گفت‌و‌گو با استاد غلام‌حسين اميرخاني در زمينه وضعيت هنر خوشنويسي در ايران

بازارهاي جهاني را فراموش‌ كرده‌ايم‌

گفت‌وگو: مسعود توكلي‌

اشاره: هنر خوشنويسي در ايران قدمتي ديرينه دارد و به ادوار قبل از اسلام باز مي‌گردد. پس از اسلام نيز اين هنر در كشور تداوم يافت و در هر دوره‌اي از تاريخ، قله‌هايي از هنرمندان خوشنويسي ظهور و بروز كردند. اين هنر آنچنان در زندگي مردم جلوه داشته است كه در بسياري از وسائل و كالاهاي مردم نمايان شده است. بعد از انقلاب اسلامي، اين هنر با خيل مشتاقان رو‌به‌رو شد و كلاس‌هاي خوشنويسي در قالب انجمن خوشنويسان ايران رواج و رونقي چشمگير يافت. آسيب‌شناسي هنر خوشنويسي و بررسي سيرتحول و تطور تاريخي اين هنر، از جمله موضوع‌هاي مهمي است كه در گفت‌و‌گو با استاد غلامحسين اميرخاني مطرح شده است. اين استاد بنام خوشنويسي آنچنان در ميان علاقه‌مندان به هنر - و به ويژه هنرخوشنويسي - شناخته شده‌ است كه نيازي به معرفي ندارد. اين گفت‌و‌گو آغاز بحثي مستمر در زمينه هنر خوشنويسي است. بررسي موضوعاتي چون آسيب‌شناسي هنر خوشنويسي، چگونگي ايجاد بازارهاي داخلي و جهاني آثار خوشنويسي، ارتقاي كيفيت آموزش خوشنويسي و ... در اين مباحث پيگيري خواهد شد.

قبل از هر چيز لازم است به بررسي تاريخي هنر خوشنويسي بپردازيم و سير تطور و تحول اين هنر را ارزيابي كنيم. به اعتقاد شما تاريخ خوشنويسي، از پيدايش تا امروز چه مسيري را طي كرده است و در حال حاضر خوشنويسي داراي چه جايگاهي در ايران و جهان است؟


- پاسخ شما به قدري دقيق و فراگير است كه شايد در يك گفت‌و‌گو نتوان حق‌ مطلب را ادا كرد. براي پاسخ دقيق به اين پرسش بايد نمونه آثار اين هنر را بررسي كرد تا سير تطور تاريخي آن را به تصوير بكشد. بنابراين بايد از نمونه‌هاي آثار موزه‌اي گرفته تا كتاب و كتابت، كتيبه‌ها و شخصيت‌هاي برجسته خوشنويسي را - كه قله‌هاي اين هنر محسوب مي‌شوند - دسته‌بندي و جايگاه هنري آنها را مشخص كرد. با بررسي اين موارد مي‌توان به جمع‌بندي دقيقي از هنر خوشنويسي و سير تاريخي آن دست يافت. اين پاسخ بايد قابليت نقد‌پذيري داشته باشد. در واقع بررسي هنر بايد به وسيله كارشناسان مورد ارزيابي و نقد قرار گيرد و جايگاه و اهميت هر يك از آن موضوع‌ها مشخص شود، در اين صورت مي‌توان اين نظريه‌ها و بررسي‌ها را به طور مستمر مورد نقد قرار داد، زيرا گستره اين هنر آنچنان وسيع است كه ريشه‌هاي خطوط ايراني به چند هزار سال پيش از اسلام باز مي‌گردد و جوهر اين هنر در ميان مردم ما وجود داشته است و پس از اسلام نيز حدود 1400 سال است كه اين خطوط سير تاريخي خود را ادامه داده‌اند تا به امروز رسيده‌اند.
بنابراين بررسي آن پيشينه مي‌تواند وضعيت و جايگاه امروز خوشنويسي را مشخص كند. در مورد طبقه‌بندي موضوع‌ها در عالم خوشنويسي تقريبا هيچ كاري انجام نگرفته است و گاهي اوقات انسان ترجيح مي‌دهد در برابر گستردگي و عمق هنر خوشنويسي سكوت كند ، اما بالاخره بايد اندكي از آن بسيار در مورد هنر خوشنويسي بيان شود و هر كس به اندازه تجربه و دانش خود مي‌تواند در اين زمينه نكاتي را برشمارد.
