاده می شود . اين هنر ، باعث انتقال فرهنگ و علوم قديمی به زمان حاضر شده است .
اما قبل از اسلام در ايران ، انواع خط ، از جمله خط ميخی ، پهلوی و اوستايی رايج بود . و حتی در آثار بر جای مانده چنين بر می آيد كه ايرانيان در نوشتن آنها به هماهنگی و ضوابط خاصی توجه داشته اند.
خوشنويسی ايرانی بعد از پذيرش اسلام
با پذيرش اسلام به وسيله ی ايرانيان ، خط و زبان قرآنی رواج يافت و خطوط ديگر به فراموشی سپرده شد . اولين قرآن های اسلام با نوعی خوشنويسی بود كه به نام «كوفی » شهرت داشت .
بعدها و بر اثر مرور زمان ، انواع ديگر خوشنويسی ، از جمله «ثلث و نسخ » از كوفی استخراج شد .
عده ای بر اين عقيده اند كه در حدود قرن سوم هجری ، شخصی ايرانی به نام « ابن مقله بيضاوی شيرازی» توانست به اتفاق برادرش با تغييراتی كه در «كوفی» انجام داد ، « اقلام سته» را به وجود آورد. اما خوشنويسی هايی كه به اقلام سته شهرت يافت ، خطوط خوشنويسی به نامهای « تحقيق » ، «ريحان» ، «ثلث» ، «نسخ» ، «توقيع» ، «رقاع» بودند . اقلام سته تا حدود قرن ششم و هفتم هجری مهمترين انواع خوشنويسی رايج در ايران به شمار می آمدند.
اما عده ای ديگر از محققان نسبت دادن ابداع شش نوع خوشنويسی به ابن مقله و برادرش را معقول نمی دانند. آنها عقيده دارند كه اين انواع بر اثر مرور زمان و تكامل به وسيله ی افراد مختلفی صورت گرفته و « ابن مقله» را فقط تكامل دهنده و مروج آن می دانند و نه به عنوان به وجود آورنده ی آن .
اما در ايران قرآن را به «نسخ» می نوشتند، از «ثلث» برای قطعات درشت و نوشتن كتيبه بر سر در مساجد ،«ريحان» برای نوشتن قطعات و كتابها به كار گرفته می شد.
امروزه به خاطر قرآن ، كتاب آسمانی مسلمانان ، همچنان «نسخ» و «ثلث» از رايج ترين انواع خوشنويسی در ايران است .
اشاره شد كه خوشنويسی نسخ و ثلث برای خط قرآنی به كار می رفت و دارای زير و زبر بود . از اين علامتها برای مشخص كردن صدای حروف استفاده می شد.
در حدود قرن هفتم هجری ، ايرانيان موفق شدند تا برای خط پارسی ، نوعی خوشنويسی به وجود آوردند كه نام آن را تعليق گذاشتند و چون علامتهای زير و زبر و پيش در خط فارسی استفاده نمی شود ،اين نوع خوشنويسی نيز فاقد اين علامتها بود.