نساجي ايران؛ در گذر زمان

نساجي ايران در طي ساليان سال، فراز و نشيب هاي زيادي را پشت سر گذاشته است كه نگاهي به آن نشان مي‌دهد كه همواره اين صنعت در معرض توجه بوده است. شعر بافي يا ابريشم بافي كاشان از زمان رشيد الدين فضل ا... شروع شد، زماني كه او يك‌سري صنايع را در ربع رشيدي احيا و منسجم كرد. او در اين زمان يك سيستم بازرگاني راه‌اندازي كرد كه سال‌ها بعد در دوره سلجوقي و ايلخاني به طراز معروف شد.
رشيد الدين فضل ا... ، اين طراز را با نظارت حكومت و همكاري تجار محلي شوش و شوشتر گرفته تا كاشان و خوارزم اداره مي‌كرد و در نهايت هم تجار سهمي از اين تجارت داشتند و هم مبالغ كلاني به خزانه مملكتي مي‌رسيد، به گونه‌اي كه در آن تاريخ، بيشتر خزانه كشور از تجارت پارچه و نساجي انباشته مي‌شد.
«شاردن»، سياح و جهانگرد فرانسوي، در سفرنامه‌اش كه زمان متأخرتر از فضل ا... بوده نيز كل درآمد مردم كاشان را از ابريشم بافي ذكر كرده و حتي آورده كه در آران و بيدگل كاشان فقط 100 نفر مشغول به اين كار بودند. او پارچه را حتي جزء غلات به عنوان مالياتي كه از زارعان گرفته مي‌شده آورده است.

پارچه سنتي ديروز؛ لباس مدرن امروز

طراحي لباس مثل تمام مشاغل هنري ديگر نياز به انگيزه، ذوق و سليقه دارد صفاتي كه «آزاده ياسمن»، محقق و طراح پارچه‌هاي سنتي مي‌خواست آن‌ها را در كارهايش به نمايش بگذارد. او در حال حاضر كارگاه شعربافي را در مجموعه تاريخي فرهنگي سعدآباد اداره مي‌كند.
او بيشتر به دنبال طراحي است. ولي خود را بافنده مي داند. براي او شروع بافندگي مانند شروع اين حرفه در جهان است، زمانيكه انسانها از پارچه فقط به عنوان تن پوش استفاده مي‌كرند. وي احساس خود را در اين زمان نوعي شيفتگي بافتن مي‌نامد و مي‌گويد: شيفتگي بافتن براي من مطرح بود يعني همان حرفه‌اي كه خدايان و پدران در اسطوره‌ها و قصه ها انجام مي‌دادند. خيلي كم بافته‌هاي دستي را مي‌شناختم و اين كار براي من يك افسون داشت كه احساس مي‌كردم موقع بافت كاري آييني - عبادي انجام مي‌دهم.
ياسمن مي‌افزايد: تا قبل از حمله مغول‌ها به ايران لباس ايرانيان از قطعات مربع و مستطيل تشكيل مي‌شدند كه لباس هر كسي براي ديگري هم قابل استفاده بود. «خفتان» نوعي از همين لباس‌هاست كه كه سواره نظام دوره هخامنشيان مي‌پوشيدند و در پازيريك جايي كه قديمي‌ترين فرش دنيا يافت شده ديده شده‌اند . اين لباس مانند لنگي است كه به صورت چپ و راست روي هم قرار گرفته و دو آستين هم دارد. در اين لباس از شانه و سر شانه و يقه خبري نيست.
اما با آمدن مغول‌ها لباس اقوام ايران شكل مي‌گيرد و قيچي، اتو، الگو، بقچه و.... وارد زبان فارسي مي‌شود. از اين پس خياط قديمي كنار مي‌رود و قيچي چي به ميدان مي‌رود . لباسها به قامت انسانها بريده مي‌شوند و لباسهايي مانند نيم تنه كرد، دامن قوچان و... با الهام از مغول‌ها به وجود مي‌آيند.
علي خطيب شهيدي و آزاده ياسمن كه سرپرست يك گروه تحقيقاتي هستند تصميم گرفتند برا ي حفظ تعداد اندكي از شعر بافان كاشان و احياء دستگاه‌هايي كه به مرور زمان در بافت اين پارچه‌ها منسوخ و فراموش شده‌اند قدم بردارند.
مواد اوليه اين دستگاه‌ها، ابريشم طبيعي است كه نوسان قيمت ابريشم در طول سال به كم و زياد شدن تعداد دستگاه‌ها كمك مي‌كند. پارچه هاي شعربافي كه در خود شهر و كارگاه‌هاي خصوصي توليد مي‌شود، بيشتر به مناطق غرب و كردنشين كشور فرستاده مي‌شود.
مواد اوليه شعر بافي ابريشم طبيعي است اين نوع ابريشم هم در ايران توليد مي‌شود و از چين وارد مي‌كنيم. ولي خطيب شهيدي، محقق و توليد كننده پارچه‌هاي سنتي، فقط در كارهايش از ابريشم‌هاي ايراني استفاده مي‌كند و در اين رابطه مي‌گويد: با وجود ابريشم چيني ما اصرار داريم كه از ابريشم ايراني استفاده كنيم؛ چرا كه نمي‌خواهيم حتي يك ريال ارز كشور خارج شود.
وي و گروهش حتي در رنگ كردن ابريشم‌ها نيز براي ايراني و اصيل ماندن كارشان از رنگ‌هاي گياهي استفاده مي‌كنند و در اين رابطه از تجربه اساتيد رنگرزي سنتي در قالي‌بافي استفاده مي‌كنند