 

به نظر شما كدام وجه از وجوه متنوع و گسترده هنر خوشنويسي در اولويت قرار دارد؟


- معتقدم بايد بحثي فوق‌العاده گسترده و عميق در مورد تنوعات هنر خوشنويسي صورت گيرد تا مشخص شود چگونه اين هنر در كمال آراستگي و زيبايي جلوه‌هاي متنوعي در زندگي مردم ايران داشته است.
اين هنر در مواردي حضور جنبي و در موارد ديگر حضوري مؤثر و تعيين‌كننده در وسائل و ابزار روزمره داشته است. اين وسائل در واقع بستري براي حضور هنر خوشنويسي در جامعه بوده است. از ظروف گرفته تا سر در مساجد، موزه‌ها، اماكن عمومي و ... هنر خوشنويسي ديده مي‌شود. اين تنوع به حدود 15 رشته خوشنويسي رسيده است: مانند ثلث، نسخ، رقاع، ريحان، محقق، تعليق، نستعليق، شكسته نستعليق و... البته تعليق، نستعليق و شكسته نستعليق شاخه ويژه خوشنويسي ايراني است و به گونه‌اي اين خطوط حامل ميراث فرهنگ و انديشهِ ايراني است. خطوط ويژه ايراني هم از آن‌جهت‌كه فرهنگ و انديشه ايراني را ثبت و ضبط مي‌كرده و در اختيار مردم قرار مي‌داده، اهميت دارد و هم از آن‌جهت‌كه به عنوان هنر، جلوه و ارزش خاصي يافته است، بنابراين همين بحث مختصر نشان مي‌دهد كه هنر خوشنويسي چقدر گسترده و عميق است و براي آنكه مطالب مطرح شده دربار‌ه آن به شكل غيرمنتظم گردآوري نشود بايد موضوع‌ها طبقه‌بندي شود. همچنين بايد آثار مكتوب خوشنويسي را كه به صورت كتاب و كتابت موجود است و به دو دسته تقسيم مي‌شود، دسته‌بندي كرد تا سير تاريخي هنر خوشنويسي را نشان دهد. بخشي از اين آثار در ايران و بخشي ديگر در خارج از ايران پديد آمده‌اند. همچنين مي‌توان قطعه‌هاي خوشنويسي كه در كتابخا‌نه‌ها و موزه‌ها موجود است، دسته‌بندي كرد و مورد ارزيابي قرار داد. سير تحول تاريخي هنر خوشنويسي را مي‌توان از اين طريق نيز مشخص كرد. عرصهِ‌ ديگر كتيبه‌نگاري است. به‌هرحال هر نوع تقسيم‌بندي مناسب مي‌تواند سير تاريخي و تحول كمي و كيفي هنر را نشان دهد، بنابراين چون هنر خوشنويسي در رديف هنر‌هاي تجسمي قرار مي‌گيرد دسته‌بندي آثار و قطعه‌هاي خوشنويسي در طول تاريخ آن هنر مي‌تواند ارزيابي دقيق‌تري از سير تاريخي آن به دست دهد. پس مي‌تواند با هر نقش خوشنويسي، معرفي كوتاه و متناسب با آن نيز صورت گيرد تا سير تطور و تحول هنر خوشنويسي در اثر تحقيقي منتشر شود. در واقع به جاي آنكه پاسخي به سؤال شما دهم سؤال‌ها و موضوع‌هاي متعددي را در زمينه هنر خوشنويسي مطرح كردم.
غلامحسين اميرخاني

همچنان كه شما هم توضيح داديد در زمينه ثبت و حفظ آثار خوشنويسي كمتر تلاش صورت گرفته است. به نظر شما چگونه مي‌توان با دسته‌‌بندي و گردآوري و حفظ آثار، زمينه ايجاد پژوهش‌هاي خوشنويسي را بيشتر فراهم كرد؟

 
- البته صحبت من به اين موضوع معطوف بود كه در زمينه سير تحول و تطور تاريخي هنر خوشنويسي كاري صورت نگرفته است. در زمينه ثبت و ضبط آثار خوشنويسي، مجموعه‌ها، آلبوم‌ها و كتاب‌هايي بسيار زيبا و عالي از طريق انجمن خوشنويسان ايران و مراكز دولتي و غير دولتي منتشر شده و در دسترس مردم و علاقه‌مندان هنر خوشنويسي قرار گرفته است. در مورد سير تاريخي و تحول كمي و كيفي هنر خوشنويسي آنچنان‌كه بايد و شايد فعاليتي صورت نگرفته كه آن هم به خاطر حجم گسترده و عمق فراوان اين هنر است. به‌هرحال بايد گروه‌هاي تخصصي تشكيل شود و كارشناسان خبره و آشنا به هنر خوشنويسي اين موضوع سربسته و مهجور را مورد بررسي قرار دهند. به عبارت ديگر پيشنهاد مي‌كنم جلسات مشورتي و كارشناسي براي بررسي دقيق و مناسب اين موضوع تشكيل شود.
يكي از راه‌هاي رونق هنرها، پرورش و تربيت هنر‌جوياني است كه در آينده بتوانند سرمنشاء و سرمشق ديگر هنرمندان قرار گيرند. آيا در سال‌هاي اخير در آموزش افرادي كه ذوق و استعداد خوبي در زمينه هنر خوشنويسي دارند، فعاليت‌هاي هم شأن اين هنر صورت گرفته است؟


- در اين زمينه مي‌توان روشن‌تر صحبت كرد. قبل از تشكيل انجمن خوشنويسان ايران، شيوه آموزش به صورت سنتي صورت مي‌گرفت و به اصطلاح شيوه شاگرد و استادي رايج بود، به عبارتي شاگرد بايد داراي شرايط ويژه‌اي مي‌بود تا مورد تأييد استاد قرار مي‌گرفت، بنابراين ادب و شخصيت شاگرد، توانايي و مقاومت او در زمينه پيمودن راه طولاني آموزش خوشنويسي و نيز استعداد و ذوق او سنجيده مي‌شد. در آن شيوه آموزش، طبيعي است كه شاگرد براي نام و نان يا براي گذران معيشت و يا تفنّن به سراغ خوشنويسي نمي‌آمد بلكه روي‌ آوردن او به اين هنر از عشقي عميق سرچشمه مي‌گرفت و همين عشق، سختي راه طولاني فراگيري خوشنويسي را آسان مي‌كرد. از سوي ديگر استاد نيز صاحب مقام معنوي و هنري خاصي بود، كه حاصل عمري عشق‌ورزي و تلاش او در زمينه خوشنويسي بوده است. اين شيوه در طول تاريخ خوشنويسي رايج بوده است تا سال 1330 كه تشكيلات كوچكي به همت مرحوم دكتر بياني كه در اداره كل صنايع مستظرفه آن زمان- كه وابسته به وزارت فرهنگ سابق بود - برپا شد و ورود به اين كلاس‌ها براي عموم آزاد بود. اين كلاس‌ها ادامه‌ داشت تا اينكه در سال 1344 وزارت فرهنگ و هنر تأسيس شد و كلاس‌هاي خوشنويسي صاحب انجمن خوشنويسان ايران و سازمان آن گسترده‌تر شد. مديريت اين سازمان، بسيار دلسوزانه و متعهدانه انجام مي‌گرفت و نقش مرحوم خسرو زعيمي در اين زمينه چشمگير بود و زحمات فراواني متحمل شد كه ياد او بايد همواره زنده بماند و نقش مؤثر او در انجمن خوشنويسان مورد تقدير قرار گيرد. همين‌طور بايد از استادان بزرگ و صاحب قلمي چون علي‌اكبرخان كاوه، مرحوم استاد سيدحسين ميرخاني و استاد سيدحسن ميرخاني و ابراهيم بوذري ياد كنيم كه از سال 1330 پايه‌گذاران آموزش خوشنويسي در شكل سازماني بودند تا زماني كه انجمن خوشنويسان ايران در سال 1344 تشكيل شد و اين آموزش‌ها گسترش يافت و شعبه‌هاي ديگري از انجمن در شهر‌هاي ديگر مانند قزوين، تبريز، شيراز، اصفهان و مشهد تشكيل شد. مرحله سوم آموزش خوشنويسي در سال‌هاي 1358 تا 1360 آغاز شد كه هنر‌جويان بيشتري تحت آموزش قرار گرفتند. علت آن هم اين بود كه اين هنر ريشه در فرهنگ مردم ايران داشت و از سوي ديگر برخي از هنرها در اوايل انقلاب محدود و ممنوع شد، بنابراين هنرجويان بسياري به آموزش و فراگيري هنر خوشنويسي روي آوردند. خوشبختانه از اين فرصت تاريخي استفاده كرد و بسياري از اين هنرجويان را تحت آموزش قرار داد و عليرغم امكانات كمي كه داشت تمام تلاش خود را صرف آموزش اين علاقه‌مندان كرد، زيرا انجمن نمي‌خواست سازماني دولتي باشد و مي‌خواست مستقل حركت كند، چون تجربه خوبي از سازمان هايي كه وابسته به دولت بودند نداشت، بنابراين با تلاش بيشتر توانست ضمن حفظ استقلال خود،‌ مخاطبان فراوان خود را تحت آموزش قرار دهد. نكته ديگري كه بايد اضافه كنم اين است كه خوشبختانه انجمن از حمايت معنوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برخوردار بود. برخلاف هنرهاي ديگري كه همواره با مشكل روبه‌رو بوده‌اند خوشبختانه هنر خوشنويسي در طول تاريخ تداوم داشته است. اين‌درحالي است كه بعضي از هنرها در دوره‌هايي از تاريخ كشور دچار ممنوعيت و يا حتي زيرزميني و يا دچار بريدگي تاريخي شدند. شايد يكي از شانس‌هاي بزرگ هنر خوشنويسي آن است كه هيچ‌گاه دچار بريدگي تاريخي نشده است و از شاهان و درباريان گرفته تا افرادي كه صاحب فضل و مقام علمي و معنوي بوده‌اند به اين هنر توجه كرده‌اند و همين امر باعث پويايي، بالندگي و رشد هنر خوشنويسي در طول تاريخ شده است.
از نظر كميت نيز انجمن از 5 شعبه به 10 و بيشتر رسيده است و امروز حدود 220 شعبه در سراسر كشور فعال است و هنرجويان هر منطقه از كشور به تناسب معلمي كه در آنجا تدريس مي‌كند از تعليم پايه‌اي خوشنويسي برخوردار مي‌شوند. از سوي ديگر كتاب‌ها و جزوات چاپ‌شده از سوي انجمن، توانايي بسياري براي آموزش هنرجويان دارد و هنرجو به قدر همت و تلاش خود مي‌تواند از اين منابع استفاده كند.
در واقع چاپ كتاب‌هاي استادان بزرگ و تاريخي خوشنويسي به نوعي در دسترس هنرجويان شهرستاني نيز قرار گرفت و چون آنها نمي‌توانستند به طور مستقيم از محضر استادان معاصر بهره‌مند شوند از طريق اين كتاب‌ها فرصتي مناسب به دست آوردند. بديهي است كه قبل از اختراع چاپ، اين موقعيت براي هنرجويان خوشنويسي وجود نداشت و يك استاد صاحب مكتب تنها براي چند نفر تدريس مي‌كرد. به‌هرحال اين موارد باعث شد كه جرياني قوي، شاداب و با كيفيت و كميت مناسب در كشور به وجود آيد كه امروزه شايد نمره آموزش خوشنويسي اين گونه داده شود كه اين هنر در حد كاربردي در مدارس و ادارات و... قابل استفاده است و از سوي ديگر جريان با كيفيتي نيز در هنر خوشنويسي ايجاد كرده است.
اگر بخواهيد نتايج آموزش خوشنويسي در كشور را در سال‌هاي اخير مورد سنجش قرار دهيد،‌ چگونه كميت و كيفيت آن را ارزيابي مي‌كنيد؟
- به‌طورخلاصه بگويم، نتيجه اين تلاش‌ها باعث شد كه هنرمندان خوشنويس ما در مسابقات خوشنويسي امسال كه در حاشيه كنفرانس سران اسلامي در استانبول تركيه برگزار شد مقام اول را كسب كنند، به‌ويژه در خطوطي كه در اين چند صدسال اخير به هنرمندان آن كشور اختصاص داشت. همان‌طوركه مي‌دانيد دولت عثماني در گذشته از چندين كشور اسلامي تشكيل شده بود كه با توجه به امكانات فراوان خود توانسته بود در همه رشته‌هاي خوشنويسي به درجات ممتازي دست يابد.
در واقع هنر خوشنويسي در آن دولت به عنوان هنري متشخص و ممتاز مورد توجه قرار گرفته و رشد چشمگيري يافته بود. البته بيشتر در رشته‌هاي ثلث و نسخ به موقعيت بسيار بالايي دست پيدا كرده بودند و جوانان هنرمند ما امسال توانستند در همين رشته‌ها مقام اول را به دست آورند. اين اتفاق را بايد مورد بررسي دقيق و علمي قرار داد كه چگونه هنرمندان ما به چنين نتيجه فوق العاده‌اي رسيده‌اند.
البته بديهي است كه ملت ما داراي استعداد فوق‌العاده‌اي است كه هرگاه بستر مناسبي براي حضور پيدا كند در هر رشته، جلوه و درخشش خود را نشان مي‌دهند. همچنين برگزاري مناسب اين مسابقات در تركيه و نيز داوري خوب، سبب افزايش انگيزه و اعتماد هنرمندان شد. ما مي‌توانيم اين اتفاق را كارنامه‌اي براي هنر خوشنويسي ايران تلقي كنيم، چون اين مسابقات در فضايي جدي و كاملا حرفه‌اي برگزار مي‌شود و تعارفي در ميان نيست، به‌ويژه در زمينه رشته‌هايي چون محقق، ريحان و ثلث، ما در موقعيتي جهاني و كاملاً حرفه‌اي و ممتاز قرار گرفته‌ايم. موقعيتي كه هنرمندان ما دارند موقعيتي است كه هنرمندان، پس از سال‌ها تجربه و فعاليت به آن دست پيدا مي‌كنند و به نوعي آنها در حد مقام استادي قرار دارند.
اما با توجه به شأن و ارزش اين هنر و كاربرد‌هاي فراوان آن در عرصه‌هاي مختلف، آنچنان‌كه بايد و شايد در ديگر هنر‌ها حضور نيافته است. به عنوان مثال در هنر‌هايي مانند سينما و تئاتر كمتر مورد استفاده قرار گرفته است. در سينما مرحوم علي‌حاتمي توجه ويژه‌اي به خوشنويسي داشت اما هنرمندان چندان به اين هنر توجهي نكرده‌اند. آيا استفاده نكردن از اين هنر در هنرهاي ديگر به علت نداشتن شناخت دقيق نسبت به خوشنويسي و كاربردهاي آن است و يا اينكه علت‌هاي ديگري در ميان است؟
- البته سينما و تئاتر در كشور ما قدمت طولاني ندارند و از غرب وارد شده‌اند. از سوي ديگر تلفيق هنرها با يكديگر بايد متناسب و دقيق صورت گيرد تا در نهايت ساختار و تركيب متوازن و درستي بيابد. در كشور ما سينما يا همواره دولتي بوده و يا وابسته به سرمايه‌ سرمايه‌گذار بوده است. نكته ديگر اينكه بايد به گذشت زمان نيز توجه كرد و نبايد انتظار داشت كه اين تلفيق‌هاي هنري به سرعت در هنرها نمايان شود. البته تعداد انگشت شماري از هنرمندان بوده‌اند كه قبل و بعد از انقلاب از اين هنر در آثار هنري خود بهره برده‌اند اما اين استفاده هنري به شخصيت خاص آن هنرمند ارتباط داشته است.
آنچه در سال‌هاي اخير مورد توجه بسيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گرفته، ايجاد بازار‌هاي داخلي و بين‌المللي براي عرضه آثار هنري به عنوان كالا‌هاي فرهنگي و هنري است. اخيرا هم در تهران و تالار وحدت نمايشگاهي از آثار هنري هنرمندان برگزار شد. در اين مورد چه نظري داريد و گمان مي‌كنيد چگونه مي‌توان بازار عرضه و تقاضاي كالاهاي فرهنگي و هنري را رونق بخشيد؟
- تصميم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين زمينه كه يك يا دو درصد بودجه عمراني به خريد آثار هنري اختصاص يابد بسيار خوب است. در حقيقت با توجه به بستر مناسبي كه به وجود مي‌آيد هنرمند احساس آرامش و امنيت بيشتري مي‌كند و در زمينهِ مسائل مالي و زندگي عادي هنرمند كمي گشايش حاصل مي‌شود اما بايد اين كار به صورت قاعده‌مند و مناسب صورت گيرد و دچار آفت‌هايي مانند قرار گرفتن رابطه به جاي ضابطه نشويم. به عبارتي چون اين آثار در آينده ارزش افزوده پيدا خواهد كرد و آن سازمان و وزارتخانه‌اي كه اين آثار را خريداري مي‌كند موزه‌اي از اين آثار مي‌تواند تأسيس كند، بايد به آثار با كيفيت برتر توجه نمود. اما در زمينه ايجاد بازار‌هاي جهاني عرضه كالاهاي فرهنگي و هنري بسيار كوتاهي كرده‌ايم، به خصوص كه كشورهاي پيشرفته اروپايي و آمريكايي به هنر توجه ويژه‌اي دارند، زيرا شرايط تربيت و پرورش فرهنگي و هنري براي آن جوامع بيشتر فراهم بوده است.
در اين زمينه فضاي بسيار گسترده‌اي براي تعامل ميان هنرمندان ايراني و ديگر كشورها وجود دارد و از سوي ديگر اين آثار داراي هويت، فرهنگ، جهان‌بيني و تمامي ارزش‌هاي انساني و متعالي ملت ماست و عرضه اين آثار مي‌تواند ارزش‌هايي بسيار فراتر از مسائل مالي براي كشور ما داشته باشد.
در حقيقت بسياري از كشورها هنوز از فرهنگ و هنر ما شناختي ندارند و اين در حالي است كه جهان بيشتر در عرصه عالم سياست با كشور ما تعامل داشته است و بديهي است عالم سياست نمي‌تواند معرّف فرهنگ يك ملت باشد، چون در شرايطي ممكن است تعاملات و گفت‌وگوهايي صورت گيرد كه با جوهر تفكر يك ملت مغاير باشد و چنين امري فقط در عالم سياست اتفاق مي‌افتد. اگر هنر بتواند نقش مؤثر خود را در تعاملات جهاني به‌دست آورد در آن صورت بسياري از معاملات تغيير خواهد كرد. ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها نيز تنها در عالم هنر و فرهنگ تحقق مي‌يابد. يك ايراني به شعري ناب از كشور‌هايي مانند فرانسه، انگلستان يا روسيه، هيچ‌گاه به ديده پديده‌اي غريبه و اجنبي نمي‌نگرد. اين شعر همانند شعر ناب ديگري از كشور ايران تأثير مثبت و مناسبي را بر انسان مي‌گذارد. به طور كلي هنر، محبت و برادري را در ميان انسان‌ها ايجاد مي‌كند و اگر بتوانيم زمينهِ مناسبي براي عرضه درست آثار هنري كشورمان در جهان ايجاد كنيم، قضاوت جهان نسبت به ما تغيير خواهد كرد و به بسياري از سوءتفاهمات غم‌انگيزي كه در چند دهه اخير نسبت به ايران به وجود آمده، پايان خواهد داد.
به عنوان سؤال آخر مي‌خواستم مطرح كنم كه هنر خوشنويسي با پيشينه طولاني تاريخي راه خود را در مسير‌هاي سخت بازكرده است و به جايگاه امروز رسيده است، اما در هر دوره‌اي از تاريخ، هنر‌ها با بحران‌ها و آفاتي روبه‌رو مي‌شوند كه هنر خوشنويسي نيز ازاين‌امر مستثني نيست. به اعتقاد شما به عنوان استاد و صاحب‌نظر در اين‌ هنر، خوشنويسي درحال‌حاضر با چه آفات و موانعي روبه‌روست و چگونه مي‌توان اين مشكلات را برطرف كرد؟
- البته در اين زمينه شناخت دارم و مي‌توانم به اين سؤال هم پاسخ دهم اما معتقدم بايد سميناري دراين‌باره تشكيل شود و افراد صاحب‌نظر از زوايا‌هاي مختلف هنر‌خوشنويسي را آسيب‌شناسي كنند. در اين سمينار‌ها يا همايش‌ها جنبه‌هاي مثبت و منفي هنر خوشنويسي درحال‌حاضر مشخص مي‌شود و مي‌توان با شناخت دقيق‌تري در مورد هنر خوشنويسي برنامه‌ريزي كرد.